جمعه, 10 مرداد 1399 - 09:00

بررسی یک راهکار هوشمندانه بازاریابی و برندسازی

امروزه بسیاری از برندها برای بازاریابی و تعامل بهتر با مخاطب هدف‎ شان اقدام به استفاده از داستان‎ های جذاب می‎ کنند. شاید در نگاه نخست استفاده از داستان ‎های مشهور و آشنا برای تعامل با مخاطب هدف ایده جالب و در دسترسی باشد. نکته مهم در این میان ضرورت پیوند عمیق میان داستان یک برند با ماهیت فعالیت است. همین امر کسب و کارها را به سوی استفاده از داستان منحصر به فردشان سوق می ‎دهد. براساس گزارش موسسه اسلاید شِر، نزدیک به 80 درصد از مردم مایل به شنیدن داستان هستند. این امر در دنیای کسب و کار شانس بسیار بیشتری به برندها برای تعامل و جلب نظر مخاطب هدف می ‎دهد.

قدرت تاثیرگذاری داستان ‎ها در عرصه کسب و کار از مدت ‎ها پیش مورد توجه برندها قرار داشته است. اگر نگاهی کوتاه به تبلیغات و کمپین های بازاریابی موفق در طول دهه‎ های اخیر داشته باشید، به احتمال فراوان تمام کمپین‎ های برتر از یک خط داستانی نظام‎ مند و جذاب بهره می ‎برده ‎اند. همین امر در بلندمدت موجب موفقیت برخی از برندها و شکست برخی دیگر شده است.

چرا برندسازی پایه داستان سرایی مهم است

امروزه برندها با اهداف بسیار متنوعی اقدام به طراحی داستان می ‎کنند. نکته مهم در این میان تلاش برای طراحی و خلق داستان برند به صورت جذاب و تاثیرگذار است. هرچه داستان ما هماهنگی بیشتری با سلیقه مخاطب هدف داشته باشد، ماندگاری بیشتری در ذهن آنها خواهد داشت. امروزه اغلب برندها در تلاش برای افزایش ماندگاری کسب و کارشان در ذهن مخاطب هدف هستند. بنابراین شما به ساده ‎ترین شکل ممکن امکان دستیابی به این هدف با طراحی داستان ‎های جذاب و تعاملی را خواهید داشت.

مطلب مرتبط: داستان سرایی و تاثیرآن در موفقیت برندها

داستان ‎سرایی برای برند به چه معناست؟

داستان ‎سرایی برای برند مفهوم به نسبت پرکاربردی در دنیای بازاریابی و برندسازی محسوب می‎ شود. نکته جالب اینکه اغلب کسب و کارها نسبت به معنای دقیق این مفهوم اطلاع کامل ندارند. همین نکته نخستین ایراد اساسی در زمینه فعالیت آنها را شکل می‎ دهد. امروزه داستان ‎سرایی برای برند به طور کلی در راستای تحقق دو هدف به کار گرفته می‎ شود. هدف نخست شامل توسعه ارزش ‎های پیرامون برندمان و تعامل هرچه نزدیک ‎تر با مشتریان است. هدف دوم نیز بهبود تاثیر ذاری برندمان بر روی مشتریان و تجربه عاطفی بهتر خرید و تعامل مشتریان با برند است.

بدون تردید اهداف فوق در تمام بخش ‎های بازاریابی و برندسازی به طور مداوم دنبال می ‎شود. اگر برند شما توانایی تاثیرگذاری بر روی مخاطب هدف از طریق داستان‎ های جذاب را داشته باشد، علاوه بر ساده ‎تر شدن فرآیند بازاریابی و برندسازی، هزینه‎ های جاری ‎تان نیز به شدت کاهش خواهد یافت.

همه ما تجربه شنیدن داستان‎ های جذاب و پرمحتوا را داشته‎ ایم. بسیاری از برندها پیش از ورود به عرصه داستان ‎سرایی برای برند ارزیابی مناسبی از توانایی ‎شان برای ساماندهی داستان دارند. با این حال پس از ورود به این عرصه مشکلات و چالش ‎های مختلف مشخص می ‎شود. توصیه ما در این میان تلاش برای رعایت چارچوب اصلی طراحی و خلق داستان است. چارچوب اصلی یک داستان مناسب باید دارای بخش‎ های ذیل باشد.

