چهارشنبه, 04 تیر 1399 - 12:06

تبلیغات و بازاریابی در شبکه های اجتماعی همیشه جزئی از برنامه های برندها برای جلب نظر مخاطب هدف بوده است. در این میان هر برندی دارای برنامه خاص خود است. به این ترتیب ما تنوع بسیار وسیعی در زمینه بازاریابی و فعالیت برندها مشاهده می کنیم. نکته مهم در این میان آشنایی کاربران شبکه های اجتماعی با شیوه تولید محتوای تبلیغاتی است. نتیجه این امر هوشمندی هرچه بیشتر کاربران برای نادیده‎انگاری محتوای بازاریابی و تبلیغاتی برندهاست.

امروزه مردم نسبت به اهداف صرفا فروش محور برندها از بازاریابی در شبکه های اجتماعی خسته شده اند. اینکه هر برند فقط برای فروش بیشتر با آنها تعامل داشته باشد، امری بیش از اندازه خودخواهانه است. همین نکته در سال های اخیر دردسرهای بسیار زیادی برای برندها ایجاد کرده است. بازاریابی مستقیم در بسیاری از شبکه های اجتماعی در دستور کار برندها قرار دارد، با این حساب مشاهده تضاد در فعالیت بازاریابی برندها و سلیقه مخاطب هدف امری طبیعی محسوب می شود.

بازاریابی در شبکه های اجتماعی بدون بودجه های چند میلیون دلاری

نیاز فوری برندها در زمینه بازاریابی و تبلیغات شناخت هرچه بهتر سلیقه مخاطب هدف است. در غیر این صورت هر روز از سلیقه آنها دورتر خواهند شد. نتیجه نهایی این امر ناتوانی فوری برندها برای تاثیرگذاری بر روی مخاطب هدف خواهد بود. وقتی ما توانایی جلب نظر مخاطب هدف را نداشته باشیم، کسب سود در حد رویایی صرف باقی خواهد ماند.

مطلب مرتبط: 4 پرسش ضروری برای بهبود بازاریابی شبکه های اجتماعی

شاید بحث من برای بسیاری از بازاریاب ها دشوار باشد. آنها در هر صورت برای سال های متمادی به بازاریابی با هدف فروش هرچه بیشتر محصولات پرداخته اند بنابراین تلاش برای تغییر جهت گیری شان بسیار دشوار خواهد بود. من در این بخش از مثالی روشنگر برای پیشبرد بحث استفاده خواهم کرد. فرض کنید شما در نقش یک بازاریابی قرار دارید. اگر شما قصد بازاریابی برای جلب نظر مخاطب هدف را داشته باشید، دست به چه کاری خواهید زد؟ انتخاب اغلب افراد بازاریابی در شبکه های اجتماعی یا دست کم انتخاب سرویس های ایمیلی است. نکته مهم در این بخش شیوه تعامل ما با مخاطب هدف است. آیا بدون هیچ مقدمه ای به سراغ معرفی خودمان و سپس محصول موردنظر خواهیم رفت؟ تجربه عمومی بازاریابی ها در دو دهه اخیر این روند را نشان می دهد. ارزیابی ما در اینجا براساس همین شیوه اشتباه تعامل با مخاطب هدف و نتیجه آن برمبنای شکست کمپین های بازاریابی است.

وقتی ما بدون هیچ‎گونه مقدمه ای به سراغ مخاطب هدف می رویم، نباید انتظار برخورد مناسب را داشته باشیم. امروزه کمتر مخاطبی بدون برنامه ریزی و تعامل سازنده با برند موردنظرش دست به خرید خواهد زد بنابراین ما به اندکی مقدمه چینی برای فروش بیشتر نیاز خواهیم داشت. نیاز اصلی برندها در دنیای کنونی درک تفاوت های میان شیوه بازاریابی آنلاین با روند جاری زندگی در دنیای واقعی است. ما باید درست مانند روابط مان در دنیای واقعی اقدام به بازاریابی در عرصه آنلاین کنیم. در غیر این صورت هیچ شانسی برای موفقیت در عرصه بازاریابی نخواهیم داشت.

برخی از برندها و بازاریاب ها برای جبران ناتوانی شان برای شناخت سلیقه مخاطب هدف به سراغ استفاده از بودجه های کلان می روند. این امر نوعی گرایش متداول در میان برندها محسوب می شود. نکته مهم در این میان محدودیت بودجه اغلب برندهاست بنابراین همیشه امکان پوشش نقاط ضعف فعالیت برندمان با صرف هزینه بیشتر نیست. همچنین باید به امکان های جایگزین استفاده از بودجه های دیگر نیز توجه داشته باشیم.

هدف اصلی ما در این مقاله بررسی شیوه های بازاریابی و تبلیغات در شبکه های اجتماعی بدون نیاز به صرف بودجه فراوان و تاثیرگذاری بیشتر بر روی مخاطب هدف است. بدون تردید این شیوه در گام های نخست دشواری بسیار زیادی برای بازاریاب ها دارد. همین امر دلیل انصراف بسیاری از برندها و بازاریاب ها از شیوه تبلیغات بدون نیاز به بودجه فراوان است. نکته مهم در این میان عدم هماهنگی میان صرف بودجه های چند میلیون دلاری و کسب موفقیت های بازاریابی است بنابراین شاید با بودجه های کم نیز امکان دستیابی به موفقیت های بزرگ وجود داشته باشد.

گام اول: ارزیابی و برنامه ریزی برای جلب نظر مخاطب هدف در پلتفرم های مورد علاقه شان

گام نخست در زمینه بازاریابی بهینه در شبکه های اجتماعی نظارت بر روی محل حضور مخاطب هدف است. در غیر این صورت شما هیچ شانسی برای جلب نظر مخاطب هدف نخواهید داشت. امروزه برخی از برندها علی رغم صرف هزینه های گزاف در حوزه بازاریابی کمترین موفقیت در این بخش پیدا نمی کنند. دلیل این امر ناتوانی مداوم چنین برندهایی برای حضور در شبکه های اجتماعی مورد علاقه مخاطب هدف است. برخی از برندها در فرآیند انتخاب شبکه اجتماعی مناسب برای فعالیت بازاریابی بیشتر به امکانات جانبی آن توجه دارند. این نکته در ارزیابی نهایی محل بحث و تردید است.

مطلب مرتبط: بهبود بازاریابی شبکه های اجتماعی با اقداماتی 5 دقیقه ای

هدف نخست ما در زمینه انتخاب یک شبکه اجتماعی باید تعداد کاربران علاقه مند به کسب و کارمان باشد. به عبارت دیگر، ما باید شبکه اجتماعی مورد علاقه مخاطب هدف مان را پیدا کنیم. در غیر این صورت امکان تاثیرگذاری بر روی مخاطب هدف را نخواهیم داشت.

گام بعدی پس از شناسایی شبکه اجتماعی مورد علاقه مخاطب هدف برنامه ریزی برای شیوه مناسب در راستای جلب نظر آنهاست. بسیاری از کاربران در شبکه های اجتماعی انتظارات بسیار بالایی از عملکرد برندهای محبوب شان دارند بنابراین عملکرد نامناسب ما در این فضا موجب دلسردی بخش عمده ای از طرفدارهای برندمان خواهد شد. برخی از پرسش های مهم برای صورت‎بندی برنامه اساسی برندمان برای بازاریابی در شبکه های اجتماعی به شرح ذیل است:

• مخاطب هدف ما به چه نوع کمپین های بازاریابی در گذشته روی خوش نشان داده است؟

• شما قصد چه نوع تاثیرگذاری بر روی مخاطب هدف را دارید؟

• اقدام های قبلی شما برای تعامل با مخاطب هدف چگونه بود؟ آیا واکنش مثبت کاربران را در پی داشت؟

• آیا به نظر شما محصول تان برای مخاطب هدف جذابیت های لازم را دارد؟

• شما از مخاطب هدف دقیقا به اقدامی را انتظار دارید؟

شاید در نگاه نخست پرسش های فوق بسیار ساده باشد. نکته مهم درخصوص پرسش های موردنظر سطح تاثیرگذاری بسیار بالای آنها بر روی مخاطب هدف است. وقتی ما برنامه مان را براساس الگوهای مطمئن و دقیق طرح کنیم، شانس بیشتری برای جلب نظر مخاطب هدف خواهیم داشت. ایراد اصلی بسیاری از برندها فقدان برنامه مشخص برای بازاریابی در شبکه های اجتماعی است. نتیجه نهایی این امر ناتوانی آنها برای تاثیرگذاری مناسب بر روی مخاطب هدف است. یکی از دلایل اصلی صرف هزینه های بالا از سوی برندها همین نکته است. وقتی برندها برای تاثیرگذاری بر روی مخاطب هدف با فقدان برنامه مناسب مواجه می شوند، تمایل بیشتری برای صرف بودجه فراوان پیدا خواهند کرد. این نکته اغلب مورد توجه بازاریاب های تازه کار قرار می گیرد.

