شنبه, 03 بهمن 1394 - 11:08

از ماه‌ها قبل و از زمانی كه مشخص شد قرار است تحولات جدی در نحوه تعامل جمهوری اسلامی ایران با دنیا ایجاد شود و در واقع سیاست خارجی دولت یازدهم بر ورود به عرصه اقتصاد جهانی از طریق حل‌و‌فصل مناقشات هسته‌ای ایران با سایر دنیا شكل گرفت، همزمان باید اقدامات متناسب در لایه‌های اقتصادی و صنعتی حوزه خودروسازی نیزصورت می‌پذیرفت. در واقع متولیان صنعت خودروسازی به‌جای تدوین استراتژی متناسب با شرایط پسا برجام تنها به‌صورت سلیقه‌ای و بدون رعایت اصل «یكپارچگی دراستراتژی‌های مذاكره»، به مذاكره بدون چارچوب با برخی از برندهای بزرگ اقدام کردند.

4483458345345358353583583584546946

در این بین وزارتخانه متبوع، گذشته از اینكه نوعی چارچوب كلی برای مشاركت در صنعت خودروی ایران را مشخص کرد كه البته نمونه همین چارچوب‌های كلی در قراردادهای گذشته صنعت خودروسازی با شكست مواجه شده است اما هیچ نقشه راهی برای صنعت خودروی ایران تعیین نکرد. وزارت صنعت، معدن و تجارت به‌عنوان سیاست‌گذار اصلی صنعت كشور، بیش از آنكه نقش متولی را بازی كند باید نسبت به تدوین «راهبرد یك‌خطی» صنعت خودرو و گام‌های بنیادین تحقق این راهبرد اقدام کند.

اما راهبرد یك خطی چیست؟ همزمان با تحولات اساسی در صنعت خودروی دنیا طی سه دهه گذشته و تسلط روزافزون طرف تقاضا بر بازار خودرو، استراتژی‌های توسعه در كشورهای صاحب برند دنیا متناسب با این تحولات دچار دگرگونی‌های فراوانی شده است. تغییرات هدفمند در نقشه ارتباطی خودروسازان در كشورهای در حال توسعه با برندهای بزرگ خودروسازی به‌نوعی بیانگر این تحولات است. بر این اساس كشورهای در حال توسعه‌ای كه روی خودروسازی به‌عنوان یكی از بخش‌های مهم برای افزایش درآمدهای ملی خود حساب كرده‌اند، باتكیه بر مزیت‌هایی كه برتری طرف تقاضا در زنجیره ارزش خودرو برایشان به‌وجود آورده نسبت به توسعه صنعت خودروسازی خود اقدام کرده و در سایه مشاركت با شركت‌های صاحب برند در صنعت خودروسازی ابتدا «راهبرد یك خطی» خود را تدوین کرده‌اند.

در واقع «راهبرد یك خطی» نوعی هدف بالادستی است كه در سطوح بالای سیاست‌گذاری هر كشور به‌عنوان مهم‌ترین هدف توسعه از طرف دولت‌مداران به متولیان هر صنعت دیكته می‌شود. «راهبرد یك خطی» باید در درون یك اتاق فكر پویا ومبتنی بر مزیت‌ها و پتانسیل‌های موجود درلایه‌های صنعتی و اقتصادی هر كشور تعیین شود. به‌عنوان مثال، برای كشوری مثل تركیه «ارزآوری و توسعه اقتصادی از طریق توسعه صنعت خودرو بدون تكیه بر اخذ نشان داخلی» یك راهبرد یك‌خطی برای صنعت خودروی این كشورمحسوب می‌شود. راهبرد یك خطی صنعت خودروی چینی‌ها عبارت است از «ارزآوری و توسعه اقتصادی از طریق توسعه نشان‌های داخلی صنعت خودرو از طریق اتصال به برندهای جهانی درتجارت خودرو». كره‌ای‌ها بر «توسعه صنعت خودروی داخلی از طریق دستیابی به نشان بین‌المللی» تاكید داشته‌اند.

در مكزیك كشوری كه در آن بیش از 3 میلیون خودرو در سال تولید و تنها یك میلیون آن در داخل مصرف می‌شود، تولید خودرو به‌عنوان یكی از مراكز ارتقای درآمدهای سرانه ملی محسوب می‌شود به‌طوری‌كه این تجارت بیش از 6 درصد تولید ناخالص ملی این كشور آمریكای لاتین را به‌خود اختصاص داده است. این در حالی است كه این كشور در صنعت خودرو، صاحب برند نیست. در واقع مكزیك براساس راهبرد یك خطی خود یعنی «افزایش سهم صنعت خودروسازی در كل تولیدات و افزایش سهم اشتغال صنعت خودروسازی» نسبت به طی کردن مسیر توسعه در صنعت خودروسازی گام برمی‌دارد.

بر این اساس مشخص است كه هر یك از این كشورها مسیر توسعه در صنعت خودروسازی را با مشخص کردن «راهبرد یك خطی» خود دنبال کرده و از این طریق سهم قابل توجهی از تجارت خودرو در دنیا را به‌خود اختصاص داده‌اند. بنابراین برخورداری از یك راهبرد یك خطی كه بیانگرهدف اصلی توسعه صنعت خودروسازی درهركشوراست نخستین گام سیاست‌گذاری درحوزه این صنعت است.

آیا «راهبرد یك خطی» صنعت خودروسازی ایران تدوین شده است؟ صنعت خودروسازی ایران با قدمتی بیش از بسیاری از این كشورها، نه تنها نتوانسته سهمی از زنجیره ارزش خودرو را به‌خود اختصاص دهد، بلكه از داشتن یك «بازار داخلی وفادار» هم محروم است و این در حالی است كه خودروسازان داخلی بدون توجه به تحولات سال‌های آتی خودروسازی دنیا در حال سرمایه‌گذاری میلیاردی روی زیرساخت‌هایی نظیر پلتفرم هستند كه این ساختار طی 10 سال آینده دچار تغییرات گسترده‌ای خواهد شد و از طرفی قراردادهای مشاركتی با طرف‌های خارجی منعقد می‌کنند كه تنها بخش تولید و در نهایت فروش خودروسازی را شامل می‌شود. در این قراردادهای مشاركت هیچ خبری از ایجاد سایت‌های تحقیق و توسعه مشترك روی ماژول‌های پلتفرم نظیر Power Train به گوش نمی‌رسد.

همه اینها نشانه آن است كه خودروسازی ایران از داشتن «راهبرد یك خطی» محروم بوده و تصمیمات مهم در این صنعت براساس نگرش‌های سلیقه‌ای و در نهایت تجربی صورت می‌پذیرد. بنابراین صنعت خودروسازی ایران قبل از هرگونه «اقدام هزینه‌زا و فرصت‌سوز» باید ابتدا «راهبرد یك‌خطی» خود را كه از درون یك اتاق فكر پویا و مسلط بر نقشه راه تجارت خودرو و با تكیه بر مزیت‌های بازار و صنعت خودرو در ایران شكل گرفته باشد، تدوین کند؛ اقدامی كه به‌عنوان نخستین گام توسعه، بسیار پیش از این باید صورت می‌پذیرفت.

* کارشناس صنعت خودرو

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید