کلاس های درسی معتبرترین دانشگاه های کسب و کار جهان فضاهایی استریل و کنترل شده هستند. در این محیط ها دانشجویان با مطالعه موردی شرکت های بزرگ، تحلیل نمودارهای مالی و شبیه سازی بحران های فرضی برای دنیای پرآشوب مدیریت آماده می شوند. این یک آموزش ارزشمند است، اما یک آموزش نظری است. در همین حال در میلیون ها خانه در سراسر جهان، یک آزمایشگاه رهبری بسیار واقعی تر، آشفته تر و بی رحمانه تر 24 ساعته و هفت روز هفته در حال فعالیت است. 

این آزمایشگاه خانواده نام دارد. برای دهه ها ما فرزندپروری را به عنوان یک وقفه در مسیر حرفه ای یا یک مسئولیت شخصی کاملا جدا از دنیای کار تلقی کرده ایم، اما این دیدگاه یک سوءتفاهم عمیق و پرهزینه است. در حقیقت فرآیند بزرگ کردن یک انسان، از مدیریت نیازهای یک نوزاد گرفته تا مذاکره با یک نوجوان سرکش، یک دوره فشرده و پیشرفته برای کسب همان مهارت های نرمی است که امروزه به عنوان حیاتی ترین ویژگی های رهبران تجاری بزرگ شناخته می شوند. زمان آن فرا رسیده است که این مدرسه غیررسمی اما بی نهایت قدرتمند رهبری را به رسمیت بشناسیم.

 

مدرسه رهبری تجاری

استادان همدلی کاربردی

در دنیای کسب و کار همدلی به یکی از آن کلمات مد روز تبدیل شده که اغلب معنای واقعی خود را از دست می دهد. همدلی استراتژیک، صرفا به معنای مهربان بودن یا درک سطحی احساسات دیگران نیست. این یک ابزار تشخیصی قدرتمند است؛ توانایی خواندن سیگنال های ناگفته، درک انگیزه های پنهان و دیدن جهان از چشم اندازی کاملا متفاوت با چشم انداز خود. 

مطلب مرتبط: مهارت هایی برای تبدیل شدن به رهبر تجاری بهتر

هیچ آموزشی برای این مهارت، موثرتر از تعامل روزانه با یک کودک نوپا نیست. یک کودک نمی تواند نیازهای پیچیده خود را با کلمات بیان کند. گریه او می تواند نشانه گرسنگی، خستگی، درد یا صرفا نیاز به توجه باشد. وظیفه والدین، رمزگشایی این سیگنال های مبهم، آزمون و خطا و رسیدن به یک درک شهودی عمیق از وضعیت درونی فرزندشان است. این تمرین روزانه، مغز را برای جست‎وجوی معنا در ورای کلمات و داده های آشکار، سیم کشی می کند.

این دقیقا همان مهارتی است که ساتیا نادلا پس از به دست گرفتن سکان هدایت مایکروسافت، آن را در مرکز تحول فرهنگی این شرکت قرار داد. مایکروسافت برای سال ها فرهنگی داشت که در آن، هر تیم تنها بر موفقیت خود تمرکز می کرد و از همکاری موثر با دیگران غافل بود. نادلا تشخیص داد که مشکل، یک مشکل فنی یا استراتژیک نیست، بلکه یک بحران همدلی است. او رهبران تجاری را تشویق کرد تا از خود بپرسند: «تیم دیگر چه نیازی دارد؟ مشتریان ما واقعا چه احساسی دارند؟». این تغییر تمرکز از من به ما و آنها مستلزم همان مهارتی است که یک والد برای درک فرزندش به کار می گیرد. این توانایی درک عمیق نیازهای بیان نشده، به مایکروسافت اجازه داد تا از یک شرکت محصول محور به یک شرکت مشتری محور تبدیل شود و محصولاتی مانند پلتفرم ابری آژور را خلق کند که دقیقا برای حل مشکلات واقعی سایر کسب و کارها طراحی شده بودند.

مذاکره در شرایط بحرانی

یکی از بزرگ‎ترین توهمات رهبران تجاری جوان این است که تصور می کنند جایگاه و عنوان به آنها قدرت نفوذ می دهد. آنها به زودی درمی یابند که دستور دادن به یک تیم بااستعداد و مستقل اغلب به مقاومت، بی انگیزگی یا اطاعت حداقلی منجر می شود. رهبری واقعی هنر نفوذ و متقاعدسازی است؛ توانایی همسو کردن منافع، ایجاد یک چشم انداز مشترک و تشویق افراد به انجام کاری نه به دلیل اینکه مجبورند، بلکه به دلیل اینکه می خواهند. 

صحنه مذاکره با یک کودک سه ساله بر سر خوردن سبزیجات یک کلاس درس پیشرفته در این زمینه است. در این صحنه، شما هیچ قدرت واقعی ندارید. تهدید و دستور مستقیم، تنها به بن بست منجر می شود. در عوض، باید خلاق باشید. شما داستان‎سرایی می کنید (این کلم بروکلی ها درخت های کوچکی هستند که به تو قدرت می دهند)، بازی می سازید یا یک مصالحه هوشمندانه پیشنهاد می دهید. شما در حال یادگیری هنر نفوذ در خالص ترین شکل آن هستید.