اگر ما به دنبال صرفه جویی در بودجه جاری برندمان هستیم، باید برنامه دقیقی برای صرف هزینه های مناسب در بخش بازاریابی داشته باشیم. در غیر این صورت شانس چندانی برای موفقیت در تعامل با مخاطب هدف نخواهیم داشت.

یکی از راهکارهای مناسب برای آگاهی از سلیقه مشتریان تلاش برای گفت وگوی مستقیم با آنهاست. بسیاری از برندها نسبت به این راهکار احساس تردید دارند. ما در هر صورت باید به شیوه ای مطلوب از سلیقه مخاطب هدف آگاه شویم. در این میان هیچ ایرادی پیرامون طرح مستقیم مسئله با مشتریان هدف نیست. ما در نهایت امکان پیش بینی سلیقه مشتریان بدون کسب اطلاعات معتبر از آنها را نخواهیم داشت.

گام دوم: شروع فرآیند تولید محتوا

در گام دوم باید شروع به تولید محتوا کرد. برنامه ریزی برای دستیابی به ایده های جذاب تولید محتوا اهمیت بسیار زیادی دارد. برخی از برندها صرفا برای نمایش محتوایی هرچند بی کیفیت به مخاطب هدف در حال فعالیت هستند. وقتی ما به طور مداوم محتوای بی کیفیت در اختیار مخاطب هدف قرار دهیم، به تدریج سطح تاثیرگذاری برندمان به شدت کاهش خواهد یافت. این نکته در مورد اغلب برندهای حاضر در شبکه های اجتماعی صادق است. همین نکته عامل اصلی بی توجهی مداوم مخاطب هدف به محتوای بازاریابی برندهاست.

اگر ما به دنبال تاثیرگذاری مناسب بر روی مخاطب هدف هستیم، باید علاوه بر شناسایی سلیقه آنها و شبکه های اجتماعی مورد پسندشان، به دنبال ایده‎پردازی خلاقانه نیز باشیم. امروزه کمپین های بازاریابی اغلب برندها بیش از اندازه به هم شبیه شده است. نتیجه این امر ناتوانی برندها برای جلب نظر دامنه موردنظر مخاطب هدف شان است. این امر به تنهایی نقش مهمی در افزایش مداوم هزینه های بازاریابی برندها دارد. اشتباه هولناک در این بخش تلاش برای پوشش کاستی های جانبی از طریق صرف هزینه بازاریابی بیشتر است.

وقتی ما در تلاش برای تاثیرگذاری بر روی مخاطب هدف هستیم، باید بین 2 رویکرد متفاوت تفاوت قائل شویم. رویکرد نخست مربوط به تلاش برای ساماندهی تمام بخش های کمپین به صورت درون سازمانی و بدیع است. ما در این رویکرد از گام نخست تا پایانی فرآیند بازاریابی برندمان را پوشش خواهیم داد. بدون تردید این شیوه نیازمند زمان و هزینه های به نسبت بالایی است. راهکار دوم، الگوبرداری از عملکرد برندهای بزرگ است. مزیت این شیوه امکان تاثیرگذاری بسیار بیشتر بر روی مخاطب هدف خواهد بود.

مطلب مرتبط: نگاهی به نکات مهم بازاریابی در سال 2018 / برترین توصیه های بازاریابی شبکه های اجتماعی

وقتی از الگوبرداری برندها از یکدیگر صحبت می کنیم، این فرآیند با کپی‎برداری تفاوت دارد. ما در کپی برداری هیچ گونه تغییری در بدنه ایده موردنظر ایجاد نمی کنیم. با این حال در اینجا بخش های مهمی از فرآیند فعالیت ما دستخوش تغییرات اساسی می شود. یکی از نکات مهم در زمینه تقلید از الگوهای بازاریابی دیگر برندها تلاش برای ایجاد هماهنگی میان آن و ماهیت کسب و کارمان است. در غیر این صورت تضادهای درونی کمپین بازاریابی مان موجب کاهش انگیزه مخاطب هدف برای تماشای آن خواهد شد.

