رهبری واقعی یک فرد در آرامش و ثبات دفتر کارش نمایان نمی شود، بلکه در میانه یک بحران غیرمنتظره و پر از ابهام متولد می شود. این لحظات آزمون بزرگی هستند که مدیران را از رهبران جدا می کنند. یک مدیر در مواجهه با فشار به دنبال اجرای پروتکل ها و کنترل خسارت است، اما یک رهبر فشار را به عنوان یک ماده خام می بیند و از آن برای شک...
در دنیای کسب و کار رهبران تجاری با یک معمای دائمی روبه رو هستند؛ یک تنش استراتژیک که در هسته اصلی تعاملات روزمره شان قرار دارد: آیا باید یک دوست و حامی صمیمی برای تیم خود باشند یا یک مدیر قاطع و نتیجه گرا؟
این پرسش رهبران بسیاری را در یک دو راهی فلج کننده قرار داده است. از یک سو، میل به ایجاد یک محیط کاری مثبت و...
یک خرس قطبی را در قلمرو زندگی اش تصور کنید. او یک ماشین شکار بی نقص است که برای یک جهان خاص (جهانی از یخ های جامد و قابل اعتماد) تکامل یافته است. هر بخش از وجودش، از پنجه های قدرتمندش برای گرفتن طعمه بر روی یخ گرفته تا لایه ضخیم چربی اش برای محافظت در برابر سرمای کشنده، فریاد یک تسلط بی چون و چرا بر محیط را می زند. او...
مدل کلاسیک رهبری بر یک فرض بنیادین استوار است: رهبر فردی است که نقشه را در دست دارد. او چشم انداز واضحی از آینده ارائه می دهد و وظیفه تیم دنبال کردن مسیر مشخص شده برای رسیدن به آن مقصد است. این مدل برای دهه ها در دنیایی باثبات و قابل پیش بینی، کارآمد بود. اما امروز آن نقشه سوخته است. تلاطم های ژئوپلیتیک، انقلاب های فنا...
دنیای کسب و کار برای دهه ها توسط یک فرمانروای بی چون و چرا اداره می شد: منطق سرد و محاسباتی. موفقیت با معیارهای سختی مانند کارایی، سودآوری و سهم بازار سنجیده می شد و از رهبران انتظار می رفت که مانند ژنرال های بی احساس تصمیمات دشوار را بدون در نظر گرفتن هزینه های انسانی آن...
در ذهنیت مدرن کسب و کار، ما شیفته ساختن آسمان خراش ها هستیم. سازه هایی که با سرعتی سرسام آور قد می کشند، خط افق را برای مدتی تسخیر می کنند و بازدهی سرمایه را در کوتاه ترین زمان ممکن تضمین می نمایند. فرهنگ رهبری ما نیز به همین بیماری سرعت و مقیاس مبتلا شده است. ما به دنبال رشد فصلی، اهداف کوتاه مدت و پیروزی های آنی هستی...
بیشتر سیستم های پاداش و انگیزش در دنیای کسب و کار بر پایه یک فرض قدیمی و به شدت ناقص بنا شده اند: اینکه انسان ها ماشین هایی منطقی و قابل پیش بینی هستند که با وارد کردن مقدار مشخصی سوخت (پول) می توان خروجی مشخصی (عملکرد) را از آنها انتظار داشت.
این تفکر مکانیکی منجر به خلق طرح های پیچیده ای شده است که در آنها، عم...
در راهروهای بسیاری از سازمان های امروزی یک سکوت سنگین و مودبانه حکم فرماست. جلسات با لبخند و تاییدهای پی در پی به پایان می رسند، ایمیل ها با لحنی دیپلماتیک و خنثی نوشته می شوند و همه تلاش می کنند تا از هرگونه رویارویی مستقیم پرهیز کنند. این پدیده، که در نگاه اول ممکن است نشانه یک محیط کاری هماهنگ و سالم به نظر برسد، در...
برای قرن ها ما در تلاش برای رمزگشایی از معمای رهبری بزرگ بوده ایم. ما زندگی رهبران افسانه ای تاریخ و تجارت را مانند متون کلاسیک مطالعه کرده ایم، به دنبال یافتن آن ویژگی جادویی بوده ایم که یک فرد معمولی را به یک نیروی دگرگون کننده تبدیل می کند. این جست وجو یک اسطوره قدرتمند و فریبنده را خلق کرده است: اسطوره رهبر مادرزاد...
در تئاتر بزرگ کسب و کار معاصر نقش اول تقریبا همیشه برای رهبران پرسر و صدا رزرو شده است. ما برای مدیرانی که صدای بلندتری دارند، حضوری پررنگ تر در رسانه ها به نمایش می گذارند و با حرارت بیشتری سخنرانی می کنند، کف می زنیم.
فرهنگ سازمانی ما به طور ناخودآگاه بلندی صدا را با قدرت و حضور دائمی را با تاثیرگذاری مترادف د...
در اسطوره شناسی رهبری تجاری یک تصویر قدرتمند و تکرارشونده وجود دارد: رهبر بزرگی که در مقابل تیم خود ایستاده، به یک نقطه دور و مرتفع بر روی یک کوه اشاره کرده و می گوید: «آن قله استاندارد ما است. هیچ چیز کمتر از آن پذیرفته نیست». این تصویر الهام بخش، قاطع و کاملا گمراه کننده است. این نگاه یک فرض بنیادین و خطر...