رهبری تجاری در روزهای آرام و آفتابی یک علم به نظر می رسد. انبوهی از داده ها، مدل های پیش بینی و تحلیل های بازار مسیر پیش رو را مانند یک جاده صاف و آسفالت شده روشن می سازند، اما آزمون واقعی یک رهبر در این جاده های هموار رخ نمی دهد. آزمون واقعی در یک تقاطع پیش بینی نشده در دل یک مه غلیظ آغاز می شود؛ جایی که هیچ تابلو راه...
بیشتر سیستم های پاداش و انگیزش در دنیای کسب و کار بر پایه یک فرض قدیمی و به شدت ناقص بنا شده اند: اینکه انسان ها ماشین هایی منطقی و قابل پیش بینی هستند که با وارد کردن مقدار مشخصی سوخت (پول) می توان خروجی مشخصی (عملکرد) را از آنها انتظار داشت.
این تفکر مکانیکی منجر به خلق طرح های پیچیده ای شده است که در آنها، عم...
در راهروهای بسیاری از سازمان های امروزی یک سکوت سنگین و مودبانه حکم فرماست. جلسات با لبخند و تاییدهای پی در پی به پایان می رسند، ایمیل ها با لحنی دیپلماتیک و خنثی نوشته می شوند و همه تلاش می کنند تا از هرگونه رویارویی مستقیم پرهیز کنند. این پدیده، که در نگاه اول ممکن است نشانه یک محیط کاری هماهنگ و سالم به نظر برسد، در...
برای قرن ها مدل ذهنی ما از یادگیری یک مدل مکانیکی و سرد بوده است. ما یادگیری را فرآیند انتقال اطلاعات از یک ظرف پر (معلم یا مدیر) به یک ظرف خالی (دانش آموز یا کارمند) تصور کرده ایم. در این مدل محیط یادگیری شبیه به یک کارخانه است که در آن مغزهای خام وارد شده و با افزودن داده ها و فرآیندها، به یک...
برای دو دهه متخصص بهینه سازی موتورهای جست وجو (سئو) شبیه به یک نقشه کش ماهر در دوران اکتشافات بزرگ بود. او با ابزارهای خود (قطب نمای تحقیق کلمات کلیدی، دوربین عکاسی تحلیل رقبا و دفترچه یادداشت ساخت لینک) به قلمروهای ناشناخته و وحشی الگوریتم های گوگل سفر می کرد.
ماموریت او ترسیم یک نقشه دقیق از این سرزمین دائما در حال...
فرهنگ کار مدرن در ستایش یک فضیلت خطرناک اغراق می کند: سختکوشی. ما داستان کارآفرینانی که شب ها نمی خوابند را می خوانیم؛ مدیرانی که اولین نفر وارد و آخرین نفر خارج می شوند را تحسین می کنیم و به طور کلی، حجم تلاش و ساعات کار را با میزان تعهد و احتمال موفقیت، برابر می دانیم.
این تئاتر بهره وری، اگرچه ظاهری فداکارانه...
در فرهنگ کسب و کار ما داستان های سرسختی و پایداری را ستایش می کنیم. کارآفرینی که با وجود شکست های مکرر، هرگز تسلیم نمی شود به یک قهرمان تبدیل می شود و رهبری که یک پروژه بحران زده را با اراده آهنین به سرانجام می رساند، مورد تحسین قرار می گیرد.
این روایت ها یک پیام ق...
در ذهنیت مدرن کسب و کار، ما شیفته ساختن آسمان خراش ها هستیم. سازه هایی که با سرعتی سرسام آور قد می کشند، خط افق را برای مدتی تسخیر می کنند و بازدهی سرمایه را در کوتاه ترین زمان ممکن تضمین می نمایند. فرهنگ رهبری ما نیز به همین بیماری سرعت و مقیاس مبتلا شده است. ما به دنبال رشد فصلی، اهداف کوتاه مدت و پیروزی های آنی هستی...
در ذهن هر کارآفرین بزرگی یک آتش سوال برانگیز شعله ور است. آتشی از جنس یک ایده انقلابی، یک اشتیاق سیری ناپذیر برای ساختن و یک توانایی جادویی برای روایت داستانی که دیگران را به سوی خود می کشد. آنها می توانند محصولی را از هیچ خلق کنند، تیمی از نوابغ را گردهم آورند و بازارها را متقاعد سازند که به چیزی نیاز دارند که تا دیرو...
در دنیای کسب و کار ما شیفته روایت های حماسی هستیم. داستان هایی از جهش های بزرگ، اختراعات انقلابی و موفقیت های یک شبه که مسیر تاریخ را تغییر می دهند. این تمرکز بر پیروزی های عظیم یک باور پنهان را در فرهنگ سازمانی ما نهادینه کرده است: ارزش واقعی تنها در دستاوردهای بزرگ و نقاط عطف تاریخی نهفته است، اما این وسواس برای رسید...
فرهنگ ما ستایشگر تفکر دوتایی است. ما آموزش دیده ایم که دنیا را از دریچه انتخاب های صفر و یکی ببینیم: موفقیت یا شکست، کار یا زندگی، کیفیت یا سرعت و سودآوری یا هدفمندی. این چارچوب ذهنی «یا این، یا آن»، آنقدر در تصمیم گیری های روزمره و استراتژیک ما ریشه دوانده است که به یک واقعیت بدیهی...