کمپین های بازاریابی برندها باید ارتباط نزدیکی با شرایط روز داشته باشد. این امر در بحران کرونا به خوبی تفاوت میان برندهای موفق با شکست خورده را نشان داد. اگر ما به عنوان یک رستوران پس از بازگشایی کسب و کارها در تلاش برای جلب نظر مخاطب هدف هستیم، باید خطرهای ناشی از شیوع کرونا را مدنظر قرار دهیم. بسیاری از رستوران ها در دوران بازگشایی کسب و کارها به صورت زمان قبل از شیوع این ویروس فعالیت بازاریابی دارند بنابراین مشاهده عدم تمایل مخاطب هدف برای تعامل با چنین برندهایی امری کاملا طبیعی خواهد بود.

کمپین های بازاریابی همیشه باید با شرایط جاری ارتباط مناسبی داشته باشند. این نکته موجب جلب توجه بیشتر مخاطب هدف به کمپین ما خواهد شد. یکی از توصیه های اساسی در این بخش تلاش برای ارائه راهکاری مناسب به مخاطب هدف در شرایط دشوار شیوع کروناست. بدون تردید برندهای بسیار زیادی در تلاش برای جلب نظر مخاطب هدف هستند، با این حال هیچ ایده ای به اندازه ارائه راهکاری مناسب به مخاطب هدف دارای تاثیرگذاری نیست.

گام سوم: تعامل نزدیک با مخاطب هدف

ما در این مرحله باید به دنبال تعامل نزدیک با مخاطب هدف باشیم. برنامه ریزی برای تولید محتوای جذاب بدون تعامل نزدیک با مخاطب هدف همراه با تاثیرگذاری مورد انتظار ما نخواهد بود. ایراد بازاریابی بسیاری از برندها تولید محتوای بازاریابی جذاب و در عین حال عدم تلاش برای تاثیرگذاری مناسب بر روی مخاطب هدف است. نتیجه این امر ناتوانی برندها برای تاثیرگذاری مناسب بر روی مخاطب هدف خواهد بود.

تعامل با مخاطب هدف به صورت های بسیار متنوعی پدید می آید. اغلب برندها به منظور تاثیرگذاری بیشتر بر روی مخاطب هدف به دنبال تبلیغات بیشتر هستند. نکته مهم در این میان ناتوانی ما برای تاثیرگذاری بر روی مخاطب هدف فقط از طریق تبلیغات بیشتر است. ما باید به دنبال راهکارهایی اساسی برای تعامل با مخاطب هدف باشیم. در غیر این صورت سطح فعالیت برندمان برای تاثیرگذاری بر روی مخاطب هدف بسیار کاهش خواهد یافت. برخی از راهکارهای اساسی برای تعامل بهتر با مخاطب هدف تقویت بخش خدمات مشتریان و روابط عمومی است.

مطلب مرتبط: 8 گام ایجاد استراتژی بازاریابی شبکه های اجتماعی

امروزه نارضایتی اغلب مشتریان از برندها مربوط به ناتوانی برای برقراری ارتباط با بخش های پشتیبانی است. به این ترتیب برندها در عمل توانایی چندانی برای تاثیرگذاری از طریق کمپین های بازاریابی نخواهند یافت. تعامل با مخاطب هدف یک فرآیند چند بخشی است. این فرآیند شامل تعامل با مخاطب هدف از طریق تولید محتوای جذاب و همچنین تلاش برای پشتیبانی مطلوب از دیگر نیازهای آنهاست. اگر هر بخش از فرآیند مورد نظر همراه با مشکلاتی باشد، تاثیرگذاری نهایی ما با مشکل همراه خواهد شد.

برندهای بزرگ همیشه فرآیند تعامل با مخاطب هدف را در قالب یک بسته کامل و یکجا مورد توجه قرار می دهند بنابراین ارتباط معناداری میان فعالیت بخش های مختلف برند آنها از نظر ارتباط مفهومی وجود دارد. امروزه برخی از برندها به طور مداوم در تلاش برای تاثیرگذاری بهینه بر روی مخاطب هدف هستند. این امر گاهی اوقات با عدم هماهنگی در میان بخش های مختلف شرکت به فاجعه های عجیب و غریب منجر می شود.

