پنجشنبه, ۷ بهمن(۱۱) ۱۴۰۰ / Thu, 27 Jan(1) 2022 /
           
فرصت امروز

گرنت کاردون از میلیونرهای خودساخته و مطرح جهان محسوب می‎ شود که سخنرانی و نوشته‎های او، راهنمای بسیاری از افراد بوده است. همین امر دلیل کافی خواهد بود تا کتاب قانون 10 برابر او را مطالعه کنید. وی پس از فارغ‎التحصیل شدن از دانشگاه، با بیکاری مواجه شد. این مسئله با توجه به آن که از 10 سالگی پدر خود را از دست داده بود، به معنای تداوم فقر بوده است. با این حال وی در اقدامی جسورانه از حساب بانکی خود که تنها 2 دلار باقی مانده بود، عکسی تهیه کرد و تصمیم گرفت که تا سال آینده آن را به یک میلیون دلار تبدیل نماید. وی در این مسیر شغل‎های متنوعی نظیر فروش اینترنتی و طراحی سایت را انجام داد تا در نهایت موفق شد تا این خواسته را عملی سازد. وی در حال حاضر چند شرکت در زمینه املاک، مشاوره و فروش در اختیار دارد. از جمله مشتریان مطرح وی برای دوره‎های فروش، بزرگترین موتور جست و جوگر جهان (گوگل) است با این مقدمه، خلاصه‎ای از این کتاب را که در سال 2011 منتشر شده است را بررسی خواهیم کرد.

آقای کاردون در کتاب خود تلاش کرده است تا معیارهایی را مشخص کند که به واسطه آن می‎توان نقشه راه رسیدن به موفقیت را ترسیم کرد. درواقع هدف او صحبت از مواردی است که تاکنون به آنها کمتر توجه شده ولی کاملا تاثیرگذار هستند. درواقع بدترین اقدام این است که بخواهید مشابه سایرین و جریانات رایج، خود را مطرح کنید. اگرچه این مسئله در ظاهر ساده است، با این حال اکثر افراد نمی‎توانند این مورد را به سرانجام برسانند. درواقع صرفا آگاهی کافی نبوده و به صورت کلی باید این مورد را توجه داشته باشید که رسیدن به موفقیت و کسب ثروت، امری ساده محسوب نمی‎شود با این حال غیرممکن نیز نبوده و تنها کافی است تا در مسیر درست باشید. تحت این شرایط همواره احتمال این امر وجود خواهد داشت. درواقع به عقیده او بسیاری از ایده‎ها و راهکارها صرفا شعاری بوده و کاربرد لازم را در مرحله عمل ندارند. به همین خاطر شما نباید تصور کنید که فرمولی برای تحقق زندگی رویایی وجود دارد که با رعایت آن می‎توانید همه چیز را دگرگون سازید. در این راستا حتی بهترین راهکارها نیز تنها درست به مانند چراغی خواهد بود که مسیر را روش می‎کند. در این راستا سرعت پیمودن مسیر، کاملا به خودتان بستگی دارد.

