شنبه, ۱۳ آذر(۹) ۱۴۰۰ / Sat, 4 Dec(12) 2021 /
           
فرصت امروز

هر کسی که تا به حال در راه شروع کسب و کار خودش قدمی برداشته می داند که کارآفرین بودن دل و جرات می طلبد. مخصوصا اگر بخواهید به عنوان یک کارآفرین زن در منطقه استارتاپ خیز سیلیکون ولی فعالیت داشته باشید.

کار در محیطی مردانه به عنوان یک مدیرعامل زن، به من چیزهای زیادی درباره خودم و مصائب موفقیت آموخته است. این مسیر درس هایی به من یاد داد که به درد هر صاحب کسب و کاری می خورد. پندهایی که در ادامه با شما در میان خواهم گذاشت، حاصل مشقت های فراوان خودم است. امیدوارم به درد شما هم بخورد.

1- خودتان باشید

کاشکی کسی هم به من این پند را داده بود. فقط به ما یاد داده اند که مودب و مهربان باشیم. هیچ کس اشاره ای به اهمیت خودباوری و تاثیر آن در موفقیت نمی کند. من فقط خودم را داشتم و باید روی خودم حساب می کردم، چون الگوهای زن بسیاری نمی شناختم. شما در کنار دلگرمی دادن به خودتان باید نقاط ضعف خود را نیز بپذیرید و هرجا نیاز دیدید از آموختن چیزی فروگذاری نکنید. پذیرای شکست ها و یأس های خود باشید. شما هم اجازه دارید اشتباه کنید یا حتی شکست بخورید. همه اینها فرصتی برای ترقی است. یاد بگیرید به شم خود اعتماد کنید و با خودتان و فرآیند رشد و ترقی تان راحت باشید.

مطلب مرتبط: قدرتمندترین مدیران عامل زن دنیا کدام هستند؟

2- به هوای ساعات کاری 9 تا 5 سابق نباشید

آن روزها دیگر برای شما به سر آمده است. حالا اگر یک روز 9 تا 9 به پست تان بخورد باید کلاه تان را بیندازید هوا. زندگی مدرن و غیرسنتی که به دنبالش بودید همین است. آماده باشید در ساعات نامتداول و طولانی کار کنید، مخصوصا اگر شرکای تجاری شما از نقاط مختلف جهان هستند. شاید به خاطر اختلاف ساعت مجبور شوید در کنفرانس های تلفنی نصفه شبی یا جلسات سرصبحی مرور قرارداد شرکت کنید. خوبی کار این است که صاحب اختیار ساعت های کاری خود هستید و هر وقت مرخصی لازم داشته باشید، می گیرید. در نتیجه برای شرکت در رویدادی خاص یا برای تکاندن خستگی کار، زمان خواهید داشت.

3- تعادل کار و زندگی فقط مختص خانم ها نیست

بحث تعادل میان زندگی و کار، بحث جدیدی نیست، اما معمولا موضوع اصلی بحث خانم های شاغلی هستند که باید به خانه و زندگی خود هم برسند و بین این دو تعادل برقرار کنند. اما برقراری این تعادل برای هر فردی با هر جنسیتی لازم است. زندگی شخصی، خوراک روح و روان است و اوقات غیرکاری شما را پربار می کند. اگر زندگی شخصی برای خود ندارید یا به آن توجهی نمی کنید، تبدیل به آدم غمگین و کژخلقی خواهید شد که هیچ کسی راغب به همنشینی یا همکاری با او نخواهد بود. چنین وضعی به نفع هیچ کسی نیست.

من این تعادل را از طریق وقت گذرانی با خانواده ام برقرار می کنم و از خوش گذرانی با آنها انرژی روحی می گیرم. هر کسی جایی و جوری احساس آرامش و خوشحالی می کند. مهم این است که وقت برای این جنبه از زندگی کنار بگذاریم. رعایت وقت استراحت فایده زیادی دارد و تمرکز و راندمان کاری شما را بالا می برد.

4- در لحظه زندگی کنید

همیشه تمام تلاش خود را بکنید، اما ذهن خود را درگیر نتیجه نکنید. خود را به خاطر گذشته و کارهایی که انجام نداده اید هم سرزنش نکنید. ما معمولا آنقدر دل مشغول اتفاقات پیش رو یا اشتباهات پشت سر خود هستیم که انرژی مان تحلیل می رود و فیوز می پرانیم. هر لحظه فرصتی است تا با تمام قوا بیاموزیم، رشد کنیم و به اهداف خود نزدیک تر بشویم.

من به شخصه با مقوله انتظار برای وارستگی در فلسفه بودایی خیلی ارتباط برقرار می کنم. طبق این آمیزه ها، در حین انتظار باید به همین کارهای معمولی (مانند «هیزم شکستن و از چشمه آب آوردن») مشغول بود و از زندگی عادی غافل نشد. با انجام این فعالیت های روزمره، دید واضح تری به مسائل پیدا می کنید و اهداف فردا و قدم های بعدی برای تان روشن خواهد شد. شاید حفظ این سطح از آگاهی و مراقبه آن هم در حین انجام فعالیت هایی این چنین زمینی مشکل باشد، اما پاداش آن را خواهید گرفت. پس از دل و جان مایه بگذارید.

5- آهسته و پیوسته برانید

من سعی می کنم همیشه خونسردی و صبوری خود را حفظ و هر روز تمرکزم را به بردهای کوچک معطوف کنم. به این طریق پیشرفت آهسته و پیوسته ای حاصل خواهد شد. وقتی می خواستم وزن کم کنم و شروع به ورزش کردم، کارایی این شیوه برایم خیلی روشن تر شد. یک روال روزانه در پیش گرفتم و کم کم گام های کوچک و منظم برداشتم تا اینکه بعد از مدتی تفاوت را احساس کردم. کارهای اینچنینی صبر ایوب می خواهد و باید به چشم انداز خود و توانایی تان در رسیدن به اهداف بلند مدت ایمان داشته باشید.

فراموش نکنید بعضی روزها هستند که مجبور می شوید چندم گام به عقب بردارید. این جلو عقب ها طبیعت کار است. اگر با این طبیعت کنار بیایید و مدارا کنید، دوباره خود را در مسیر رو به جلو خواهید یافت.

6- هیچ کس کامل نیست

هیچ کس از همان اول که وارد این میدان می شود متخصص کارکشته نیست. دستورالعمل خاصی هم در اختیار ندارید، بلکه در حین کار یاد می گیرید. پس اشکالی ندارد که چیزهای مختلف را امتحان کنید یا حتی شکست بخورید. نگذارید حس کمال گرایی تان مانع شود دست به کارهای جدید بزنید.

من بیشترین درس ها را از تجربه شخصی خودم گرفته ام. نصیحت و راهنمایی سایرین جای یادگیری حین کار را نمی گیرد. وقتی بپذیرید که دارید یک فرآیند تکاملی را طی می کنید، خود را در عرصه ای خواهید یافت که با قدرت تمام به تغییرات پاسخ می دهید و رشد می کنید. همه می دانیم که دنیا مدام در حال تغییر است، پس ما هم باید پا به پای آن پیش برویم.

7- پی ریزی روابط مستحکم از مقتضیات رهبری است

یکی از مهم ترین گام های اولیه در راه اندازی یک کسب و کار موفق، جمع کردن یک تیم قابل اطمینان است. من روابط را بر مبنای احترام و اعتماد متقابل پی ریزی می کنم. افرادی که مهارت انجام کارهای مربوط را دارند جمع و مجالی برای آنها فراهم می کنم تا کارشان را بکنند. دوست دارم هر چیزی که نیاز دارند در اختیارشان قرار دهم و شرایط طوری باشد که همه دل شان بخواهد بمانند و کاری را بکنند که دوست دارند، نه اینکه از روی اجبار کار کنند. تمام تلاشم را می کنم فضایی صمیمی ایجاد کنم که افراد بتوانند با صداقت نظرات و عقایدشان را عنوان کنند. به عقیده من توانایی پایه ریزی آزادی اینچنینی برای بروز توانمندی های افراد، جوهره رهبری موفق است.