امروزه برخی از برندها در شبکه های اجتماعی مختلفی فعالیت بازاریابی دارند. نکته مهم درخصوص انتخاب چند پلتفرم برای فعالیت بازاریابی توجه به تفاوت های میان هر کدام از آنهاست. بدون تردید میان فعالیت بازاریابی در اینستاگرام و توییتر تفاوت هایی وجود دارد بنابراین اگر برند ما به خوبی به چنین تفاوت هایی توجه نداشته باشد، در بلندمدت دچار مشکلات بسیار زیادی خواهد شد.

گام چهام: هدایت کاربران به سوی عملی خاص

تمام کمپین های بازاریابی با هدف هدایت کاربران به سوی هدفی خاص ساماندهی می شود. بی تردید هر برندی در تلاش برای تاثیرگذاری بر روی مخاطب هدف با برنامه ای خاص است. مسئله مهم در اینجا ضرورت استفاده از هدف هایی متنوع است. امروزه اغلب برندها در تلاش برای هدایت مخاطب هدف به سوی خرید بیشتر هستند. این امر شاید هدف نهایی هر برندی باشد، اما استفاده از آن در تمام کمپین های بازاریابی نتیجه مناسبی در پی نخواهد داشت. ما باید هدف های متنوعی مانند ارتباط عمیق تر با مخاطب هدف، آگاهی از دغدغه های مشتریان، معرفی برندمان به دامنه وسیع تری از مشتریان و همچنین همکاری با دیگر برندها را مدنظر داشته باشیم.

یکی از شکایت های همیشگی مشتریان از برندها معطوف به رویکردهای یکسویه آنها برای تعامل با مخاطب هدف است. به این ترتیب هیچ فضایی برای طرح ایده های متنوع و هدف های گوناگون باقی نخواهد ماند. این روند بسیاری از برندها را دچار سردرگمی برای فعالیت بازاریابی می کند. وقتی ما همیشه بر روی یک نکته واحد تاکید داشته باشیم، به تدریج تمام برنامه های بازاریابی مان فاقد جذابیت های اساسی برای مخاطب هدف خواهد شد.

توصیه نهایی ما در این بخش تلاش برای استفاده از تجربه موفق سایر برندها در زمینه بازاریابی و سایر بخش های مرتبط است. ما به این ترتیب توانایی تاثیرگذاری بسیار مناسبی بر روی مخاطب هدف خواهیم یافت. امروزه بسیاری از برندها به دنبال تقلید از برندهای بزرگ هستند، اما فقط تعداد محدودی از آنها موفق به این کار می شوند. کلید موفقیت در زمینه تقلید و الگوبرداری مناسب از دیگر برندها توجه به ویژگی های منحصر به فرد برندمان است بنابراین ما باید همیشه تقلید از دیگر برندها را با توجه به وضعیت کنونی برند خودمان انجام دهیم.

جمع ‎بندی

بخش های مورد بررسی در این مقاله با هدف کاهش هزینه های بازاریابی و افزایش توانایی برندها برای تاثیرگذاری بر روی مخاطب هدف همراه است. اشتباه اساسی اغلب برندها تلاش برای صرف هزینه بسیار بالا برای موفقیت بازاریابی است. گام های مورد بررسی در این مقاله امکان تاثیرگذاری بسیار زیادی بر روی مخاطب هدف ایجاد می کند بنابراین ما باید همیشه در تلاش برای استفاده از راهکارهایی با تاثیرگذاری بالا، به جای هزینه بیشتر، باشیم.

مطلب مرتبط: بازاریابی در شبکه های اجتماعی (Social Media Marketing)

توصیه پایانی ما در این بخش استفاده از توصیه های مطرح در این مقاله به صورت همزمان است. نتیجه این امر تاثیرگذاری بسیار بیشتر تکنیک های فوق بر روی فرآیند بازاریابی برندتان خواهد بود.

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید


با ما در ارتباط باشید

021.86073324

021.88827112

[email protected]

شبکه های اجتماعی