همه آن چیزی که از کتاب قانون 10 برابر گرنت کاردون می‎توان آموخت

در این راستا بخش‎های اولیه کتاب به چند پرسش اختصاص دارد که شامل: 1-چرا وقتی تصمیمی می‎گیریم، باید به مانند کودکان عمل کنیم؟ 2-چرا باید تمامی انرژی ما صرف یک هدف شود؟ 3-چرا نباید نگران رضایت مشتری باشید؟ پس از پاسخ به این سوالات، تلاش شده است تا نگاهی به نام این کتاب انداخته شود. درواقع قانون 10 برابر به این معنا است که همه چیز به اختصاص میزان زمان شما بستگی دارد. درواقع اگر در زمینه کاری خود، 10 برابر زمان بگذارید، نتایج 10 برابری را نیز به دست می‎آورید. با توجه به این امر که وی بدون هیچ‎گونه آموزشی، موفق شده است تا با این قانون خود را در مسیر موفقیت قرار دهد، بدون شک نتیجه‎بخش بودن آن تضمینی بوده و هر ساله افراد زیادی با این روش، زندگی خود را متحول کرده‎اند، با این حال آیا اختصاص زمان 10 برابر، به معنای صرفا کار کردن بیشتر است؟ این مسئله شما را به سمت قانون دیگری سوق خواهد داد. درواقع اهداف شما باید 10 برابر بزرگتر از آن چیزی باشد که قادر به تصور آن هستید. در غیر این صورت رشدی بسیار محدود را تجربه خواهید کرد. درواقع اگر خواهان ثروتی میلیونی هستید، لازم است تا به میلیاردها دلار فکر کنید. تحت این شرایط رسیدن به این خواسته، کاملا امکان‏پذیر خواهد بود. این مسئله اگرچه در ظاهر مسخره است و احتمالا مورد تمسخر افراد مختلف نیز قرار خواهید گرفت، با این حال توجه داشته باشید که راهکار تضمین شده‎ای محسوب می‎شود. در این رابطه شما ممکن است با شکست‎ها و روزهای بسیار سختی نیز مواجه شوید که منجر به ناامیدی شما خواهد شد. با این حال نباید فراموش کنید که شما در مسیر رسیدن به اهداف بوده و این امر، ابدا ساده نخواهد بود. به همین خاطر فردی موفق است که علی رغم تمامی مشکلات و حتی کم آوردن‎ها، همچنان به سمت جلو گام بردارد. هنگامی که یک هدف بیش از حد بزرگ باشد، شما مجبور خواهید بود تا الزامات آن را در خود ایجاد نمایید. برای مثال اگر می‎خواهید که فروش تاریخی را به ثبت برسانید، لازم است تا به الزامات آن نیز توجه داشته باشید. این امر شامل مواردی نظیر یادگیری استراتژی‎ها، تحلیل بازار، پیداکردن نیازهای جدید مشتریان و... است. درواقع هدف‎گذاری بزرگ، نوعی محرک برای شما خواهد بود. به بیانی دیگر، اهداف بزرگ، ضرورت خودسازی را نمایان می‎سازد بدون شک فردی که به صورت مداوم به دنبال بهبود سطح خود و افزایش مهارت‎ها است، با اتفاقات بهتر و موقعیت‎های شغلی سودآورتری نیز مواجه می‎شود. در این راستا هر فردی به یک تلنگر در زندگی خود نیاز خواهد داشت. این مسئله برای آقای کردون، با بی‎پولی شدید و راضی نبودن از زندگی حال حاضر، رخ داد. درواقع تا زمانی که احساس نیاز شدیدی برای پیشرفت و تغییر اوضاع نداشته باشید، خود را در مسیر قرار نخواهید داد.

تا این مرحله شما خود را آماده شروع اقدامات کرده‎اید. در این مرحله سوال اصلی شما، نحوه شروع اقدامات است. در این راستا هیچ استراتژی‎ای بهتر از الگو قرار دادن کودکان نخواهد بود. درواقع آنها برای انجام یک اقدام، ابدا درنگی نکرده و به ضعف‎های خود نیز توجهی ندارند. آنها اقدامی را که می‎خواهند، سریعا انجام می‎دهند. در این راستا ممکن است زمین بخورند یا با تلاش‎های اول، به نتیجه‎ای نرسند. با این حال این مسئله از جسارت آنها کم نخواهد کرد. بدون شک سخت‎ترین اقدام، برداشتن قدم اول بوده و بسیاری از افراد در همین مرحله، متوقف می‎شوند، با این حال هنگامی که از آن عبور نمایید، متوجه این امر خواهید شد که همه چیز تا چه اندازه نسبت به تصورات شما، متفاوت بوده است. ذهنیتی که در این مرحله به شما کمک خواهد کرد این است که دست از تفکر قربانی بودن، برداشته و از مقابله با چالش‎ها و خطرات، واهمه نداشته باشید. همواره این جمله را در ذهن خود مرور نمایید که در نهایت همه ما با مرگ مواجه خواهیم شد. تحت این شرایط ابدا منطقی نخواهد بود که برای تحقق رویاهای خود، نهایت تلاش را انجام ندهید. در مواجهه با سختی‎ها این جمله را تکرار کنید که در فشار قرار داشتن برای چند سال، به مراتب بهتر از آن خواهد بود که تمام عمر، در دایره حسرت‎ها باقی بمانید. در این راستا هیچ معیاری برای بد و یا عالی بودن وجود ندارد. فراموش نکنید که شخصیت‎های بزرگ جهان، ابدا ایده‎آل‎ها را در اختیار نداشته‎اند. نکته دیگری که باید به آن توجه داشته باشید این است که قربانی‎ها، افرادی هستند که در سطح متوسط قرار دارند. برای مثال در سال 2008، شاهد نابودی قشر متوسط بوده‎ایم. علت این امر نیز به این خاطر است که فقرا، به وضعیت خود عادت داشته و ثروتمندان نیز هیچ بحرانی نمی‎تواند نابودشان کند. تحت این شرایط متوسط بودن عامل هرگونه سختی خواهد بود. در زمینه کاری نیز اگر به دنبال سطح متوسط باشید، بدون شک نتیجه‎ای را به دست نخواهید آورد، با این حال اگر در تلاش برای بهبود مداوم سطح و بهترین شدن باشید، هیچ اتفاقی نمی‎تواند شما را از بازار خارج نماید. در این راستا رسیدن به موفقیت، به معنای فدا کردن همه چیز خواهد بود. درواقع شما نمی‎توانید بهترین فوتبالیست جهان باشید در حالی که به بسکتبال نیز علاقه دارید. درواقع شما باید تمام زندگی خود را صرف هدفی که دارید، نموده و در این رابطه سایر گزینه‎ها را حذف کنید. در این راستا اگر پس از تعیین هدف، با آسایش مواجه هستید و فشاری را احساس نمی‎کنید، این امر نشانه آن است که ابدا در مسیر موفقیت قرار نداشته و نتیجه لازم را حتی در فعالیت چندین ساله، به دست نخواهید آورد. درواقع هدف شما باید به وسواسی در زندگی تبدیل شود که تحت هیچ شرایطی حتی حاضر به لحظه رهاکردن آن نخواهید بود. در این راستا هدف را برای خود انتخاب کنید که باعث خواهد شد تا کار برای شما معنای متفاوتی را پیدا کند. درواقع کار طلایی، موردی است که برای شما بهترین تفریح محسوب شود. در این راستا بهانه‎ها را کنار گذاشته و نسبت به مسیر انتخابی، متعصب‎ترین فرد محسوب شوید.

