شنبه, 14 مرداد 1396 - 16:02

مدیریت (اداره کردن) می تواند به صورت فرآیند سازمان  دهی مؤثر منابع جهت دستیابی به اهداف تعریف شود. مدیریت کسب و کار، به کارگیری این فرآیند در یک سازمان مشخص است. یک مدیر کسب و کار ممکن است دارای سطح وسیعی از مسئولیت باشد که این بستگی به سازمان موردنظر دارد. با این وجود برخی عملکردهای کلی در همه کارهای مدیریتی موجود است که شامل برنامه ریزی، سازمان دهی، تعیین کارکنان، جهت دهی امور، کنترل و بودجه بندی می شود.

1- برنامه ریزی

یک مدیر کسب و کار ملزم به برنامه ریزی و آماده سازی سازمان جهت رسیدن به اهداف مورد نظر است که ممکن است شامل کارهای مختلفی شود از جمله برآورد بودجه، تحقیق بازار و ارائه استراتژی. به طور اساسی این عملکرد نشان دهنده محل قرارگیری سازمان، جهت گیری آن و چگونگی تأمین منابع است.

2- سازمان دهی

زمانی که اهداف تعریف شدند، مدیر کسب و کار مسئولیت های مورد نظر را تشخیص داده، افراد را مورد آنالیز قرار می دهد و ابزار مورد نیاز را برآورد می کند و به تقسیم وظایف می پردازد. این مرحله ممکن است شامل بازبینی سازمان، توسعه گروه های جدید یا تعریف مشاغل جدید باشد. هدف ایجاد محیطی بهینه برای عملکرد مؤثر و نتیجه بخش است.

3- تعیین کارکنان

پیدا کردن فرد مناسب جهت کارهای مختلف بخش بسیار مهمی از مدیریت کسب و کار است. تعیین مشاغل مورد نیاز، آماده سازی تعاریف کارها، انتخاب و آماده سازی از جمله بخش های مختلف کار یک مدیر است. یک مدیر خوب معیارهایی از قبیل تنوع، اخلاق، سیاست و سایر پارامترهای مورد نیاز برای هر کار را در محیط کسب و کارش تشخیص می دهد.

4- جهت دهی امور

نکته جالب در مورد جهت دهی امور به دست آوردن نقطه تعادل بین کارکنان مورد نیاز و تولید اقتصادی است. این امر شامل تخصیص مناسب منابع و فراهم کردن سیستم حمایتی است که به مسائل سریعا پاسخ دهد. یک مدیر کسب و کار لازم است با داشتن شخصیت فردی بالا، به کارکنانش روحیه داده و آنها را جهت دستیابی به اهداف مشترک هدایت کند.

5- کنترل

کنترل عبارت است از ارزیابی کیفیت در تمام مراحل سازمان. یک مدیر با دنبال کردن کارها و مقایسه آنها براساس یک نقشه استراتژیک، انحراف از هدف را به حداقل می رساند. کنترل امور شامل تحلیل هزینه ها، مدیریت اطلاعات، اندازه گیری عملکرد و عملکرد به موقع است.

6- بودجه بندی

دنبال کردن و بازبینی بودجه یکی از عوامل بسیار بحرانی موفقیت هر مدیر است که اغلب توسط دوره های آموزشی مختلف مدیریت کسب و کار مورد تمرکز قرارگرفته و معمولا شامل فاینانس، محاسبات و نرم افزارهای محاسبه بودجه می شود. زمینه اساسی دیگری برای مدیریت کسب و کار شامل آمار، بازاریابی، منابع انسانی و اقتصاد نیز مورد نیاز هستند. همچنین عواملی همچون تصمیم گیری، منطق، حل مسئله و مهارت های شخصیتی نقش بسیار مهمی در مدیریت کسب و کار دارند.

آنچه در عمل باید انجام دهید

- مسئولیت پذیری از جمله خصوصیات بارز کارمندان است و کارگروهی به هماهنگی و تدبیر نیاز دارد، اما باز هم وظیفه اصلی مدیر، شناسایی کارمندان ساعی و اعتماد به آنان است که حس رقابت را بین آنها برانگیزد و براساس عملکرد هر فرد سمت و عناوینی شایسته به وی اعطا کند. واگذاری مسئولیت ها از دو منظر بسیار حائز اهمیت است. 

در بخش اول امتیازدهی به کارمندان روحیه اعتماد به نفس، خلاقیت، انگیزه مضاعف و بهره وری را در آنان افزایش می دهد. كارمندان از حضور در جمع های مشترک و نظرسنجی های اعضای بلندپایه شرکت به منظور توسعه اهداف درازمدت سازمانی استفاده کرده و طرح های جدیدی را ارائه می دهند. از بعد دوم مدیر با اختیاردهی به کارمندان فرصت و بستر مناسبی برای خلاقیت ها و سبک های متفاوت كارمندان به وجود می آورد.

- استراتژی باید بتواند دربرگیرنده تمامی تغییرات بنیادین و تضمین کننده توسعه مستمر باشد. به واسطه استراتژی مدیران قادر می شوند عقاید و دیدگاه های خودشان را با برنامه های منسجم به اجرا درآورند و راهكارهایی برای رقابت در عرصه خدمات، محصولات و بازارهای موجود پیش بینی کنند.

همانطور كه می دانید عامل زمان نقش تأثیرگذاری در تصمیم گیری های مدیران دارد. خصوصا در بخش مدیریت بحران، اتخاذ تصمیم های اصولی و سرنوشت ساز به تدبیر و سرعت عمل نیاز دارد. مدیران باید آنقدر باتجربه باشند كه بتوانند راهكارهای مناسب را به اجرا درآورند. 

همیشه باید جلوتر از زمان حركت كرد. اكثر مدیران موفق ساعاتی طولانی را صرف مدیریت كسب و كار خود می کنند، سفارش های جدید می گیرند و سعی می کنند كارایی خود را به طور مستمر افزایش دهند.

تدوین یك استراتژی جامع، تمركز بر كسب و كار، استفاده بهتر از منابع فكری و مدیریتی به واسطه كاركردهای صحیح مدیران در برنامه های كوتاه و بلند مدت شكل می گیرد. استراتژی برای كاركنان، مشتریان و تمامی سهامداران بستری خاص ایجاد می کند تا هر فرد با اجرای مسئولیت خویش راندمان كار را افزایش دهد. همچنین استراتژی، عاملی مؤثر برای موفقیت هر سازمانی محسوب می شود.

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید