بازارهای ایران این روزها بیش از هر چیز «با خبر حرکت می کنند»؛ اما چون خروجی مذاکرات ایران و آمریکا هنوز قطعی و قابل قیمت گذاری نیست، معامله گران از فاز هیجانِ یک طرفه فاصله گرفته اند و وارد فاز «انتظارِ پرنوسان» شده اند: حجم معاملات پایین تر، دست به دست شدن قیمت ها در بازه های کوتاه، و واکنش های تند به هر سیگنال مثبت یا منفی.
در بازار ارز، نشانه های این وضعیت کاملاً قابل مشاهده است. گزارش های میدانی از میدان فردوسی نشان می دهد دلار آزاد در حوالی ظهر شنبه ۱۸ بهمن ۱۴۰۴ در محدوده حدود ۱۵۷ تا ۱۵۹ هزار تومان معامله شده و خریدوفروش هم «رونق سابق» را ندارد؛ یعنی بازار بیش از آنکه رونددار باشد، در حال آزمونِ کف و سقف های کوتاه مدت است. هم زمان، تفاوت معنادار نرخ های رسمی و آزاد هم به چشم می آید؛ در همان گزارش اشاره شده که نرخ دلار در مرکز مبادله حدود ۱۳۴ هزار تومان عنوان شده، فاصله ای که خود به محرک انتظارات و رفتار سفته بازانه تبدیل می شود.

اگر به دامنه نوسان هفته نگاه کنیم، تصویر روشن تر می شود: در یک گزارش تحلیلی، بالاترین نرخ هفتگی دلار ۱۶۳٬۶۶۰ تومان و پایین ترین نرخ ۱۵۳٬۷۹۰ تومان ثبت شده؛ یعنی بازار در یک هفته نزدیک ۱۰ هزار تومان دامنه حرکت داشته است. این دامنه معمولاً وقتی شکل می گیرد که «اطلاعات قطعی» کم است اما «ریسک خبری» زیاد؛ نتیجه اش می شود بازارِ کم عمق، با واکنش های سریع، و گاهی نوسان گیری های لحظه ای.
در بازار طلا هم همان الگو دیده می شود؛ با این تفاوت که طلا علاوه بر سیاست داخلی، از متغیر جهانی (اونس) هم فرمان می گیرد. اونس جهانی در همین روزها در محدوده ۴٬۹۵۴ دلار گزارش شده است. با این حال، طلای داخلی بیشتر از آنکه با «روند جهانی» قفل باشد، با «سیگنال مذاکراتی و دلار داخلی» بالا و پایین می شود. برای نمونه، شبکه اطلاع رسانی طلا و ارز گزارش کرده هر گرم طلای ۱۸ عیار در شنبه ۱۸ بهمن با حدود ۳.۰۲٪ کاهش نسبت به روز قبل، در نرخ ۱۸۷٬۹۱۰٬۰۰۰ ریال (حدود ۱۸.۷۹ میلیون تومان) معامله شده و کف و سقف روزانه هم ثبت شده است. در گزارش دیگری نیز قیمت هر گرم طلای ۱۸ عیار در حدود ۱۸٬۸۰۲٬۹۰۰ تومان آمده است.
سکه هم به عنوان شاخص روانی بازار، سریع به خبر واکنش نشان می دهد. در گزارش قیمت ها، سکه امامی از ۱۹۵٬۵۰۰٬۰۰۰ تومان به ۱۸۸٬۵۰۰٬۰۰۰ تومان کاهش یافته؛ افتی که به زبان بازار یعنی «کاهش ریسک پریمیوم» یا دست کم عقب نشینیِ کوتاه مدت تقاضای هیجانی. این نوسان ها معمولاً زمانی تشدید می شود که معامله گر حس کند نتیجه مذاکرات می تواند جهت را یک باره عوض کند: اگر توافق یا خبر مثبت پررنگ شود، دلار و سکه ظرفیت اصلاح دارند؛ اگر خبرها ضدونقیض یا تنش زا شود، خریداران محافظه کار دوباره فعال می شوند.
اما شاید مهم ترین نشانه «فاز انتظار» این باشد که بازارها به جای روندهای طولانی، بیشتر روی خبرهای کوتاه برد معامله می کنند. از یک طرف، گزارش میدانی اشاره می کند که دلار نسبت به روزهایی که حدود ۱۶۰ هزار تومان فروخته می شد، با خبر مذاکره کاهش پیدا کرده و حتی درباره یورو هم از کاهش نسبت به هفته قبل صحبت شده است. از طرف دیگر، گزارش های قیمتی نشان می دهد همان دلار می تواند در همان روز یا روزهای نزدیک، با برگشت های سریع دوباره به کانال های بالاتر سرک بکشد. این همان «بازارِ بی اعتماد» است: نه فروشنده مطمئن است ادامه دار می ریزد، نه خریدار مطمئن است ادامه دار می جهد.
در بورس، واکنش می تواند متفاوت باشد؛ چون بخشی از بازار سهام، توافق را به عنوان کاهش ریسک سیستماتیک و بهبود چشم انداز سودآوری می بیند. طبق گزارش ایرنا، شاخص کل بورس تهران در پایان معاملات شنبه ۱۸ بهمن با رشد ۱۰۴ هزار واحدی به سطح ۴ میلیون و ۱۶۳ هزار واحد رسیده است. این رفتار دوگانه (بورس مثبت تر، ارز و طلا محتاط تر) در دوره های مذاکراتی مسبوق به سابقه است: بورس روی «سناریوی بهبود» جلوتر قیمت می گذارد، اما بازار ارز و طلا تا لحظه قطعی شدن خبر، ریسک را با خودش حمل می کند.
جمع بندی بازار در این مقطع را می شود در چند جمله خلاصه کرد:
در چنین شرایطی، بازار عملاً به سه سناریو چشم دوخته است:
فعلاً شواهد می گوید بازار روی گزینه دوم ایستاده: «نه آن قدر خوش بین که یک سره بفروشد، نه آن قدر بدبین که هر قیمتی بخرد»—همان فاز انتظار که با کوچک ترین خبر، می تواند از انتظار به تصمیم تبدیل شود.ر