همچنان که می دانید زلزله ای سخت چند استان کشورمان را تحت تأثیر قرار داده و بسیاری از هموطنان مان را داغدار کرده است.
ضمن ابراز همدردی با این عزیزان، از آنجایی که کمک کردن به کسب و کارهای مختلف برای بازاریابی و فروش محصولات و خدمات خودشان رسالت مجموعه ای بازاریابی است، در این بین تصمیم گرفتیم مطلبی را به نقل از ibazaryabi، با موضوع بازاریابی و فعالیت های مرتبط با آن در این دوره زمانی منتشر کنیم.

پیش از هر چیز می خواهم به این مسئله بپردازم که آیا اصلا فکر کردن به بازاریابی و فروش در این بازه زمانی کاری درست و عاقلانه است یا خیر؟
بدیهی است که هر کسب و کاری با وجود مواجه شدن با حوادث اینچنینی، حتی در صورت کند شدن فرآیند تولید و فروش خودش، به هر حال چاره ای جز تأمین هزینه ها و مخارج خود به منظور باقی ماندن در بازار ندارد. اما سودآوری مسئله دیگری است که می تواند بسته به تصمیم مدیریت حتی برای مدتی به تعویق بیفتد.
اما در این بین نکته مهم شیوه پرداختن به تبلیغات و فعالیت های ترفیعی است که باید به جای به اصطلاح نمک پاشیدن بر زخم حادثه دیدگان بتواند حتی به اعتبار شرکت و برند در ذهن حادثه دیدگان بیفزاید.
به عنوان مثال دوست دارم در این بین به دو نمونه تبلیغات شرکت های آمریکایی در زمان توفان سندی Sandy اشاره کنم.
- یک برند آمریکایی پوشاک پس از این توفان برای تبلیغ خودش نوشته بود «حالا که به خاطر توفان چاره ای جز در خانه ماندن ندارید، در صورت خسته و بی حوصله شدن می توانید از 20درصد تخفیف روی همه محصولات ما طی 36 ساعت آینده استفاده کنید.»
- یا یک برند دیگر پوشاک با نام Urban Outfitters در تبلیغات خود عنوان کرده بود که «این توفان می وزد و خسارت می زند و تمام می شود، اما حمل رایگان سفارشات شما تمام شدنی نیست!»
و نمونه های بسیار دیگری از این دست که شاید اشاره به همه آنها در این مقاله نگنجد و هر یک موجب جنجال هایی در بین مخاطبان خودشان شدند.
اشتباه این برندها در بازاریابی خود چه بوده؟
مسئله مهم در رابطه با این برندها نحوه تفکر مدیران آنهاست که عموما از داخل به خارج فکر می کنند (من، من، من … به من، به من، به من … مال من، مال من، مال من … شرکت من، شرکت من، شرکت من) و به طور کل تمام قربانیان و مخاطبان هدف خود را فراموش می کنند.
قربانیان حادثه دیده عموما هیچ توجهی به این شرکت ها نداشته و اصلا باز بودن یا جریان درآمدی این کسب و کار ها برای شان اهمیتی ندارد، اما این شرکت ها فراموش می کنند که در درجه اول وجود دارند تا نیازهای مشتریان خود را برآورده سازند. یعنی اگر به مشتریان خود توجه داشته باشند، جریان درآمدی آنها برقرار می ماند، اما اگر فقط به دنبال پول باشند، در نهایت مشتری خود را از دست داده و جریان درآمدی خودشان هم متوقف می شود.
اما این شرکت ها باید چکار کنند؟
در واقع موضوع این است که مدیران این برندها باید طرز تفکر خود را تغییر دهند و در عوض از بیرون به داخل بیندیشند و نسبت به نیازهای قربانیان این بلایای طبیعی حساس باشند و با آنها همدردی کنند.
مثلا به منظور کمک به قربانیان این حادثه در این دوران سخت، برند… تمام محصولات خودش را با تخفیف 20درصد به مشتریان عرضه کرده و بخشی از سود حاصله را به … اهدا می کند.
در دوران های سخت رخداد بلایای طبیعی، شرکت های خوب این بلایا را به عنوان فرصتی برای رشد و ترقی خود در آینده در نظر می گیرند و سعی در ایجاد رابطه ای نزدیک و دوستانه با مشتریان خود دارند. آنها به خوبی متوجه می شوند که باید تمرکز خود را روی ایجاد حسن نیت برند خود و تقویت اعتماد مصرف کننده قرار دهند.
از طرف دیگر برخی از برندهای تازه کار که درگیر چالش بازاریابی هستند، با تنگ نظری و کوته بینی، سود کوتاه مدت را انتخاب کرده و اقدام به گران کردن محصولات و خدمات خود در این بازه های زمانی می کنند. این گونه این تصویر را از خود در ذهن مصرف کننده به جای می گذارند که فقط در پی سوء استفاده از قربانیان هستند.
به هر حال نباید فراموش کرد که در زمان نیاز شدید، مردم همواره حافظه بسیار قوی دارند. به خوبی آنهایی را که به کمک شتافتند را به یاد می آورند و آنهایی که سعی در سود جستن از آنها داشتند را فراموش نمی کنند.