این مهارت در مقیاس بزرگ، در هسته استراتژی شرکت هایی مانند آمازون برای ورود به بازارهای جدید قرار دارد. زمانی که آمازون تصمیم گرفت پلتفرم بازار خود را راه اندازی کند و به فروشندگان شخص ثالث اجازه دهد تا در کنار خود آمازون به فروش بپردازند، با مقاومت داخلی شدیدی روبه‎رو شد. منطق قدیمی می گفت: «چرا باید به رقبای خودمان اجازه دهیم در پلتفرم ما بفروشند؟» جف بزوس باید تیم خود را نه با دستور، بلکه با یک داستان قدرتمند متقاعد می کرد. داستان او این بود: «هدف ما این نیست که از هر معامله ای سود ببریم. هدف ما این است که به محلی تبدیل شویم که مشتریان می توانند هر چیزی را که می خواهند، پیدا کنند. انتخاب بیشتر برای مشتری، در نهایت به نفع همه ما خواهد بود.» این تغییر از یک ذهنیت «بازی با حاصل جمع صفر» به یک ذهنیت برد-برد، یک مذاکره استراتژیک برای تغییر مدل ذهنی کل سازمان بود؛ مهارتی که هر روز در مقیاسی کوچک تر بر سر میز شام یک خانواده تمرین می شود.

حفظ آرامش در توفان های غیرمنتظره

هیچ برنامه ای از برخورد با واقعیت جان سالم به در نمی برد. این یک قانون طلایی در کسب و کار و فرزندپروری است. شما می توانید یک روز کامل را با دقت برنامه ریزی کنید، اما یک بیماری ناگهانی، یک وسیله شکسته یا یک بحران عاطفی غیرمنتظره می تواند در یک لحظه تمام معادلات را بر هم بزند. والدین به سرعت یاد می گیرند که کلید بقا، نه پایبندی سفت و سخت به برنامه، بلکه توانایی انطباق سریع، اولویت بندی مجدد در لحظه و از همه مهمتر، حفظ آرامش در میانه آشوب است. وحشت کردن یک والد تنها به تشدید بحران منجر می شود. در مقابل، یک واکنش آرام و متمرکز، به کودک احساس امنیت داده و فضا را برای پیدا کردن یک راه حل خلاقانه باز می کند. این مهارت حفظ خونسردی تحت فشار یکی از کمیاب ترین و ارزشمندترین ویژگی ها در هر رهبر تجاری است.

تاریخ صنعت خودروسازی پر از نمونه هایی است که در آن، یک بحران غیرمنتظره، شرکت ها را به زانو درآورده است. واکنش تویوتا به بحران فراخوان های گسترده به دلیل مشکلات فنی در برخی از مدل هایش، یک نمونه کلاسیک از مدیریت آشوب است. به جای پنهانکاری یا انداختن تقصیر به گردن تامین کنندگان، مدیران ارشد تویوتا با شجاعت و آرامش در برابر رسانه ها و کنگره آمریکا حاضر شدند، عمیقا عذرخواهی کردند و یک فرآیند شفاف و جامع را برای حل مشکل و بازگرداندن اعتماد مشتریان تشریح نمودند. این نمایش آرامش و مسئولیت پذیری در اوج توفان، دقیقا همان کاری است که یک والد در مواجهه با یک مشکل خانوادگی انجام می دهد: پذیرش واقعیت، آرام کردن فضا و تمرکز بر روی راه حل. این رویکرد، به تویوتا کمک کرد تا از یکی از بزرگ‎ترین بحران های تاریخ خود، با اعتباری ترمیم شده خارج شود.

مطلب مرتبط: چطور رهبر تجاری چابکی باشیم؟

سخن پایانی

دنیای کسب و کار در حال بیدار شدن به یک حقیقت ساده است: مهارت هایی که آینده سازمان ها را می سازند در کلاس های درس آموخته نمی شوند، بلکه در کوران تجربیات انسانی شکل می گیرند. همدلی، نفوذ، آرامش و توانایی پرورش استعداد دیگر مهارت های نرم حاشیه ای نیستند؛ آنها سخت ترین و استراتژیک ترین قابلیت هایی هستند که یک رهبر تجاری می تواند در اختیار داشته باشد. ما در روزنامه فرصت امروز از شما دعوت می کنیم تا به رزومه ها و مسیرهای شغلی با نگاهی نو بنگرید. به جای آنکه یک وقفه چند ساله برای فرزندپروری را به عنوان یک نقطه ضعف ببینید، آن را به عنوان گواهی شرکت در یکی از فشرده ترین دوره های آموزش رهبری در جهان در نظر بگیرید. زیرا رهبران تجاری که می توانند آشوب یک خانه را مدیریت کنند، بیش از هر کس دیگری برای هدایت عدم قطعیت های بازار فردا آماده اند.

منابع:

https://www.fastcompany.com