در فرهنگ جهانی کسب و کار یک مسیر پیشرفت تقریبا جهان شمول و بی چون و چرا وجود دارد: حرکت عمودی. از نخستین روزهای فعالیت حرفه ای، ما در معرض این روایت قدرتمند قرار می گیریم که موفقیت معادل صعود از نردبان سازمانی و رسیدن به جایگاه های مدیریتی است.
این مسیر به عنوان تنها قله قابل احترام برای افراد باهوش و جاه طلب تر...
رسیدن به جایگاه مدیرعاملی حسی شبیه به فتح یک قله بلند را دارد. پس از سال ها تلاش سخت، رقابت نفسگیر و اثبات شایستگی فرد در نهایت بر بلندای سازمان می ایستد. سال اول یک دوره هیجان انگیز، پر از آدرنالین و سرشار از حسن نیت عمومی است. این ماه عسل رهبری است؛ دوره ای که در آن، مدیرعامل جدید در حال یادگیری، برقراری ارتباط و ارا...
بسیاری از کسب و کارها، زندگی خود را در حالتی از فعالیت سنگین و طاقت فرسا سپری می کنند. رهبران و تیم ها با تمام توان تلاش می کنند، جلسات بی شماری برگزار می شود و ساعت های طولانی صرف کار می شود، اما به نظر می رسد که سازمان مانند یک تخته سنگ غول پیکر به سختی میلی متری جابهجا می شود.
هر پروژه جدید نیازمند یک تل...
هرچه ماشین های ما هوشمندتر می شوند، رهبران تجاری ما باید انسان تر شوند. این پارادوکس در قلب بزرگ ترین تحول مدیریتی قرن بیست و یکم قرار دارد. برای دهه ها مدل ایده آل رهبری تجاری تصویر یک نابغه تنها بود؛ فرمانده ای استراتژیست که با تکیه بر هوش برتر، تجربه بی همتا و توانایی پردازش اطلاعات بیشتر از هر کس دیگری، کشتی سازمان...
مفهوم رهبری تجاری یک مشکل بزرگ در عرصه اجرا دارد. وقتی ما این کلمه را می شنویم، مغزمان به سرعت تصویری آشنا را احضار می کند: یک قهرمان کاریزماتیک و برون گرا که روی صحنه ایستاده، با صدایی رسا صحبت می کند و الهام بخش لشکری از پیروان است. این تصویر سینمایی از رهبری آنقدر در فرهنگ ما ریشه دوانده است که میلیون ها فرد بااستعد...