شنبه, 03 تیر 1396 - 16:40

دموکراسی در یک تعریف جامع به معنای این است که در آن فرد یا گروهی خاص اداره حکومت را برعهده نداشته باشند بلکه مردم حکومت می کنند. با این حال این امر در کسب و کار به این معنا نیست که به افراد اجازه رای، رفراندوم یا سایر موارد مطرح در دموکراسی را بدهید.

درواقع منظور این است که محیط کاری خود را به فضایی آزاد تبدیل کنید که امکان تعامل بهتر کارکنان و اعمال نظرشان مهیا باشد. وقتی در مورد دموکراسی در محیط های کاری صحبت می کنیم، ممکن است بعضی از شکل های مشارکت کارکنان در تصمیم گیری یا بعضی از برنامه های توانمندسازی کارکنان را در ذهن خود داشته باشیم.

مشارکت در تصمیم گیری و توانمندسازی کارکنان در شکل های مختلف آن، معرف آنچه نظریه پردازان سیاسی دموکراسی واقعی می نامند، نیست. دموکراسی در محیط کاری را باید با اقتباس از دموکراسی سیاسی تعریف کرد. در این مفهوم، دموکراسی در محیط کاری با ویژگی هایی مانند مدیریت شفاف و پاسخگو، مشارکت آزاد و عادلانه، تأمین حقوق فردی و وجود تشکل های مستقل شناخته می شود. با توجه به این نکته که کارمندان نسبت به گذشته درجه بیشتر آزادی و دموکراسی را طلب می کنند، دیگر نمی توان نسبت به این مورد کم توجه بود و لازم است به فکر پیاده کردن آن در شرکت خود باشید.

ایده

مفهوم دموکراسی، تصویری از مردم را که در پای صندوق رأی ایستاده اند تا رهبر آینده کشورشان را انتخاب کنند، به ذهن ما می آورد. اما تریسی فنتون، موسس و مدیرعامل تشکیلات WorldBlu  (شبکه جهانی مسئول ایجاد آزادی و دموکراسی در محیط کار) معتقد است دموکراسی می تواند در محیط کسب وکار هم کاربرد داشته باشد. با نگاهی دقیق به این نکته پی خواهید برد که دموکراسی در محل کار تنها استراتژی پایدار است که باعث حفظ منافع شرکت خواهد شد.

درواقع دموکراسی در محل کار به سازماندهی ایده های اکثریت و تصویب آنها نظر دارد. در دموکراسی کاری، هرکس می تواند در چارچوب ضوابط پذیرفته شده مسئله یا موضوعی را مطرح کند. به همین خاطر است که می گویند این امر منجر به گسترش حاکمیت افراد در محیط های کاری خواهد شد.

بدون شک در حال حاضر دیگر نمی توان مانند گذشته از کارمندان اطاعت بی چون و چرا را درخواست کرد. در گذشته قشر کثیری از کارکنان را افراد بی سواد جامعه تشکیل می دادند که نظرات شان بدون شک برای شرکت مفید نبود اما در حال حاضر و با توجه به گسترش همه جانبه علم دیگر نباید مانند سابق به کارکنان خود نگاه کرد. درواقع هرکدام از آنها می توانند صاحب نظر باشند و مدیران باید در ایجاد چنین فضایی تلاش کنند.

امروزه شرکت ها همانند کشورها می توانند دموکراسی را به شیوه های گوناگون تمرین کنند. به طور مثال، برخی از آنها جلسات عمومی ماهانه برگزار می کنند و برخی نیز به کارکنان خود اجازه می دهند در مورد تخصیص بودجه برای برنامه پاداش خدمات نظر بدهند.

توجه به این نکته ضروری است که دسترسی به اطلاعات این روزها آسان تر است و به همین دلیل مشارکت بیشتر افراد در تصمیم گیری های یک شرکت اجتناب ناپذیر است. کنث کلوک، رئیس مرکز حل اختلاف نیویورک معتقد است اگر شرکت ها تعداد بیشتری از کارمندان خود را در تصمیم گیری ها درگیر کنند، می توانند بهره وری خود را افزایش دهند.

وی به مثالی از تیم فروش در یک شرکت اشاره می کند که به آنها اجازه داده شده بود در مورد چگونگی دریافت پاداش خود تصمیم بگیرند و در نهایت عملکردشان بهتر از گروه هایی شد که مدیران آنها در مورد پاداش تصمیم گیری می کردند. وی همچنین می گوید منشی ها بهترین گزینه برای استخدام یک منشی دیگر هستند. آنها اغلب بهتر از مدیران خود می دانند در کسی که برای استخدام مراجعه کرده، دنبال چه چیزی بگردند.

گری هامل، نویسنده و مدرس حوزه مدیریت استراتژیک در دانشگاه هاروارد، طی مصاحبه ای به بیان چند واقعیت در رابطه با جهان امروز پرداخت. یکی از این واقعیت ها در رابطه با اهمیت اقتصاد آزاد و به کارگیری دموکراسی در محیط های کاری است. وی بیان کرد نیاز به تغییر، از موارد ضروری برای هر شرکتی است و این امر در فضای بسته و محدود شکل نخواهد گرفت. به همین خاطر لازم است برای آزاد تر ساختن کارمندان و به طور کلی فضای شرکت خود به صورت جدی اقدام کنید. با این کار تعامل بهتری شکل خواهد گرفت و راندمان کاری به طرز چشمگیری افزایش خواهد یافت

آنچه در عمل باید انجام دهید

- توجه به بحث دموکراسی از سوی مدیران کسب و کار می تواند در کوتاه مدت برای آنان نه تنها سودی در پی نداشته باشد، بلکه به معنای کاهش اختیارات و تمرکززدایی از تصمیمات سازمانی باشد.

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید