دوشنبه, 09 دی 1398 - 20:47

چرا کیفیت برنامه پذیری دولت ها در سال ها و دهه های گذشته کاهش یافته است؟

با وجود اینکه ایران جزو اولین کشورهای در حال توسعه در زمینه برنامه ریزی بوده است و 70 سال از زمان تصویب اولین برنامه توسعه در ایران می گذرد، اما اقتصاد ایران با چالش هایی روبه روست که کماکان نتوانسته آنها را حل و فصل کند.

در اوایل سال 1325 بود که دولت هیاتی به نام «کمیسیون برنامه» را مامور تهیه برنامه هفت ساله عمرانی تحت عنوان «برنامه هفت ساله عمرانی اول» کرد و به این ترتیب، اولین اقدام عملی دولت در راستای برنامه ریزی در قالب برنامه عمرانی اول شکل گرفت. از آن زمان تاکنون با قطعیت می توان گفت که چالش های اقتصاد ایران تغییری نکرده است. اگر در دوره ملی شدن صنعت نفت و تحریم نفت ایران توسط بریتانیا در دهه 1330، بحث «اقتصاد منهای نفت» از سوی محمد مصدق مطرح می شود، تا هم اکنون که در آستانه آخرین سال قرن به سر می بریم و فروش نفت ایران به واسطه تحریم های گسترده آمریکا به کمترین میزان خود در تاریخ صنعت نفت ایران رسیده است، بار دیگر بحث کاهش وابستگی بودجه به نفت از سوی دولتمردان شنیده می شود.

بن بست برنامه ریزی در ایران

همچنین رشد اندک و نوسانی اقتصاد، معضلات آبی و زیست محیطی، انبوه پروژه های عمرانی ناتمام، بیکاری ساختاری، تورم های بالای دورقمی، کسری بودجه مزمن و همچنین چالش های متعدد نظام بانکی و صندوق های بازنشستگی، ازجمله مسائلی است که اقتصاد ایران در این 70 سال با آن دست به گریبان بوده است بنابراین این مسئله می تواند موضوع پژوهش ها و پایان نامه های دانشگاهی باشد که چرا علی رغم آنکه ایران زودتر و یا دست کم، همزمان با بسیاری از کشورهای توسعه یافته آسیایی همچون کره جنوبی و ژاپن، استارت توسعه را زده است، اما در آستانه سومین دهه هزاره سوم میلادی، با فاصله زیادی از این کشورها عقب مانده است؟

به عبارت دیگر، یکی از مقوله های نوظهور اقتصادی در ابتدای قرن بیستم، گسترش برنامه ریزی توسط دولت ها برای عبور از بحران های اقتصادی و یا دست یافتن به توسعه ای همه جانبه بوده است. در اغلب کشورهای جهان با نظام های اقتصادی مختلف، چه اقتصادهای بازار آزاد و چه اقتصادهای سوسیالیستی و دولت محور، برنامه ریزی اقتصادی اتفاق افتاده است. اگرچه ایران در میان کشورهای در حال توسعه، یکی از پیشگامان برنامه های توسعه محسوب می شود و زودتر از بسیاری از کشورها به فکر نوشتن و اجرای برنامه توسعه اقتصادی بوده است، اما این سوال که چرا به رغم این همه برنامه های متعدد و متنوع توسعه نتوانسته همچنان به توسعه دست یابد، چالشی است که نیاز به بررسی و کندوکاو دارد.

از سوی دیگر، در این روزها که لایحه بودجه سال آینده در دستور کار مجلس قرار گرفته است، بودجه سالیانه، دریچه ای است که می توان از درون آن، به بسیاری از تحولات برنامه ریزی ایران نگاه کرد. در این میان، واکنش اقتصاددانان و صاحب نظران اقتصادی و همچنین افکار عمومی نشان می دهد که دولت در لایحه بودجه سال 99 نتوانسته انتظارات را برآورده کند و برخلاف گفته ها، اصلاحات ساختاری در بودجه همچنان عقیم مانده است.

به نظر می رسد همان مسیری که دولت دوازدهم در لایحه بودجه سال 1398 طی کرده، در لایحه بودجه سال 1399 نیز در پیش گرفته است، یعنی نه خبری از اصلاحات ساختاری در بودجه سال آینده است و نه اثری از بودجه ای بدون نفت و کاهش وابستگی نفتی بودجه، چنانکه بسیاری از راهکارهای پیشنهادی برای کاهش وابستگی بودجه سال آینده به نفت، همچنان در مقام رویا و آرزو باقی مانده است.

عدم گسترش درآمدهای مالیاتی و همچنین ساماندهی معافیت های مالیاتی و گسترش پایه های مالیاتی جدید از یک طرف و عدم مدیریت و کاهش هزینه های انبوه دولت از سوی دیگر، باعث شده تا کماکان لایحه بودجه سال 1399 برمبنای درآمدهای غیرپایدار، غیرواقعی و صوری بسته شود. بیش برآوردی درآمدهای نفتی و نیاز به فروش حداقل یک میلیون بشکه نفت در روز، استقراض و برداشت وسیع و چند باره از صندوق توسعه ملی و در نظر گرفتن ارقام غیرواقعی برای فروش اموال دولتی در بودجه سال آینده، گواهی بر این مدعا و ادامه همان راه رفته پیشین است.

جالب است که ردپای بسیاری از معضلات برنامه ریزی توسعه در ایران را می توان در بودجه سال آینده نیز جست وجو کرد و یافت. در این میان، نهاد پژوهشی مجلس نیز به این موضوع و تحولات نظام برنامه ریزی ایران، گریزی زده و تحولات آن را مورد کنکاش قرار داده است. مرکز پژوهش ها معتقد است که کیفیت برنامه پذیری دولت ها در سال ها و دهه های گذشته کاهش یافته است، چنانکه نتایج آخرین دوره برنامه ریزی در ایران (از 1384 به این سو) یعنی دوره اجرای سه برنامه توسعه اخیر که به نوعی با کنارگذاری برنامه چهارم توسعه توسط دولت نهم آغاز می شود، نشان می دهد کیفیت برنامه پذیری دولت ها به شدت کاهش یافته و البته این عدم اتکا به برنامه به افزایش توفیق اقتصادی دولت ها نیز منجر نشده است.

جدا از اشاره مرکز پژوهش ها، رفتار دولت نهم را می توان در تاریخ 70ساله برنامه ریزی ایران، یک اتفاق جالب و نادر دانست. طعنه آمیز است که پس از این همه برنامه های چند ساله توسعه در چند دهه گذشته در تاریخ برنامه ریزی ایران، ناگهان به دولتی پوپولیستی می رسیم که به طور کلی، برنامه توسعه را کنار می گذارد و سازمان مدیریت و برنامه ریزی را که قلب تپنده برنامه ریزی دولت محسوب می شود، به یک باره منحل می کند. از سوی دیگر، این موضوع، این پرسش را در ذهن مخاطب ایرانی مطرح می کند که آیا اساسا برای توسعه اقتصادی در هزاره سوم میلادی، نیازی به تدوین برنامه های توسعه چندساله وجود دارد؟ به نظر می رسد برای پاسخ دقیق به این پرسش بایستی سیر برنامه ریزی در تاریخ معاصر ایران را بررسی کرد. گزارش نهاد پژوهشی مجلس را در پاسخ به این سوال، در ادامه این صفحه می خوانید.

ارتباط با نویسنده: [email protected]

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید