چهارشنبه, 01 شهریور 1396 - 15:07

تا به حال به این نکته فکر کرده اید که چگونه می توان به عنوان یک مدیر، خود را به سایرین نزدیک ساخت؟ این امر اگرچه در ابتدا کاملا غیرضروری به نظر می رسد، اما فراموش نکنید که عرصه کسب و کار عرصه ارتباطات است و اگر در شرکت لازم است تا کارکنان با یکدیگر از روابط خوبی برخوردار باشند، مدیران نیز باید در ایجاد ارتباط خوب با سایرین تلاش کنند. در بسیاری از شرکت ها مدیران ممکن است سالی یک بار هم کارکنان خود را نبینند و این امر ابدا خوب نیست.

اگرچه مدیر در راستای بهبود سطح ارتباط خوب با کارمندان به علت مشغله های کاری  که دارد نمی تواند خیلی کار خاصی در این رابطه انجام دهد، با این حال موراد ساده ای نظیر دانستن اسم هر کارمند و صدا زدن آنها باعث خواهد شد تا افراد خود را برای شرکت و مدیر مهم بدانند و این امر روی عملکر آنها تأثیر خوبی خواهد گذاشت.

درواقع هیچ کسی را نمی توان یافت که از مدیر خود انتظار داشته باشد مانند همکارش با او صمیمی باشد، با این حال به علت موقعیت خاص رهبران شرکت، گاهی کوچک ترین رفتارها دوستانه می تواند تأثیرات فوق العاده ای داشته باشد. فراموش نکنید که رابطه اخلاقی مدیران در نهایت منجر به رضایت شغلی کارمندان خواهد شد.

ایده

ناپلئون بناپارت یکی از بزرگ ترین فرماندهان نظامی تاریخ و امپراتور فرانسه بود که توانست بیشتر اروپا را فتح کند. اگرچه بسیاری از افراد نبوغ وی را عامل موفقیت های کسب کرده می دانند با این حال در این بین نباید از اهمیت سربازان وی غافل شد. او دارای ارتشی متحد و وفادار بود که باعث می شد تا بتوانند در نبردهای زیادی به پیروزی برسند. ریشه این میزان از وفاداری را باید در رفتار مناسب ناپلئون با آنها جست و جو کرد. وی در یکی از جملات خود با بیان اینکه نایاب ترین چیزها در جهان دوست صمیمی است نشان داد که به روابط خوب با سایرین تا چه اندازه اهمیت نشان می دهد.

برای مثال یکی از فرماندهان وی مارشال ماسنا، حتی در زمانی که کاملا محاصره شده بودند و می دانستند که نیروی کمکی  نخواهد رسید، با این حال از وفاداری به وی دست نکشید و مقاومت سرسختانه ای از خود نشان داد. بدون شک اگر ناپلئون بناپارت، رفتار دوستانه و خوبی با لشکریان خود نداشت، آنها تا این میزان وفاداری را از خود نشان نمی دادند. به همین خاطر اگر شما هم کارمندانی خوب و وفادار می خواهید، لازم است به نوع ارتباط خود با آنها توجه کنید، البته این امر تنها مربوط به کارمندان نبوده و در ارتباط با مشتریان نیز به همین شکل است.

آنچه در عمل باید انجام دهیم

- كاری كنید كه كاركنان تان با میل و رغبت كار را انجام دهند. فراموش نکنید مدیری كه همیشه مراعات حال زیردستان را می كند، كاركنان او فعال و وفادار بوده و نسبت به هم همكاری خواهند داشت.

-  قسمتی از مسئولیت خود را به زیردستان تفویض كنید. این امر باعث خواهد شد تا آنها خود را فراتر از یک کارمند معمولی بدانند که در افزایش روحیه آنها تأثیر بسزایی خواهد داشت.

-  هرگز فراموش نكنید كه مدیر سرمشق زیردستان خود است، به همین خاطر در نوع رفتار خود دقت نظر کافی داشته باشید و سعی کنید رفتارهایی را از خود بروز دهید که می خواهید در کل شرکت پیاده شود.

- خواسته های خود را به صورت پیشنهاد یا خواهش درآورید. جملات امری واکنش خو افراد را در پی نخواهد داشت و نوعی حس بد را در آنها ایجاد خواهد کرد. با این حال در بسیاری از موارد مشاهده شده است که افراد هنگامی که خواسته ای را در قالب دوستانه بیان  می کنند فرد مقابل را در نوعی معذوریت اخلاقی قرار می دهند که باعث می شود تا نه گفتن بسیار سخت شود.

- تعادل داشته باشید. این امر بسیار مهم است، زیرا شخصیت شما باید ثبات کافی را داشته باشد تا سایرین بتوانند به شما اعتماد کنند، در غیر این صورت ارتباط با شما بسیار سخت خواهد بود. برای مثال اگر مدیر شرکتی بعضی از روزها بسیار سرحال و در برخی روزهای دیگر کاملا کسل باشد، افراد در ارتباط با وی به نوعی محتاط خواهند بود و نمی توانند به راحتی با وی ارتباط برقرار سازند.

- كاركنان خود را از اموری كه در وضع آنان تأثیر دارد مطلع سازید. این امر نوعی احترام به آنها تلقی شده و رضایت کاری زیادی را برای آنها به ارمغان خواهد آورد. به هر میزان که رضایت شغلی افراد بیشتر باشد به همان میزان عملکرد بهتری از خود نشان خواهند داد و در لحظات پشتیبان تان خواهند بود.

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید