فرصت امروز: کاهش سرعت رشد قیمت‌ها، برای هر اقتصادی خبر مثبتی است. تورم بالا قدرت خرید خانوار را کاهش می‌دهد، برنامه‌ریزی بنگاه را دشوار می‌کند و سرمایه‌گذار را به سمت فعالیت‌های کوتاه‌مدت سوق می‌دهد. بنابراین مهار تورم یکی از مهم‌ترین پیش‌شرط‌های ثبات اقتصادی است.

اما کاهش تورم به‌تنهایی به معنای رونق اقتصاد نیست. ممکن است قیمت‌ها با سرعت کمتری افزایش یابند، اما تولید، سرمایه‌گذاری و اشتغال همچنان ضعیف باقی بمانند. حتی در برخی شرایط، تورم به دلیل کاهش شدید تقاضا و رکود آرام‌تر می‌شود؛ وضعیتی که بهبود رفاه را تضمین نمی‌کند.

پرسش مهم این است که آیا آرام‌تر شدن تورم می‌تواند تولید را نیز تقویت کند یا سیاست‌های ضدتورمی، بدون حمایت از بخش واقعی اقتصاد، به تعمیق رکود منجر خواهند شد؟

کاهش تورم با کاهش قیمت تفاوت دارد

یکی از سوءتفاهم‌های رایج این است که کاهش تورم به معنای ارزان شدن کالاهاست. در واقع، کاهش تورم فقط به این معناست که قیمت‌ها با سرعت کمتری افزایش پیدا می‌کنند.

اگر کالایی در سال گذشته جهش بزرگی داشته باشد و امسال رشد آن کمتر شود، همچنان ممکن است برای خانوار بسیار گران باشد. به همین دلیل، مردم لزوماً کاهش نرخ تورم را بلافاصله در سفره خود احساس نمی‌کنند.

بهبود واقعی زمانی رخ می‌دهد که در کنار کاهش تورم، درآمد واقعی نیز افزایش یابد.

چرا تولید برای مهار پایدار تورم مهم است؟

تورم فقط از سمت پول و تقاضا ایجاد نمی‌شود. افزایش هزینه تولید، کمبود کالا، اختلال در واردات، ناترازی انرژی و ضعف بهره‌وری نیز می‌توانند قیمت‌ها را بالا ببرند.

اگر سیاست‌گذار فقط رشد نقدینگی را محدود کند، اما مشکلات عرضه را حل نکند، فشار تورمی ممکن است پس از مدتی بازگردد. تولید بیشتر و پایدار می‌تواند عرضه کالا و خدمات را افزایش دهد و بخشی از فشار قیمت را کاهش دهد.

کنترل پایدار تورم بدون تقویت سمت عرضه دشوار است.

نرخ بهره؛ ابزار ضروری با هزینه واقعی

بانک مرکزی برای مهار تورم ممکن است نرخ سود را افزایش دهد یا دسترسی به اعتبار را محدود کند. این سیاست می‌تواند تقاضا و رشد نقدینگی را کاهش دهد، اما هزینه تأمین مالی بنگاه‌ها را نیز بالا می‌برد.

شرکتی که برای سرمایه در گردش یا خرید تجهیزات به وام نیاز دارد، با افزایش نرخ بهره ممکن است سرمایه‌گذاری خود را متوقف کند. در این صورت، تولید و اشتغال آسیب می‌بینند.

مسئله اصلی، یافتن تعادل میان کنترل تورم و جلوگیری از خفگی بخش تولید است. اعتبار ارزان و بی‌ضابطه تورم‌زاست، اما اعتبار بسیار گران نیز می‌تواند رکود ایجاد کند.

سرمایه‌گذاری قربانی نااطمینانی

کاهش تورم زمانی به رشد تولید کمک می‌کند که سرمایه‌گذار آن را پایدار بداند. اگر فعال اقتصادی تصور کند کاهش تورم موقتی است و سیاست‌ها ممکن است دوباره تغییر کنند، تصمیم بلندمدت نخواهد گرفت.

سرمایه‌گذاری به افق چندساله نیاز دارد. شرکت باید بتواند هزینه مواد اولیه، نرخ ارز، مالیات و قیمت فروش را تا حدی پیش‌بینی کند.

بنابراین ثبات و اعتبار سیاست‌گذاری به اندازه خود نرخ تورم اهمیت دارد.

رکود تورمی؛ دشوارترین وضعیت

اقتصاد ایران در دوره‌های مختلف هم‌زمان با تورم بالا و رشد ضعیف مواجه بوده است. در چنین شرایطی، سیاست‌گذار با انتخاب دشواری روبه‌رو می‌شود.

سیاست انقباضی می‌تواند تورم را کاهش دهد، اما رکود را تشدید کند. سیاست انبساطی نیز ممکن است تولید را به‌طور موقت تحریک کند، اما تورم را بالا ببرد.

راه‌حل پایدار، اصلاح ساختارهایی است که هم تورم و هم رکود را ایجاد می‌کنند؛ از کسری بودجه و ضعف نظام بانکی گرفته تا ناترازی انرژی، بهره‌وری پایین و نااطمینانی مقرراتی.

نقش کسری بودجه

اگر دولت هزینه‌های خود را بدون درآمد پایدار افزایش دهد، کسری بودجه شکل می‌گیرد. تأمین این کسری از مسیرهای تورم‌زا می‌تواند تلاش‌های بانک مرکزی را خنثی کند.

مهار تورم بدون اصلاح بودجه دشوار است. دولت باید هزینه‌های غیرضروری را کاهش دهد، نظام مالیاتی را کارآمدتر کند و منابع را به سمت سرمایه‌گذاری مولد هدایت کند.

انضباط پولی بدون انضباط مالی دوام نخواهد داشت.

نظام بانکی و خلق اعتبار

بانک‌ها نقش مهمی در رشد نقدینگی و تأمین مالی تولید دارند. اگر اعتبار به فعالیت‌های غیرمولد یا بنگاه‌های ناسالم اختصاص یابد، هم تورم افزایش می‌یابد و هم منابع از تولید واقعی دور می‌شوند.

اصلاح ترازنامه بانک‌ها، کنترل اضافه‌برداشت و هدایت اعتبار به پروژه‌های مولد می‌تواند هم‌زمان به ثبات پولی و رشد تولید کمک کند.

مسئله فقط حجم اعتبار نیست؛ کیفیت تخصیص آن نیز اهمیت دارد.

تولیدکننده از تورم چه آسیبی می‌بیند؟

در نگاه نخست ممکن است تصور شود تولیدکننده با افزایش قیمت کالا سود می‌برد. اما تورم بالا هزینه مواد اولیه، دستمزد، حمل‌ونقل و سرمایه در گردش را نیز افزایش می‌دهد.

بنگاه نمی‌تواند به‌راحتی برای آینده برنامه‌ریزی کند. قراردادها کوتاه‌تر می‌شوند، فروش اعتباری کاهش می‌یابد و سرمایه‌گذاری به تعویق می‌افتد.

بنابراین تولید نیز از ثبات قیمت‌ها سود می‌برد؛ مشروط بر اینکه سیاست مهار تورم، دسترسی آن به اعتبار و بازار را از بین نبرد.

قدرت خرید و تقاضای مؤثر

تولیدکننده برای ادامه فعالیت به مشتری نیاز دارد. اگر سیاست ضدتورمی موجب کاهش شدید قدرت خرید شود، فروش شرکت‌ها افت خواهد کرد.

در چنین شرایطی، حتی ثبات قیمت نیز به رونق منجر نمی‌شود. کالا وجود دارد، اما تقاضای مؤثر کافی نیست.

سیاست اقتصادی باید از کاهش درآمد واقعی خانوار جلوگیری کند و حمایت‌ها را به‌صورت هدفمند به گروه‌های آسیب‌پذیر برساند.

صادرات؛ راهی برای جبران ضعف تقاضای داخلی

اگر بازار داخلی ضعیف باشد، صادرات می‌تواند به تولیدکننده امکان ادامه فعالیت دهد. فروش خارجی درآمد ارزی ایجاد می‌کند و ظرفیت تولید را فعال نگه می‌دارد.

اما صادرات به نرخ ارز قابل پیش‌بینی، ثبات مقررات و حمل‌ونقل مناسب نیاز دارد. سیاست‌های متغیر می‌توانند این مسیر را مسدود کنند.

تقویت صادرات بخشی از سیاست ضد رکود است و می‌تواند با هدف مهار تورم نیز سازگار باشد، زیرا منابع ارزی و عرضه را افزایش می‌دهد.

نرخ ارز و تورم

نوسان نرخ ارز به‌سرعت بر هزینه واردات و انتظارات تورمی اثر می‌گذارد. کاهش پایدار تورم بدون ثبات نسبی در بازار ارز دشوار است.

اما تثبیت مصنوعی نرخ ارز نیز می‌تواند به کاهش رقابت‌پذیری صادرات و افزایش واردات منجر شود. هدف باید کاهش نوسان و ایجاد بازار قابل پیش‌بینی باشد، نه الزاماً ثابت نگه داشتن یک عدد.

انرژی؛ عامل پنهان هزینه تولید

قطع برق و گاز، هزینه تولید را افزایش می‌دهد و عرضه را محدود می‌کند. این محدودیت می‌تواند هم رکود ایجاد کند و هم قیمت‌ها را بالا ببرد.

سرمایه‌گذاری در تولید و انتقال انرژی، اصلاح مصرف و توسعه تجدیدپذیرها، بخشی از برنامه مهار تورم از سمت عرضه است.

سیاست پولی نمی‌تواند کمبود برق را جبران کند.

بهره‌وری؛ حلقه فراموش‌شده

اقتصادی که با منابع بیشتر، تولید کمی ایجاد می‌کند، در برابر تورم آسیب‌پذیرتر است. افزایش بهره‌وری می‌تواند هزینه تولید را کاهش دهد و ظرفیت عرضه را بالا ببرد.

سرمایه‌گذاری در فناوری، آموزش، مدیریت و زیرساخت دیجیتال، مهار تورم را پایدارتر می‌کند. این اقدامات ممکن است اثر فوری نداشته باشند، اما در بلندمدت تعیین‌کننده‌اند.

چه زمانی مردم بهبود را احساس می‌کنند؟

خانوار زمانی کاهش تورم را احساس می‌کند که سرعت رشد قیمت‌ها کمتر شود و درآمد او نیز افزایش یابد. اگر تورم از سطح بسیار بالا به سطح پایین‌تر برسد، اما دستمزد ثابت بماند، فشار معیشتی ادامه خواهد داشت.

به همین دلیل، سیاست موفق فقط نرخ تورم را کاهش نمی‌دهد؛ زمینه رشد بهره‌وری، اشتغال و دستمزد واقعی را نیز فراهم می‌کند.

تجربه اقتصادهای موفق

کشورهایی که تورم را به‌صورت پایدار مهار کرده‌اند، معمولاً مجموعه‌ای از سیاست‌ها را هم‌زمان اجرا کرده‌اند: انضباط بودجه، استقلال نسبی بانک مرکزی، اصلاح نظام بانکی، افزایش رقابت و تقویت تولید.

هیچ‌کدام تنها با افزایش نرخ بهره یا کنترل قیمت موفق نشده‌اند. مهار تورم یک پروژه نهادی است، نه یک تصمیم کوتاه‌مدت.

خطر جشن زودهنگام

کاهش چندماهه تورم می‌تواند نتیجه سیاست درست باشد، اما برای قضاوت نهایی کافی نیست. شوک ارزی، کسری بودجه یا افزایش هزینه انرژی می‌تواند روند را معکوس کند.

سیاست‌گذار باید از اعلام پیروزی زودهنگام پرهیز کند و اصلاحات را ادامه دهد. اعتبار سیاست ضدتورمی از پایداری آن ساخته می‌شود.

جمع‌بندی؛ ثبات قیمت باید به رشد متصل شود

مهار تورم برای اقتصاد ایران ضروری است، اما کافی نیست. کاهش سرعت افزایش قیمت‌ها زمانی به رفاه منجر می‌شود که تولید، سرمایه‌گذاری و اشتغال نیز رشد کنند.

سیاست پولی باید با اصلاح بودجه، نظام بانکی، انرژی، محیط کسب‌وکار و تجارت همراه شود. در غیر این صورت، ممکن است تورم برای مدتی آرام‌تر شود، اما اقتصاد همچنان در رکود بماند.

هدف نهایی نباید فقط پایین آوردن یک شاخص باشد. هدف باید ساخت اقتصادی باشد که بتواند با ثبات بیشتر، کالای بیشتری تولید کند، شغل پایدار ایجاد کند و قدرت خرید مردم را افزایش دهد.

تورم آرام‌تر، آغاز مسیر است؛ نه پایان آن. آزمون واقعی زمانی است که در کنار ثبات قیمت، تولید نیز دوباره جان بگیرد.