سه شنبه, 06 تیر 1396 - 16:01

اگرچه در گذشته تصور اغلب افراد از مدیر فردی بود که سایرین باید براساس خواست وی رفتار و خدمت رسانی کنند، با این حال در مفهوم مدرن، دیگر مدیر جایگاه مطلق سابق را نداشته و به نوعی خدمتگزار کل شرکت محسوب می شود.

واژه «رهبری خدمتگزار» در سال 1970 توسط رابرت گرین لیف  (R. GREENLEAF) در مقاله ای تحت عنوان «خدمتگزار در نقش رهبر» ابداع شد. این سبک از رهبری بیش از آنکه قابل آزمایش و جنبه تئوریک داشته باشد، بیشتر فلسفی است و همچنین به عنوان یک رویکرد بلندمدت، به لحاظ ایجاد تغییر و تحول در زندگی و حیطه شغلی به شمار می  آید.

اکثر نظریه  پردازان مدیریت و سازمان، قرن بیست و یکم را قرن رهبری برای سازمان می  دانند. رهبری به دلیل نقشی که در اثربخشی فردی و گروهی ایفا می کند، عنوان بسیار مشهوری در رفتار سازمانی است. محققان رفتار سازمانی ثابت کرده  اند که رهبران می توانند عامل تمایز در سازمان باشند. در واقع رهبران، به پیروان خود چنین القا می  کنند که راه مطلوب را تشخیص دهند و از آنان می  خواهند که در جهت تشخیص رهبر خود و برای رسیدن به وضعیت مطلوبی که وی مشخص کرده است، تلاش کنند.

ایده

ایده او با خواندن رمانی به نام «سفر به شرق» اثر هرمان هسه  (ادیب، نویسنده و نقاش آلمانی-سوییسی و برنده جایزه نوبل سال ۱۹۴۶ در ادبیات و نویسنده آثاری نظیر سیدارتا، بازی مهره شیشه ای و گرگ بیابان) شکل گرفت. این رمان، داستانی افسانه ای درباره گروهی از افراد در جست وجوی معنویت بود که در آن آقای «لیو»(LEO) نقش اصلی داستان را بر عهده داشت و به عنوان خدمتگزار، افراد را کمک و حمایت می کرد.

این سفر روند خوبی را طی می کرد تا اینکه لیو ناپدید شد. پس از چنین ماجرایی، افراد گروه تصمیم گرفتند خودشان به تنهایی راه شان را ادامه بدهند، اما خیلی زود دریافتند که نمی توانند به تنهایی مسیر را ادامه دهند. گرین لیف بعد از خواندن این رمان، به این نکته دست یافت که معنای درونی «لیو» این است که یک رهبر بزرگ، در ابتدا از طریق خدمت به دیگران کار خود را شروع می  کند و این حقیقت ساده  ای است که در بزرگ بودن رهبر وجود دارد.

بنابراین رهبری صحیح از تمایل عمیق به کمک کردن دیگران، انجام می  پذیرد و رهبران بزرگ جهت برآورده کردن نیازهای کارکنان، مشتریان و جامعه، همچون خدمتگزار عمل می  کنند.

در یک تعریف جامع رهبر خدمتگزار را می توان چنین تعریف کرد: فردی که در شرکت در مقام ریاست قرار دارد و منافع کل را به منافع شخصی خود ترجیح می دهد و برای دستیابی به آن تلاش صادقانه خود را تا حد امکان عملی می سازد. طبق این تعریف مشخص می شود که هر رهبری را نمی توان رهبر خدمتگزار محسوب کرد.

به عنوان یک رهبر خدمتگزار شما اول یک «خدمتگزار» هستید- شما روی نیازهای دیگران به ویژه اعضای گروه، پیش از توجه به نیازهای خود تمرکز می کنید.دیدگاه های سایرین را تصدیق می کنید، پشتیبانی و حمایت لازم از آنها برای دستیابی به اهداف کاری و فردی شان را فراهم می کنید، در شرایط مناسب آنها را در تصمیم گیری ها مشارکت می دهید و یک حس همبستگی و جمعی را در گروه به وجود می آورید.

نتیجه این کارها، تعهد و اعتماد بیشتر و روابط قوی تر با اعضای گروه و سایر ذی نفعان خواهد بود. همچنین می تواند به افزایش نوآوری بیانجامد. کالین بارت، مسئول سابق خطوط هوایی جنوب غرب آمریکا است.

وی که توسط مجله فوربس به عنوان 100 زن قدرتمند جهان شناخته شده است، همواره به شیوه رهبری خدمتگزار عمل کرده و در راستای تأمین نیازهای مرتبط با مسئولیت خود قدم برداشته است. به همین خاطر در سازمان های معاصر، نخستین مزیت رهبران بزرگ برای برآورده ساختن نیازهای کارکنان، مشتریان و اجتماع این است که همانند افرادی خدمتگزار عمل می کنند.

آنچه در عمل باید انجام دهید

-  چهار ویژگی اخلاقی و رفتاری مهم یک رهبر خدمتگزار عبارتند از:

1- خدمت رسانی به سایرین  (حتی قبل از خدمت رسانی در راستای مناقع شخصی خود)

2- استفاده از نظریات دیگران و اهمیت قائل شدن برای تک تک کارکنان

3- ایجاد حس اعتماد در سایرین

4- تلاش برای ارتقای سطح کاری و راندمان کارکنان. در این بین مهم ترین گزینه را می توان ایجاد اعتماد نزد سایر افراد محسوب کرد.

- افراد گروه را نسبت به خود در اولویت قرار دهید و در جهت تأمین نیازهای آنان قدم بردارید. درواقع یکی از ویژگی های یک رهبر خوب توانایی دوراندیشی است. رهبری که دارای چنین ویژگی باشد به آسانی درک خواهد کرد که در راستای رشد و ترقی شرکت، منافع جمع به منافع فرد ارجحیت دارد.

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید