چهارشنبه, 20 فروردين 1399 - 10:07

بررسی 7 نکته مهم در مدیریت بحران

مدیریت کسب و کار یکی از دشوارترین کارهای دنیا محسوب می شود. انتظار هیأت رئیسه و سرمایه گذاران از مدیران همیشه در سطح بالایی قرار دارد. این امر موجب ایجاد دشواری های بسیار زیادی برای مدیران می شود. اگرچه اشتباهات مدیریتی همیشه نقش مهمی در شکست برندها دارد، اما گاهی اوقات انتظارات برندها از مدیران بیش از اندازه غیرواقعی است. به این ترتیب در عمل برندها فرصتی برای فعالیت مناسب به مدیران نمی دهند. نتیجه این امر ناتوانی مدیران برای ایجاد شرایط مناسب خواهد بود. براساس مطالعه موسسه هاروارد بیزینس نزدیک به 50درصد از مدیران تازه به کار گرفته شده، هرگز بیش از 18 ماه در منصب تازه شان دوام نمی آورند. بدون تردید جابه جایی سریع مدیران در بخش های مختلف موجب بروز مشکلاتی برای برندها می شود. هرچه توانایی شرکت ها برای حفظ مدیران بیشتر باشد، ثبات کسب و کارشان بیشتر خواهد شد. این امر بستگی به توانمندی مدیران برای اداره مناسب بخش تحت مسئولیت و ارائه امکانات جانبی مطلوب از سوی شرکت دارد.

اغلب اوقات مدیران اجرایی بار سنگینی بر روی دوش های شان احساس می کنند. این امر ناشی از انتظارات بسیار زیاد و گاهی غیرواقع‎گرایانه از آنهاست. ران کاروچی، کارشناس مدیریت کسب و کار، در مقاله ای برای موسسه هاروارد بیزینس به نکته جالبی پیرامون این وضعیت اشاره دارد: «38درصد از مدیران اجرایی در شرکت ها نسبت به وضعیت تنهایی و ناتوانی برای ایجاد ارتباط موثر با دیگران اظهار نگرانی کرده اند. این امر موجب کاهش توانمندی افراد برای تعامل سازنده با کارمندان و دیگر مدیران شرکت می شود. بر این اساس 54درصد از مدیران اجرایی در شرکت های آمریکایی نسبت به عدم پذیرش موقعیت فعلی شان در صورت آگاهی کامل از شرایط جاری اظهارنظر کرده اند.» بی‎تردید پشیمانی مدیران از تصدی جایگاه شان در شرکت تاثیرات بسیار مرگباری برای برندها دارد.

مدیریت بحران در کسب و کار مختلف

وقتی برندها با مشکل یا بحران مواجه می شوند، مسئولیت اصلی بر روی دوش مدیران خواهد بود. این امر فشار کاری مدیران را به شدت افزایش می دهد. اغلب اوقات زمان کافی برای مدیریت بحران به مدیران داده نمی شود. گرایش عجیبی در میان روسا و سرمایه‎گذاران برای برکناری سریع مدیر اجرایی و جایگزینی وی با فردی تازه وجود دارد. شاید این امر نوعی احساس اطمینان نسبت به حرکت در مسیر درست برای آنها ایجاد کند، اما در عمل شرایط مدیریت بحران را غیرممکن خواهد کرد.

مطلب مرتبط: برنامه ریزی در مدیریت بحران

مدیران باید توانایی دسترسی به تمام جزییات شرکت را داشته باشند. وقتی ما به عنوان فردی تازه وارد در یک شرکت مسئولیت مهمی را برعهده می گیریم، نیازمان به زمان بیشتر خواهد بود. این امر اغلب مورد توجه هیأت مدیره و مجموعه سهامداران قرار نمی گیرد بنابراین چالش اصلی مدیران در مواجهه با بحران های کاری فقط معطوف به عامل بحران‎ساز نیست. بسیاری از اوقات تعامل با مدیران بالادستی بسیار راحت تر از هیأت مدیره یا سهامداران است. این امر به دلیل آشنایی مدیران با دشواری های ساماندهی کسب و کار است.

شاید بسیاری از افراد شکست را امری استثنایی در حوزه کسب و کار قلمداد کنند. نکته مهم در این میان ماهیت طبیعی شکست و بروز بحران در حوزه های مختلف کسب و کار است. اگر یک شرکت برای مدت زمانی طولانی با هیچ‎گونه بحرانی مواجه نشود، باید نسبت به ماهیت فعالیتش تردید داشت. هدف اصلی در این مقاله بررسی شیوه های مدیریت بحران در حوزه کسب و کار با تمرکز بر روی توانمندی های مدیران است بنابراین در ادامه برخی از مهم ترین مهارت ها و توانایی های موردنیاز برای مدیریت بحران از سوی مدیران اجرایی را مورد بررسی قرار خواهیم داد.

1. ضرورت تغییر کیفیت کاری

وقتی ما در موقعیت مدیریت یک شرکت یا بخش قرار داریم، باید نحوه کارمان به طور دقیق ساماندهی شود. در غیر این صورت همیشه با چالش کمبود زمان و بودجه مواجه می شویم. بسیاری از مدیران موفق پیش از هر اقدامی در زمینه شناخت دقیق موقعیت شان و آشنایی با بخش های مختلف گام برمی دارند. مزیت این امر امکان تصمیم‎گیری مناسب پس از گذشت اندک زمانی از شروع به کارمان است. بسیاری از مدیران برای مدتی طولانی در زمینه مسئولیت شان تصمیم های همراه با تردید می گیرند. این امر ریسک های زیادی برای شرکت به همراه خواهد داشت. بهترین راهکار تلاش برای اختصاص زمان مناسب به شناخت سریع وضعیت شرکت و سپس تصمیم‎گیری های مطمئن است. مدیریت حیطه تحت پوشش ما در این زمان براساس دریافت مشاور از کارمندان و کارشناس های حرفه ای امکان‎پذیر خواهد بود.

2. ایجاد پیوند میان ذهن و قلب افراد

ارتقا به سطح تازه ای از مدیریت نیازمند تغییر رویکرد نسبت به فعالیت در حوزه کسب و کار است و اغلب مدیران شیوه ای یکسان برای مدت زمانی طولانی دارند. این امر هرگونه نوآوری و بهبود شرایط موجود را امکان‎ناپذیر می کند. تمام مدیران باید پس از گذشت اندک زمانی از شروع به فعالیت نسبت به به روز رسانی سبک مدیریتی شان اقدام کنند. در غیر این صورت شیوه های مدیریتی شان به سرعت از رده خارج خواهد شد.

بهترین راهکار برای مدیریت بهینه شرکت ها در زمان حاضر تلاش برای ایجاد پیوند میان ذهن و قلب کارمندان است. بدون تردید شمار زیادی از کارمندان صرفا به دلیل اجبار اقدام به فعالیت در شرکت ها می کنند. نوع فعالیت همراه با اجبار هرگز دارای کیفیت مطلوبی نیست بنابراین ما باید نسبت به ایجاد علاقه به کار در کارمندان تلاش کنیم. گاهی اوقات با ایجاد تغییرات اندک در وظایف کارمندان امکان بهبود فعالیت شان فراهم می شود. به این ترتیب از هرگونه تغییر یا درخواست برای انتقال به بخشی دیگر از سوی کارمندان، در صورت داشتن مهارت موردنظر، موافقت کنید.

3. مدیر انطباق‎پذیر

برخی از مدیران به محض شروع به فعالیت در شرکتی تازه دچار سرگیجه می شوند. این امر ناشی از تفاوت های موجود میان وضعیت کسب و کار قبلی و شرکت فعلی است. یکی از توانایی های اساسی هر مدیر توانایی اش برای انطباق با شرایط تازه است بنابراین ما باید توانایی بالایی برای انطباق با شرایط تازه داشته باشیم. در غیر این صورت همیشه در مواجهه با بحران ها دچار غافلگیری خواهیم شد.

مطلب مرتبط: 10 قانون جدید برای مدیریت بحران

اغلب بحران ها در حوزه کسب و کار ماهیت مشابه دارند. مشکل اصلی ناتوانی مدیران برای ایجاد شرایط مناسب به منظور مدیریت بحران است. وقتی تیم مدیریتی با مشاهده بحران دچار دستپاچگی شود، مدیریت بحران بسیار دشوارتر خواهد شد. ما همیشه باید آمادگی لازم برای مدیریت بحران را داشته باشیم. در غیر این صورت به طور مداوم هزینه سنگینی برای عبور از بحران ها پرداخت خواهیم کرد.

4. ضررهای اعتماد به نفس بیش از حد

برخی از مدیران همیشه دارای اعتماد به نفش بیش از اندازه هستند. این امر آنها را نسبت به یادگیری نکات تازه یا تلاش برای ارتقای سطح کیفیت مدیریت شان بی‎ توجه می سازد. این امر همیشه نتیجه نامناسبی برای برندها در پی دارد. منظور من صرف نظر از اعتماد به نفس نیست. به هر حال هر مدیری باید دارای سطح مناسبی از اعتماد به نفس باشد. نکته مهم در این میان تلاش برای پیشگیری از افزایش سطح اعتماد به نفس به حد نامناسب است.

معیار تشخیص مقدار مناسب اعتماد به نفس همیشه براساس منفعت برند ارزیابی می شود. هرگاه اعتماد به نفس ما موجب ایجاد شرایط دشوار برای برندمان شد، باید اقدام به اتخاذ رویکردی واقع‎‏گرایانه بگیریم. این امر دارای اهمیت حیاتی است. اشتباه اصلی مدیران در بخش های حساس کسب و کار اعتماد به تجربه شان یا عدم توجه به بحران هاست.

5. نقش گوش دادن به دیگران

مدیران دارای اطلاعات بی‎پایان و بی‎رقیب نیستند. این امر ضرورت گوش دادن به دیگران را مطرح می کند. اگر ما توانایی گوش دادن به دیگران را نداشته باشیم، همیشه با مشکل کمبود اطلاعات مناسب مواجه خواهیم شد. بدون تردید مدیران زمان کافی برای یافتن اطلاعات موردنیاز یا انجام پژوهش های کاربردی را ندارند. این امر اهمیت همکاری با افراد متخصص را به خوبی نشان می دهد.

ایراد اصلی برخی از مدیران تلاش برای مدیریت تمام بخش ها و بحران ها به طور شخصی است. این امر همیشه موجب بروز بحران های پیچیده در شرکت می شود بنابراین گاهی اوقات ما فقط باید به حرف ها و توصیه های دیگران گوش دهیم.

6. اهمیت حفظ خونسردی

وقتی بحران ایجاد می شود، ما باید خونسردی مان را حفظ کنیم. در غیر این صورت تمام بخش ها دچار هرج و مرج خواهند شد. مدیریت بحران در شرایط عصبانیت و سردرگمی بخش های مختلف امکان‎پذیر نیست. نخستین اقدام در اینجا تلاش برای کاهش میزان نگرانی و استرس کارمندان است. به این ترتیب شرایط مناسب برای شناسایی بحران و اقدام برای مهارش مهیا خواهد شد.

اغلب اقوات بحران های کسب و کار به تنهایی خطرناک نیستند. نکته مرگبار در این میان نحوه واکنش مدیران و به طور کلی اعضای شرکت نسبت به بحران موردنظر است. درست به همین خاطر اغلب برندهای بزرگ در مواجهه با شدیدترین بحران ها نیز به طور کاملا خونسرد و با اعتماد به نفس رفتار می کنند.

مطلب مرتبط: استفاده از فناوری برای مدیریت بحران

7. سرمایه‎گذاری بر روی آموزش بهتر

یادگیری نکات مدیریتی هیچ‎گاه متوقف نمی شود. اگر ما در طول یک دهه اخیر هرگز به سراغ به روز رسانی اطلاعات مان در زمینه مدیریت نرفته ایم، نتیجه این امر احتمال بروز چالش و بحران در کسب و کارمان است بنابراین ما باید همیشه به دنبال ارتقای سطح مهارت و توانایی مان باشیم. این امر همیشه مورد غفلت مدیران در بخش های مختلف قرار می گیرد. اغلب مدیران فقط در شرایط رویارویی با بحران ها اقدام به اتخاذ تدابیر عملی برای مدیریت آنها و به روز رسانی سطح دانش شان می کنند. در غیر این صورت هرگز خبری از تلاش برای یادگیری نکات تازه نیست. توصیه نهایی من ایجاد شرایط مناسب برای تمام مدیران و کارمندان به منظور یادگیری نکات تازه در حوزه تخصصی شان است. این امر توسعه و پیشرفت پایدار برندمان را تضمین خواهد کرد.

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید