دو هیزم شکن را در جنگل تصور کنید؛ هر دو ماموریت یکسانی دارند: قطع کردن بیشترین تعداد درخت تا غروب آفتاب. هیزم شکن اول، با عزمی راسخ و بدون لحظه ای درنگ تبر خود را با تمام قدرت بر تنه درختان فرود می آورد. عرق می ریزد، نفس نفس می زند و با هر ساعت که می گذرد، ضرباتش کندتر و کم اثرتر می شود، اما دست از کار نمی کشد. هیزم شک...
هیچ سندی در دنیای کسب و کار به اندازه سند بودجه بازاریابی مورد سوءتفاهم قرار نگرفته است. برای بسیاری از مدیران این سند یک تمرین سالانه طاقت فرسا و پر از اضطراب است؛ میدانی برای چانه زنی های بی پایان که در آن بازاریاب باید برای هر ریال از سرمایه گذاری خود بجنگد. این سند اغلب به عنوان یک مرکز هزینه، ضرورت اجتناب ناپذیر ی...
درون دیوارهای شیشه ای بسیاری از شرکت های بزرگ یک بیماری خطرناک و مسری در حال گسترش است: بیماری کر شدگی استراتژیک. رهبران، مدیران و استراتژیست ها در جلسات بی پایان غرق در نمودارهای فروش، تحلیل های رقابتی و پیش بینی های داخلی، با یکدیگر به بحث می نشینند. آنها به دقت به صدای مدیر مالی، رئیس بخش بازاریابی و مشاوران گران قی...
یک اسطوره خطرناک در دنیای مدیریت وجود دارد؛ اسطوره رهبرِ قهرمانی که همیشه در دسترس است، پاسخ تمام سوالات را می داند و هر گره کوری را با سرانگشتان تدبیرش باز می کند. ما این تصویر را تحسین می کنیم، برای رسیدن به آن تلاش می نماییم و آن را به عنوان الگوی نهایی موفقیت به نمایش می گذاریم اما این اسطوره یک دروغ زیباست. ...
دنیای تبلیغات برای دهه ها بر یک معامله ناپایدار استوار بود: شرکت ها با صرف هزینه های هنگفت پیام های خود را به سوی انبوهی از مخاطبان شلیک می کردند، به این امید که درصد کوچکی از این پیام ها به هدف اصابت کند. این رویکرد در بهترین حالت یک بازی پرهزینه از حدس و گمان بود و در بدترین حالت به خلق یک اقیانوس بی پایان از محتوای...
در اعماق سیستم عامل بیولوژیک ما یک فرمان بنیادین و باستانی حک شده است: «به دنبال راحتی بگرد و از ناراحتی پرهیز کن». این غریزه برای هزاران سال کلید بقای گونه ما بوده است. این همان نیرویی است که ما را از خطرات دور نگه داشته، به ما آموخته تا انرژی را ذخیره کنیم و ما را به سمت ساختن پناهگاه های امن و قابل پیش ب...
رابطه میان یک کسب و کار و مشتری اش اغلب یک معامله سرد، بی روح و کاملا قابل پیش بینی محسوب می گردد؛ رابطه ای شبیه به تعامل یک انسان با یک دستگاه فروش خودکار. شما سکه خود را وارد می کردید، دکمه مربوط به انتخاب خود را فشار می دادید و محصول موردنظر خود را از دریچه تحویل می گرفتید. در این معادله مشتری یک مصرف کننده بی نام و...
تصور کنید به کشوری بیگانه سفر کرده اید. قبل از سفر چند عبارت کلیدی را از یک کتابچه راهنما حفظ کرده اید: «سلام»، «متشکرم» و «یک فنجان قهوه لطفا». این عبارات به شما کمک می کنند تا نیازهای اولیه تان را برطرف کنید. شما به زبان آن کشور خیلی کم آشنا هستید اما یک شب در یک مهمانی خود را در م...
یک لحظه به آخرین قهوه ای که خریدید فکر کنید. آیا آن را صرفا به دلیل طعم دانه هایش انتخاب کردید؟ یا به این دلیل که فنجان آن حس خاصی از تعلق، سادگی یا شاید پرستیژ را به شما منتقل می کرد؟ حقیقت این است که ما در اکثر مواقع محصول را نمی خریم؛ ما نسخه ای بهتر از خودمان را می خریم که آن محصول به ما وعده می دهد. این جادوی نامر...
کوهنوردی را تصور کنید که ماه ها سختی را به جان خریده، از مسیرهای ناشناخته عبور کرده و سرانجام بر قله ای می ایستد که پیش از او کمتر کسی آن را فتح کرده است. او برای لحظه ای کوتاه به منظره پیش رو خیره می شود، اما ذهنش بی درنگ به چالشی بزرگ تر پرتاب می شود: قله بعدی که در دوردست ها خودنمایی می کند. این تصویر استعاره ای دقی...