یکی دیگر از مواردی که در موفقیت شما تاثیرگذار خواهد بود این است که برخلاف جریان رایج عمل نمایید. درواقع بسیاری از افراد به دنبال حاشیه‎های امن هستند. با این حال شما می‎خواهید که به 10 برابر نتایج دست پیدا کنید. به همین خاطر باید تفکری متفاوت را داشته و راهکارهایی را امتحان نمایید که سایرین جسارت انجام آنها را ندارند. در این راستا تنها چیزی که نباید برای شما اهمیت داشته باشد، نظرات مردم است. در این رابطه حتی صحبت‎های افراد خانواده نیز اهمیتی ندارد. درواقع مشورت گرفتن از افرادی که در سطح متوسط قرار دارند، هیچ نتیجه‏ای را به همراه نخواهد داشت. در این راستا همواره به دنبال پیدا کردن افراد تواناتر از خود باشید. در کنار این مسئله شما باید مدیریت زمان حرفه‎ای داشته باشید. با این حال در این رابطه خود را تحت فشار قرار دهید. ممکن است تصور کنید که بهتر است تا رسیدن به هدف را یک چشم‎انداز 10 ساله در نظر بگیرید. این مورد نیز از دیگر تله‎هایی است که در نهایت شما را نابود خواهد کرد. درواقع شما همواره باید به زمانی کمتر توجه داشته باشید. آیا تاکنون یک کتاب را در یک هفته مطالعه می‎کردید که اکنون به یک روز فکر کنید. آیا هدف شما معمولا به 10 سال زمان نیاز دارد، به 1 سال فکر کنید. این مسئله کمک خواهد کرد تا در بازار به شدت رقابتی حال حاضر، فرصت‎ها را بتوانید زودتر از سایرین، به کار گیرید. همچنین فراموش نکنید که همواره راهکاری وجود دارد. برای مثال آقای کاردون بعد از تولید اولین فرزند خود، هر روز یک ساعت زودتر از خواب بیدار می‏شد تا بتواند نقش جدید خود را به خوبی ایفا کند. این مثال ساده به خوبی نشان می‎دهد که به جای تمرکز بر روی مشکلات و سختی‎ها، لازم است تا به دنبال تحلیل و انتخاب بهترین راه حل باشید.

تمامی این موارد در یک قانون کلی خلاصه می‎شود که نویسنده آن را قانون 10 برابر گذاشته است. اکنون تنها کاری که باید انجام دهید این است که از همین امروز شروع کرده و از این قانون برای 10 برابر بهتر شدن در هر زمینه‎ای، استفاده نمایید. بدون شک فردی که فراتر از استانداردها ظاهر شود، موفقیت طبیعی‎ترین اتفاق خواهد بود. در این راستا فراموش نکنید که مسیر هر فردی، تفاوت‎هایی را با دیگران دارد. به همین خاطر یادداشت کردن و تحلیل موارد، کمک بسیار خوبی خواهد بود. این امر باعث خواهد شد تا در نهایت بدانید که کدام روش‎ها، بالاترین نتایج را به همراه داشته است.

منبع : dansilvestre
لینک کوتاه صفحه : www.forsatnet.ir/u/yu38IbU0
به اشتراک گذاری در شبکه های اجتماعی :
نظرات :
قیمت های روز
پیشنهاد سردبیر
آخرین مطالب
محبوب ترین ها
با ما در ارتباط باشید

شبکه های اجتماعی
           
كلیه حقوق مادی و معنوی این سایت محفوظ است و هرگونه بهره ‌برداری غیرتجاری از مطالب و تصاویر با ذكر نام و لینک منبع، آزاد است. © 1399/2020
بازگشت به بالای صفحه