حرف‌های خوب از زبان مدیران بد - فرصت امروز

سه شنبه, 25 خرداد 1395 - 08:20

درس‌هایی که از مدیران بد می‌آموزیم

نکات زیادی در مورد اینکه مدیران ناشایست چه ویژگی‌هایی دارند و چکار کنیم که در دام مدیریت بد گرفتار نشویم در مقالات مدیریتی وجود دارد. دنیای کسب‌وکار امروزی آنقدر متزلزل است که هیچ‌کدام از شرکت‌ها نمی‌دانند تا هفته بعد چه سرنوشتی انتظارشان را می‌کشد، اما با مدیریت درست خود می‌توانند اثرات این تزلزل را کم کنند. همه مدیران پیش از اینکه خودشان مدیر شوند روزی در سازمان‌های مختلف کارمند و با انواع مدیران در ارتباط بوده‌اند.

با تجربه حضور در این سازمان‌ها و مواجه شدن با مدیران مختلف می‌توانید درس‌های زیادی از مدیریت بد فرابگیرید و از آن برای مدیریت سازمان خود در آینده استفاده کنید. نظری وجود دارد که می‌گوید تنها چیزی که در دنیا می‌توانید تغییر دهید دیدگاه خودتان است. در لیست زیر مواردی وجود دارد که در نتیجه یادگیری از مدیریت بد مدیرتان می‌توانید آنها را فرا‌گرفته و در مدیریت آینده خود اعمال کنید.

احترام متقابل

یکی از کارمندان شرکتی‌می‌گوید: زمانی یک مدیری داشتم که هنگام جلسه با کارمندان، نظرات هر فردی را که با او مخالف بود به استهزا می‌گرفت. او در مقابل تلاش افراد برای انتقاد مردد بود و انتقاد باز را نمی‌پذیرفت. این نخستین دلیل برای تمسخر افراد در جمع بود. نتیجه آن کاهش خلاقیت و نوآوری در گروه و دور شدن کارمندان از مدیر و دلسردی از او بود.

این امر در نهایت بر عملکرد کارمند تاثیر گذاشته و باعث می‌شود او خود را از قرار گرفتن در این موقعیت دور بدارد. یکی از بزرگان در این خصوص جمله‌ای معروف برای مدیران دارد: اگر تصمیمی در مورد خودت ‌داری از عقلت استفاده کن، اما اگر تصمیمی درباره دیگری‌ داری از قلبت استفاده کن.

ارتباطات خیابانی دوطرفه است

مدیری که درصدد برقراری ارتباط با کارمندان خود به‌صورت شفاهی است، سه سبک را در پیش می‌گیرد که گوش دادن جزو آنها نیست. این سه سبک عبارتند از سبک کنترلی، تفویضی و پویا. پیامی که از طریق یک کارمند به درستی به مدیر منتقل نشود یا بالعکس عواقب خوبی برای سازمان نخواهد داشت. بنابراین نیاز است که دو طرف از مهارت‌های کلامی و ارتباطی در گفت‌وگوی خود آگاهی داشته باشند.

سخنی در این باره از یکی از بزرگان مدیریت وجود دارد که می‌گوید: روزی که زیردستان شما مشکلات‌شان را به شما نگویند، روزی است که باید از مدیریت خود کنار بروید. باید علل عدم دوطرفه بودن این ارتباطات را درک کنید. ممکن است آنها اعتماد به نفس لازم برای در میان گذاشتن مشکلات خود را نداشته باشند، در این حالت شما باید به آنها کمک کنید که مشکلات خود را در میان بگذارند و مراقب‌شان باشید.

با زیردستان خود به طور مستقیم ارتباط برقرار کنید. مسئولیت برقراری ارتباط را بر عهده دیگران نگذارید و از واسطه کردن دیگران پرهیز کنید. در کسب‌و‌کار، روابط نقش مهمی بر عهده دارد و همگان این موضوع را می‌دانند اما اغلب آنقدر درگیر مسائل روزانه می‌شویم که به بهترین راه‌های ممکن برای ایجاد ارتباط فکر نمی‌کنیم. هدف از تلاش برای ایجاد ارتباط، در نهایت این است که بتوانیم با هم و در کنار هم کار کنیم، اما برای رسیدن به چنین هدفی، باید توجه به دیگران را سرلوحه تلاش خود قرار دهیم.

بدانید که رئیس کیست

درست است که عنوان شغلی شما مدیر است اما نمی‌توانید یک تصمیم را در لحظات آخر و هنگامی نهایی کنید که کارمندان شما زمانی برای اجرای آن نداشته باشند. این عین بی‌رحمی است. نلسون ماندلا می‌گوید: یک رهبر یا مدیر همانند یک چوپان است. باید پشت سر گله خود حرکت کند و آنها را در رسیدن به بهترین مکان چِرا یاری و به‌گونه‌ای هدایت کند که متوجه نشوند چگونه آن را انجام داد.

پرداخت مناسب و به موقع

کارمندی می‌گوید: زمانی یک رئیس داشتم که تفکرش این بود که کارمندان زن استخدام کند تنها به این دلیل که آنها از کارمندان مرد کمتر دستمزد می‌گیرند. در صورتی‌که تفاوت جنسیتی نباید در تعیین حقوق کارمندان شما تاثیرگذار باشد. همه افراد با هم برابرند و نباید کم و کاستی در حقوق آنها وجود داشته باشد.