بسیاری از کسب و کارها بر این باورند که سفر مشتری در لحظه ای که بر روی دکمه خرید کلیک می شود، به پایان می رسد. این یک اشتباه محاسباتی نیست؛ این یک نابینایی استراتژیک است. آنها تمام انرژی، خلاقیت و بودجه خود را صرف کشاندن مشتری به این نقطه اوج می کنند و غافلگیرانه در مهمترین لحظه ممکن او را رها می نمایند.
واقعیتی...
در هر سازمانی یک هزینه پنهان و فرساینده وجود دارد که برخلاف هزینه های عملیاتی یا بازاریابی به ندرت مورد بحث و اندازه گیری قرار می گیرد. این هزینه سنگین سکوت و مدارا در برابر عملکرد ضعیف است. ما در مورد کارمندانی صحبت نمی کنیم که در حال یادگیری هستند یا با یک چالش موقتی روبه رو شده اند؛ بلکه منظور آن دسته از افرادی است...
اغلب اوقات تصویر اصلی از یک متخصص تبلیغات کلیکی (PPC) شبیه به یک مهندس پرواز در یک هواپیمای قدیمی است: فردی که در مقابل داشبوردی پیچیده و مملو از ده ها اهرم و دکمه نشسته و با مهارتی استادانه به صورت دستی و در لحظه تمام متغیرهای یک کمپین را تنظیم می کند. او نرخ کلیک ها را زیر نظر داشت، کلمات کلیدی منفی را شکار می کرد و...
به اولین و آخرین وسیله ای که در طول روز لمس می کنید، فکر کنید. برای میلیاردها انسان در سراسر کره زمین پاسخ یکسان است: تلفن هوشمند. این دستگاه کوچک از یک ابزار ارتباطی صرف به کنترل از راه دور زندگی ما تبدیل شده است؛ دریچه ای که از طریق آن جهان را می بینیم، با دیگران ارتباط برقرار می کنیم، خرید می کنیم، مسیر خود را می یا...
یک سازمان را به مثابه یک موتور پیچیده و قدرتمند تصور کنید که برای رسیدن به یک مقصد مشخص با دقتی مهندسی شده طراحی شده است. هر کارمند یکی از سیلندرهای حیاتی این موتور است که با احتراق انرژی، انگیزه و استعداد خود نیروی لازم برای حرکت رو به جلوی کل سیستم را فراهم می کند، اما در بسیاری از سازمان ها، یک پدیده خاموش و فرسایند...
تصور کنید وارد یک موزه تاریخ طبیعی می شوید. در ویترین های شیشه ای مدل های بی نقص و بی جانی از موجودات مختلف را می بینید که در یک حالت ثابت به نمایش گذاشته شده اند. آنها زمانی زنده بوده اند، اما اکنون تنها یک محصول نهایی برای تماشا هستند. برای دهه ها منطق کسب و کار شباهت زیادی به این موزه داشت. شرکت ها محصولاتی را خلق م...
باور رایجی در دنیای کسب و کار وجود دارد که دهه هاست مانند یک فرمان کلیدی تکرار می شود: «محتوا پادشاه است». این جمله کوتاه و جذاب در دوران اولیه اینترنت یک حقیقت انکارناپذیر بود. در آن زمان هر کسب و کاری که می توانست محتوای مفیدی تولید کند، به سادگی می توانست توجه ها را به خود جلب کرده و در قلمرو دیجیتال حکم...
ما همگی در چنین مکالمه ای بوده ایم؛ مکالمه ای که بیشتر شبیه به یک مونولوگ بی پایان است تا یک گفت و گوی دوطرفه. مکالمه ای که در آن شما تمام انرژی خود را صرف گوش دادن می کنید، اما به محض آنکه نوبت به شما می رسد تا چیزی بگویید، احساس می کنید در حال صحبت کردن با یک دیوار هستید؛ دیواری که تنها منتظر است تا شما نفس خود را تم...
خرید خودرو به عنوان یکی از مهمترین تصمیم های هر فرد دیگر در آنجایی که فکرش را می کنیم، رخ نمی دهد. آن بازدیدهای آخر هفته از نمایشگاه های خودرو، بوی خاص پلاستیک نو، قدم زدن های طولانی میان ردیف های منظم فلزات درخشان و آن چانه زنی های نفسگیر زیر نورهای روشن همگی در حال تبدیل شدن به یک خاطره از دورانی سپری شده هستند. ...
تصور کنید وارد یک فروشگاه کتاب می شوید؛ در یک قفسه کتابی قرار دارد که جلد آن فقط عنوان را با فونتی ساده نمایش داده است. در قفسه کناری کتاب دیگری است که علاوه بر عنوان یک تصویر گیرا و جمله ای کوتاه و تکان دهنده از داستان را روی جلد خود دارد. کدام یک توجه شما را بیشتر جلب می کند؟ بازاریابی در دنیای امروز شباهت بسیاری به...