8- هدفی والاتر در کنار اهداف شخصی خود داشته باشید

مشارکت در کارهای خیریه و کمک های داوطلبانه به من بینش خاصی می دهد. دوست دارم به خانه سالمندان و آسایشگاه ها سر بزنم و با افراد سالخورده معاشرت کنم. وقتی در جریان مشکلاتی بزرگ تر از مشکلات خودم قرار می گیرم و آنها را در کنار همدیگر می گذارم، دیدم نسبت به دشواری های پیش روی خودم عوض می شود و مسائل را از بالاتر می بینم.

بخشش از جهات زیادی مسرت بخش است. اگر مردم بیشتر از آنکه روی خواسته های خود تمرکز می کنند، دغدغه بخشش داشتند دنیا جای بهتری می شد. با داوطلب شدن در کارهای خیرخواهانه، دین خود را ادا کنید و نیکوکاری را رواج دهید. مطمئن باشید فواید آن را خواهید دید.

9- خودتان را با یک اکوسیستم بزرگ تر همراستا کنید

برند شما مثل کارت شناسایی شما می ماند. همچنین اصلی ترین ابزاری است که برای تشکیل روابط استفاده می کنید. هر کسب و کاری حول محور روابط می چرخد. ابتدا باید هویت کسب و کار خود را مشخص کنید تا سپس بتوانید به راحتی با سایر برندهایی که در حوزه های مرتبط فعالیت دارند ارتباط برقرار کنید.

مطلب مرتبط: ۵درس مهم برای ساختن یک کسب و کار بهتر

برندهایی که شعارها، ارزش های بنیادین و اهداف شان با یکدیگر همراستا است روابط حسنه ای با یکدیگر برقرار می کنند. اگر پتانسیلی را که این جور اتحادها به همراه دارند به کار بندید، می توانید شبکه کسب و کار پرنفوذی شکل دهید که ظرفیت های همکاری مشترک المنافع و هیجان انگیزی به بار خواهد آورد.

10- مرکزیت خود را حفظ کنید

زندگی استارتاپی بعضی وقت ها پر از کشمکش است و فراز و نشیب های زیادی دارد. مواقعی هست که فشار کاری غیرقابل تحمل می شود. من هنوز هم با نگرش و تصورات سنتی از زنانگی و نقش زن در خانواده روبه رو می شوم، از سوالات انتقادی و نیش و کنایه ها گرفته تا نگاه های سرزنش گر افراد. اما باید در چنین مواقعی عنان از کف ندهید و به خودتان و راهی که می روید پایبند باشید. هم و غم خود را به مراقبت روز به روز از خود، خانواده و کسب و کارتان معطوف کنید و یادتان باشد هر زمانی که احساس کردید نیاز به استراحت دارید، به خودتان مجال آن را بدهید. به خودتان یادآوری کنید این راه را خودتان انتخاب کرده اید. چند نفس عمیق بگیرید و خستگی خود را در کنید، سپس به راه خود ادامه دهید.

منبع : allbusiness
برچسب ها : اصول کسب و کار
لینک کوتاه صفحه : www.forsatnet.ir/u/BdeRiTzC
به اشتراک گذاری در شبکه های اجتماعی :
نظرات :
قیمت های روز
پیشنهاد سردبیر
آخرین مطالب
محبوب ترین ها
با ما در ارتباط باشید

شبکه های اجتماعی
           
كلیه حقوق مادی و معنوی این سایت محفوظ است و هرگونه بهره ‌برداری غیرتجاری از مطالب و تصاویر با ذكر نام و لینک منبع، آزاد است. © 1399/2020
بازگشت به بالای صفحه