دنیای کسب و کار یک گورستان ساکت و پر از سنگ قبرهای باشکوه دارد. روی این سنگ قبرها نام هایی حک شده که روزی برای خودشان غول هایی بودند: بلاک باستر، پادشاه بی چون و چرای سرگرمی های خانگی؛ کداک، مترادف کلمه خاطره؛ نوکیا، غولی که به نظر می رسید...
تصور کنید در اتاق فرمان یک کشتی غول پیکر نشسته اید. ناگهان آژیر خطر به صدا درمی آید. دریا توفانی شده، امواج سهمگین به بدنه کشتی می کوبند و از هر سو گزارش های نگران کننده ای از نقص فنی و شرایط پیش بینی نشده به سمت شما سرازیر می شود. خدمه وحش...
آن لحظه معذب و آشنا را تصور کنید. در یک دورهمی اجباری شرکت شما با لیوانی در دست ایستاده اید و در حال یک گفت وگوی بی هدف با همکارتان از بخش مالی درباره وضعیت آب و هوا هستید. همه لبخند می زنند، اما در پس این لبخندها یک حس پنهان از اجبار و تما...
تاریخ دنیای کسب و کار پر است از داستان های عبرت آموز. داستان تیم های ورزشی که با صرف هزینه های گزاف مجموعه ای از بهترین ستارگان دنیا را گرد هم آوردند، اما در نهایت با شکستی تحقیرآمیز زمین را ترک کردند. گروه های موسیقی که از نوازندگان افسانه...
مه غلیظی دنیای کسب و کار را فرا گرفته است. این مه از جنس بخار آب دریا نیست؛ از جنس عدم قطعیت است. تغییرات سریع تکنولوژی، بحران های اقتصادی غیرمنتظره و جابه جایی های ناگهانی در رفتار مصرف کننده فضایی را خلق کرده که در آن دیدن چند متر جلوتر ن...
برای بیش از دو دهه یک قانون نانوشته بر اینترنت حکمرانی می کرد: تمام مسیرها به گوگل ختم می شود. جعبه ساده جست وجوی گوگل به دروازه اصلی ورود به اقیانوس بی کران اطلاعات تبدیل شده بود. استراتژی کسب و کارها ساده بود: هر طور شده، در این دروازه اص...
بیایید کسب و کار شما را برای لحظه ای مانند یک سطل بزرگ تصور کنیم. هر روز تیم بازاریابی و فروش شما با تلاش فراوان، این سطل را با مشتریان جدید پر می کنند. این یک تصویر هیجان انگیز است: سطل در حال پر شدن است، نمودارها صعودی هستند و همه چیز عال...
در دنیای کسب و کار دو نوع مدیر وجود دارد. دسته اول مدیرانی هستند که تیم خود را مانند یک صفحه شطرنج می بینند؛ مجموعه ای از مهره ها که باید آنها را برای رسیدن به یک هدف مشخص جابه جا کرد. تمرکز آنها بر روی وظایف، مهلت ها و نتایج است. این مدیرا...
حتما شما هم چنین صحنه ای را تجربه کرده اید: در یک جلسه پرآشوب، جایی که نظرات متناقض فضا را سنگین کرده و استیصال در چهره ها موج می زند، ناگهان فردی شروع به صحبت می کند. او لزوما بلندترین صدا را ندارد، از کلمات پیچیده استفاده نمی کند و حتی شا...
بیایید به نقشه سازمانی یک شرکت کلاسیک نگاه کنیم. یک نمودار درختی زیبا و منظم. خطوط صافی که هر مدیری را به دپارتمان مشخص خود وصل می کند: دپارتمان بازاریابی، دپارتمان مالی و دپارتمان مهندسی. هر بخش یک جزیره تخصصی است که دیوارهای بلندی آن را ا...
اینترنت یک شهر بی نهایت شلوغ است. هر روز میلیون ها کسب و کار در این شهر فریاد می زنند و تلاش می کنند تا صدای شان شنیده شود. آنها مقالاتی می نویسند، پست هایی منتشر می کنند و به امید جلب توجه، محتواهایی را به این اقیانوس اطلاعات پرتاب می کنند...
بیایید لحظه ای یک کشتی غول پیکر تجاری را تصور کنیم. یک بدنه فولادی عظیم، صدها خدمه که هر کدام وظیفه ای مشخص دارند، موتورهایی قدرتمند که با نظمی مثال زدنی کار می کنند و انباری پر از کالاهای ارزشمند. این کشتی نماد یک شرکت موفق است: منظم، کارآ...
برای قرن ها کیمیاگران در دخمه های تاریک و اسرارآمیز خود، به دنبال یک رویای دست نیافتنی بودند: تبدیل فلزات بی ارزشی مانند سرب به طلای ناب. این یک جست وجوی وسواس گونه برای خلق ارزش از چیزی بود که به ظاهر یک بار اضافه و یک ماده پیش پاافتاده تل...
ایده های بزرگ مانند جرقه های درخشان هستند. آنها می توانند در یک لحظه یک اتاق تاریک را روشن کرده و مسیری جدید را نشان دهند. هر کسب و کار موفقی با یکی از همین جرقه ها آغاز می شود: یک محصول انقلابی، یک خدمت نوآورانه یا یک راه حل هوشمندانه برای...
بسیاری از ما زندگی حرفه ای خود را سوار بر یک قطار آغاز می کنیم. قطاری که روی ریلی مشخص حرکت می کند. ایستگاه هایش از قبل تعیین شده اند: کارآموزی، کارمندی، کارشناس ارشد و شاید روزی مدیریت. ساعت حرکت و توقفش دست ما نیست؛ زنگ ساعت هفت صبح و کار...