حقوق نشانه ارزش‌دهی است و اگر فردی ببیند که حقی از او در سازمان زایل شده است، می‌تواند شکایت کند. بنابراین همواره به یاد داشته باشید که حقی از زیردستان خود زایل نکنید. پیترا دراکر می‌گوید: مدیریت انجام درست کارها و رهبری انجام کارهای درست است. همواره بکوشید که وظایف خود را به‌عنوان مدیر به درست‌ترین و بهترین شیوه انجام دهید.

استخدام کارمندان مناسب، به اشتراک‌گذاری دیدگاه

سعی کنید کارمند مناسب استخدام کرده و نظر خود را در مورد انجام کار به او بیان کرده و سپس راه را به او نشان دهید و او را در کارش تنها بگذارید. اجازه ندهید عدم صلاحیت او در انجام کارها شما را عصبانی کند.

شما اینجا هستید تا کل تیم را هدایت کرده، روش رسیدن به اهداف را روشن کنید، نه اینکه تمام وظایف و کارهای روزانه را نکته به نکته به او شرح دهید. جورج پاتون در این باره می‌گوید: به زیردستان خود چگونگی انجام کارها را نگویید، بلکه به آنها بگویید که چه کاری انجام دهند و اجازه دهید با نتایج خود شما را سورپرایز کنند.

امور مورد علاقه را افراطی پیگیری نکنید

مدیرانی هستند که امور مورد علاقه خود را به کار ترجیح می‌دهند. برای آنها روابط فامیلی بسیار مهم است و بیشتر وقت خود را صرف بازی تنیس یا ناهار خوردن در رستوران‌های لاکچری می‌کنند و کارمندان خود را بدون نظارت در کار تنها می‌گذارند. متاسفانه در زمان بحران در سازمان، وقتی مدیر بالای سر کار نباشد، اوضاع آشفته‌تر از آنچه هست می‌شود.

در این حالت مدیر تحت ریسک دوچندان قرار می‌گیرد. در کنار رسیدگی به امور مورد علاقه خود به موقع سر کار حاضر شوید و در تفریح افراطی عمل نکنید و اصطلاحا بالای سر کار باشید. آنتوان دوسنت اگزوپری می‌گوید: اگر خواهان ساخت یک کشتی هستید، افرادتان را وادار به جمع‌آوری چوپ نکنید، به جای آن اشتیاق رسیدن به دریای بیکران را در آنها زنده کنید.

فاصله‌تان را حفظ کنید

نمی‌توان واژه «دور» را به معنای سرد بودن و عدم احساس بودن گذاشت. اما بهتر است گاهی فاصله‌تان را با کارمندان خود حفظ کنید. کارمندانی که زیاد از حد به شما نزدیک شوند، کم‌کم از فرمانبرداری شما امتناع می‌ورزند و کنترلی روی آنها نخواهید داشت.

حتی ممکن است آنها از این ارتباط صمیمانه با مدیریت سوءاستفاده کنند و از زیر بسیاری از کارها فرار کنند. مدیران تنها باید تا حدودی به کارمندان نزدیک شوند که با آنها ارتباط برقرار کنند، این نزدیکی برای انگیزه‌بخشی به آنان است. پس حد تعادل را در این خصوص رعایت کنید.

به کارمندان خود اعتماد کنید

گاهی لازم است عینک بدبینی را کنار گذاشته و به کارمندان خود اعتماد کنید. به آنها فضایی برای تفکر خلاقانه‌شان دهید و بگذارید نوآوری در سازمان شما جریان یابد.

حرکت اولیه رهبران برای هدایت یک گروه معمولا این است که به اعضا وظایف کوچک محول کنند. با این کار، به تدریج هم آنها را آزمایش می‌کنند و هم اینکه درصد خطر را هم پایین می‌آورند. برای یک مدیر موفق، تسهیل کردن شرایط و هماهنگ کردن تنها دو کلمه حفظ شده از کتاب درسی مدیریت نیست.

 یک رهبر و مدیر می‌تواند به دیگران کمک کند که در آنچه انجام می‌دهند به موفقیت برسند. به مدیران فروش و گروه کاری خود اعتماد کرده و تا جایی که می‌توانید اطلاعات درباره خریداران احتمالی بدهید. مطمئن شوید که همه کار خود را به موقع می‌رسانند تا همه چیز سر موقع مقرر آماده شود. چند ماه بعد نتیجه این اعتماد را در بهره‌وری بیشتر سازمان خواهید دید.

ارتباط با نویسنده: [email protected]

دنیای کسب‌وکار امروز

درست است که عنوان شغلی شما مدیر است اما نمی‌توانید یک تصمیم را در لحظات آخر و هنگامی نهایی کنید که کارمندان شما زمانی برای اجرای آن نداشته باشند. این عین بی‌رحمی است. نلسون ماندلا می‌گوید: یک رهبر یا مدیر همانند یک چوپان است. باید پشت سر گله خود حرکت کند و آنها را در رسیدن به بهترین مکان چِرا یاری و به‌گونه‌ای هدایت کند که متوجه نشوند چگونه آن را انجام داد

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید



با ما در ارتباط باشید

021.86073324

021.88827112

[email protected]

شبکه های اجتماعی