آدم خوبی است. بی سرو صدا اما زیرک و باهوش. درس خوانده نیست شاید چند کلاسی سواد بیشتر ندارد، اما بازار را خوب می شناسد و راه های ارتباط با مشتری را بلد است. با اینکه از کله سحر تا بوقی از شب در مغازه سرپا ایستاده اما اخم و تخم ندارد. با هر ک...
آقا جلال رو تو محله ما همه می شناسند. آدم خونگرم و صمیمی است. سوپرمارکت آقا جلال سوپرمارکت بزرگی نیست اما همیشه پر از مشتری است. هر بار که می ریم تو مغازه می بینیم چند نفر تو نوبت اند تا چیزی خرید کنند. همیشه برای پسرم این سوال بود که بابا...
چند روزی بود که چراغ روغن اتومبیلم روشن می شد و مدام اخطار می داد. اوایل چندان به این اخطارها توجه نمی کردم، اما دیدم هر روز تعداد اخطار و چراغ قرمزها داره بیشتر می شه. کم کم نگران شدم و گفتم نکنه یه وقت تو اتوبان من...
ساعت سه باید تو فرودگاه بودم. چمدونم رو آماده کردم و لباسمو پوشیدم و به تاکسی تلفنی زنگ زدم. مردی مودب و موقر از پشت تلفن قبل از اینکه من چیزی بگم گفت: آقای امیری سلام روز شما به خیر، دستور بفرمایید در خدمت شما هستم. فهمیدم شماره ها تو کامپ...
داشتم از دفتر کارم می اومدم بیرون که صدای زنگ تلفن همراه توجه منو به خودش جلب کرد. به طرف تلفن رفتم و گوشی را برداشتم. آن طرف تلفن صدای زیبا و مهربانی سالم کرد. جواب سالم را دادم و با تعجب پرسیدم: شما؟ گفت: من پیمان هستم. گل فروش محله شما ک...
تغییر و تبدیل در ساختار نظام اجتماعی باعث دگرگونی و تغییر در بسیاری از ارتباطات شد، به گونه ای که همزمان با روی کار آمدن فناوری های نوین، فصلی جدید در زمینه اطلاع رسانی به وجود آمده است. امروزه شبکه های مختلف رسانه ای سعی می کنند نقش و سهم...