قبل از نوشتن هر استراتژی بازاریابی ای باید یک تحلیل موقعیتی داشته باشیم. تحلیل موقعیت یک عنصر اساسی برای برنامه بازاریابی و کسب و کار است و باید مرتب به روزرسانی شود. مسئله ای که وجود دارد این است که عناصر اصلی تحلیل موقعیتی چیست و هدف آن چیست.
در این مقاله به نقل از ibazryabiمی خواهیم در مورد اهداف و عناصر تحلیل موقعیت بیشتر بدانیم.

یک تحلیل موقعیتی باید به درستی فاکتورهای محیط داخلی و خارجی کسب و کار را شناسایی کند. باید بتواند به وضوح توانایی ها، مشتریان، مشتریان بالقوه و محیط کسب و کار و اثرات آن را بررسی کند.
این تحلیل باید چشم ما را به واقعیات باز کند.
با این تحلیل باید به نقاط ضعف و قوت و فرصت و تهدیدهای پیش روی خود پی ببرید.
در این لیست شما می توانید مهم ترین فاکتورهایی را که باید بررسی شوند ببینید.
عناصری که ارزش بررسی دارند عبارتند از:
- موقعیت محصول
محصول جاری من چیست؟ شما ممکن است این سوال را به چند سوال دیگر بشکنید.
محصول اصلی من چیست؟ محصولات جانبی و پشتیبان من چیست؟
این بخش بندی برای تحلیل موقعیت شما می تواند حیاتی باشد، چرا که این بخش بندی در واقع فروش شما را شکل می دهد.
- موقعیت رقابتی
رقیب اصلی خود را تحلیل کنید؛ چه کسانی هستند و هدف شان در کسب و کار چیست؟ چگونه با هم رقابت می کنید؟
سودها و ویژگی های تان را تحلیل کنید.
مزیت رقابتی آنها چیست.
- موقعیت توزیع
موقعیت توزیع خود را مرور کنید. شما چطور محصول خود را به بازار می رسانید. آیا شما به کانال های توزیع دیگر یا رسانه های دیگر احتیاج دارید؟
- فاکتورهای محیطی
فاکتورهای اصلی محیط داخلی و خارجی که باید به حساب بیاورید کدامند.
این ممکن است شامل فاکتورهای اقتصادی یا جامعه شناسانه ای باشد که روی کارایی شما تأثیر می گذارند.
- تحلیل فرصت ها
این در واقع همان تحلیل SWOT است. فرصت هایی که در حال حاضر روبه روی کسب و کار ما است.
تهدیدهایی که داریم یا ممکن است در آینده با آن روبه رو شویم.
توانایی های که کسب و کار می تواند به آنها تکیه کند یا ضعف هایی که روی کارایی کسب و کار ما تأثیر می گذارد.
این کارها ممکن است برای شما ساده به نظر برسد، اما فهم آنها بسیار حائز اهمیت است و مهم است بدانید که بسیاری از بهترین ها نیز ممکن است ساده ترین مسائل را فراموش کنند.
چطور بدانیم تحلیل موقعیت ما خوب است
باید بدانیم که مهم است که تحلیل موقعیت ما کاربردی باشد.
این یک مسئله برای شماست که بدانید آیا تحلیل شما کاربردی است و آیا ارزشی دارد.
سوالاتی درست که باید پرسید
- آیا تحلیل من ساده و قابل پیاده سازی است.
- آیا حتی برای یک فرد خارج از شرکت این تحلیل واضح و ساده است.
- آیا این تحلیل روی فاکتورهای اصلی که کسب و کار من به صورت داخلی و خارجی با آن روبه رو است، متمرکز است.
- آیا برای اهداف آینده کسب و کار من مفید است.
اگر پاسخ شما به این پرسش ها بله است، تحلیل شما کاربردی است.
اگر پاسخ خیر است باید برگردید و دوباره کار را انجام دهید تا این پارامترها رعایت شوند. وقتی در حال انجام تحلیل هستید ممکن است با مسائل زیر روبه رو شوید:
- ممکن است لیستی که از توانایی و ضعف و فرصت و تهدیدها فراهم کرده اید، بسیار زیاد و گیج کننده باشد. این می تواند شما را برای رسیدن به درکی از کسب و کار گیج کند.
- ممکن است شما نتوانید تحلیل های موقعیت خود را اولویت بندی کنید.
- شما در مورد فاکتورهای کسب و کار خود بسیار گسترده عمل کرده اید و تمرکز روی آنها سخت است.
- فاکتورهایی که شما در نظر گرفته اید عقیده شما هستند نه واقعیت.
- نمی توان تشخیص داد که کدام فاکتورها نقاط قوت، ضعف، فرصت ها و تهدیدها هستند.