فرصت امروز: اقتصاد ایران بار دیگر وارد دوره ای شده است که نه خبر خوب محرک بازار است و نه خبر بد شوک آفرین؛ بلکه آنچه همه چیز را متوقف کرده، نبود خبر قطعی است. بازارها در وضعیت انتظار قرار گرفته اند، معاملات کاهش یافته و تصمیم گیری اقتصادی به تعویق افتاده است. این وضعیت، اگرچه در ظاهر آرام به نظر می رسد، اما در عمق خود نشانه ای از فرسایش اعتماد اقتصادی است؛ پدیده ای که هزینه آن به مراتب سنگین تر از نوسانات مقطعی قیمت هاست.
در روزهای اخیر، نشانه های این تعلیق در اغلب بازارها دیده می شود. بازار ارز با وجود نوسان های محدود، از تحرک جدی بازمانده است. بازار طلا در محدوده های احتیاطی معامله می شود و بورس با افت حجم معاملات، بیشتر به حالت انتظار شباهت دارد تا اصلاح یا رشد. حتی در بازارهایی مانند خودرو و مسکن که معمولاً با تأخیر واکنش نشان می دهند، نشانه های رکود معاملاتی پررنگ تر شده است.

اقتصاد در وضعیت «نه جلو، نه عقب»
دوره های انتظار سیاسی در اقتصاد ایران پدیده تازه ای نیستند. تجربه سال های گذشته نشان می دهد هر زمان چشم انداز سیاست گذاری مبهم شده، بازارها وارد فاز «دست نگه داشتن» شده اند. در چنین وضعیتی، فعالان اقتصادی نه ریسک خرید را می پذیرند و نه حاضر به فروش با قیمت های فعلی هستند. نتیجه، کاهش معاملات و افزایش فاصله میان قیمت های پیشنهادی و قیمت های واقعی است.
این وضعیت، برخلاف تصور عمومی، الزاماً به کاهش قیمت ها منجر نمی شود. بازارها ممکن است قفل شوند، اما قیمت ها اغلب در سطوح بالا باقی می مانند. دلیل این تناقض آن است که انتظار، بیشتر از عرضه و تقاضا، بر رفتار اقتصادی اثر می گذارد.
چرا انتظار سیاسی خطرناک است؟
انتظار سیاسی فقط یک مکث موقت نیست؛ بلکه فرآیندی است که به تدریج اعتماد اقتصادی را فرسایش می دهد. اعتماد اقتصادی یعنی فعالان بازار بتوانند:
وقتی این عناصر از بین می روند، حتی تصمیم های منطقی هم به تعویق می افتند. سرمایه گذار منتظر می ماند، تولیدکننده خرید مواد اولیه را عقب می اندازد و مصرف کننده دست به عصاتر می شود. این چرخه، به مرور اقتصاد را کند و کم رمق می کند.
اثر انتظار بر سرمایه گذاری و تولید
یکی از مهم ترین پیامدهای دوره های انتظار سیاسی، ضربه به سرمایه گذاری است. سرمایه گذاری نیازمند افق است؛ افقی که در آن قواعد بازی مشخص باشد. وقتی سیاست گذاری در وضعیت تعلیق قرار می گیرد، سرمایه گذار با یک انتخاب روبه رو می شود: یا سرمایه را حفظ کند یا آن را به دارایی های کم تحرک منتقل کند.
در چنین فضایی، منابع مالی به جای حرکت به سمت تولید، به سمت دارایی هایی می روند که نقش «پناهگاه موقت» دارند. این تغییر مسیر، به طور مستقیم رشد اقتصادی را تضعیف می کند؛ حتی اگر در کوتاه مدت اثر خود را در شاخص ها نشان ندهد.
بازارها از چه می ترسند؟
بازارها معمولاً از خبر بد نمی ترسند؛ از بی خبری می ترسند. تجربه نشان داده است که حتی تصمیم های سخت، اگر شفاف و قابل پیش بینی باشند، بهتر از بلاتکلیفی طولانی مدت عمل می کنند. آنچه امروز بازارها را محتاط کرده، نه خود تصمیمات، بلکه تأخیر در اعلام و اجرای آن هاست.
در چنین شرایطی، هر روز انتظار، هزینه ای پنهان به اقتصاد تحمیل می کند؛ هزینه ای که در آمارهای رسمی بلافاصله دیده نمی شود، اما در افت اعتماد، کاهش سرمایه گذاری و کندی رشد خود را نشان می دهد.
جمع بندی
اقتصاد ایران امروز بیش از آنکه با کمبود منابع مواجه باشد، با کمبود قطعیت روبه روست. انتظار سیاسی، اگر طولانی شود، به فرسایش اعتماد اقتصادی منجر خواهد شد؛ اعتمادی که بازسازی آن بسیار پرهزینه تر از حفظ آن است. بازارها ممکن است امروز آرام به نظر برسند، اما این آرامش، نشانه سلامت نیست؛ نشانه مکثی است که می تواند به رکود عمیق تر منجر شود.