هرچه ماشین های ما هوشمندتر می شوند، رهبران تجاری ما باید انسان تر شوند. این پارادوکس در قلب بزرگ ترین تحول مدیریتی قرن بیست و یکم قرار دارد. برای دهه ها مدل ایده آل رهبری تجاری تصویر یک نابغه تنها بود؛ فرمانده ای استراتژیست که با تکیه بر هوش برتر، تجربه بی همتا و توانایی پردازش اطلاعات بیشتر از هر کس دیگری، کشتی سازمان...
مفهوم رهبری تجاری یک مشکل بزرگ در عرصه اجرا دارد. وقتی ما این کلمه را می شنویم، مغزمان به سرعت تصویری آشنا را احضار می کند: یک قهرمان کاریزماتیک و برون گرا که روی صحنه ایستاده، با صدایی رسا صحبت می کند و الهام بخش لشکری از پیروان است. این تصویر سینمایی از رهبری آنقدر در فرهنگ ما ریشه دوانده است که میلیون ها فرد بااستعد...
هیچ چیز به اندازه سکوت یک فرهنگ سازمانی را مسموم نمی کند. نه فریادهای یک مدیر عصبانی، نه شکست در یک پروژه بزرگ و نه حتی یک بحران مالی. بلکه سکوت؛ سکوتی که در راهروها می پیچد، سکوتی که در جلسات تیم حاکم می شود و از همه بدتر سکوت یک رهبر تجاری در مواجهه با یک فیل بزرگ و نامرئی در اتاق: یک کارمند کم بازده. همه او را می بی...
تصور کنید در یک شرکت بزرگ و معتبر استخدام شده اید. به شما یک عنوان شغلی جذاب مثل «مدیر ارشد بازاریابی» یا «رئیس بخش نوآوری» داده اند. اتاق کارتان بزرگ است، اختیارات زیادی دارید و همه شما را با عنوان رسمی تان صدا می زنند. آیا این عنوان به تنهایی از شما یک رهبر تجاری می سازد؟ اگر فکر می کنید پاسخ...
یک کلیشه رایج می گوید مدیرعامل باید فقط روی «استراتژی و تخصیص منابع» تمرکز کند و وارد جزئیات نشود. اما تجربه خیلی از شرکت های موفق نشان می دهد برخی رهبران دقیقاً به دلیل حضور در جزئیات حیاتی—نه جزئیات خُرد—کیفیت اجرا را بالا می برند. در محیط های پرتلاطم (AI، رقابت شدید، تغییر رفتار مشتری)، فاصله...