• شخصیت ‎ها

استفاده از شخصیت‎ ها در داستان اهمیت دارد. داستان ما بدون حضور عوامل انسانی در متن امکان بیان و تاثیرگذاری نخواهد داشت. خوشبختانه در این زمینه گزینه ‎های بسیار زیادی در دسترس برندها قرار دارد. به عنوان مثال، امکان الگوبرداری از تجربه برخی از مشتریان در زمینه خرید از برندمان را مدنظر قرار دهیم.

• انتخاب زمینه

زمینه داستان یکی دیگر از چارچوب ‎های اصلی محسوب می‎ شود. بسیاری از داستان ‎ها علی رغم داشتن شخصیت ‎پردازی مناسب در عمل از زمینه ساده و غیرجذابی استفاده می‎ کنند. درست به همین خاطر مخاطب هدف تمایلی برای تعامل با برند موردنظر نخواهد داشت. زمینه داستان ما باید با پیام و هدف اصلی کمپین ‎مان سازگاری داشته باشد. در غیر این صورت ما توانایی تاثیرگذاری بر روی مخاطب هدف را پیدا نخواهیم کرد.

• ایجاد معضل در داستان

داستان ‎سرایی در مورد برند فقط معطوف به معرفی محصولات و بیان ویژگی ‎های آن نیست. ما باید مسیر مشخصی برای استفاده از شخصیت ‎های داستان و معرفی محصول به صورت غیرمستقیم داشته باشیم. مهمترین نکته در اینجا تفاوت میان داستان با کمپین ساده بازاریابی است. ما در اینجا نیاز به المان ‎هایی نظیر چینش اتفاقات و استفاده از شخصیت‎ های برای رونمایی از محصولات داریم. در غیر این صورت داستان ما بیش از اندازه ساده خواهد شد.

• جمع‎ بندی و نتیجه ‎گیری

بخش پایانی هر داستانی باید دارای جمع ‎بندی باشد. بدون این امر ما امکان تاثیرگذاری بر روی مخاطب هدف را نخواهیم داشت. امروزه برخی از برندها به اشتباه بخش جمع ‎بندی را حذف می‎ کنند. نتیجه این امر ناتوانی برندها برای تاثیرگذاری بر روی مخاطب هدف خواهد بود. وقتی جمع‎ بندی حذف شود، ما امکان بیان صریح ‎تر پیام بازاریابی‎ مان را نخواهیم داشت بنابراین شاید مخاطب هدف متوجه پیام و هدف اصلی ما نشود.

اهمیت همدلی با مشتریان در فرآیند داستان ‎سرایی

درک مشتریان برای بیان داستان اهمیت بسیار زیادی دارد. ما در هر صورت باید داستان ‎های جذاب و مرتبط با سلیقه مشتریان را بیان نماییم. در غیر این صورت مخاطب هدف به سادگی از کنار محتوای ما عبور خواهد کرد. امروزه بسیاری از برندها در عمل توانایی تاکید بر روی سلیقه مخاطب هدف را ندارند بنابراین همدلی موردنظر در فرآیند داستان ‎سرایی نیز شکل نمی ‎گیرد.

توصیه ما در این بخش برای همدلی هرچه بهتر با مشتریان تلاش برای شناخت آنهاست. شباهت میان داستان ‎سرایی و بازاریابی در همین نکته است. هرچه شناخت ما از مخاطب هدف بهتر باشد، امکان طراحی داستان ‎های جذاب و تعاملی ‎تری خواهیم داشت.

اهمیت انطباق مسیر داستان با سلیقه و نیازهای مشتریان در توانایی داستان برای همراه ساختن مخاطب با خود نهفته است. هرچه کاربران تمایل بیشتری برای شنیدن داستان ما نشان دهند، در عمل توانایی بیشتری برای تاثیرگذاری بر روی آنها خواهیم داشت. امروزه مشتریان در میان برندهای مختلف و محصولات به نسبت مشابه اقدام به خرید از برندهای نام‎آشنا می ‎کنند. بخش قابل توجهی از آشنایی مشتریان با برندهای مختلف از دل همین فرآیند داستان‎سرایی ناشی می ‎شود.

مزیت ‎های استفاده از داستان ‎سرایی

مزیت ‎های استفاده از داستان ‎سرایی به طور کلی شامل بهبود توانایی ما برای بیان ویژگی ‎های برندمان است. بسیاری از کسب و کارها در عمل فرصتی برای بیان ویژگی ‎های برندشان ندارند. هرچه برند ما در نظر مخاطب هدف جذاب‎ تر باشد، تمایل بیشتری برای خرید از آن نشان خواهند داد.

امروزه هر برند دارای شخصیت منحصر به فرد خودش است. داستان ‎سرایی امکان بیان شخصیت موردنظر و جلب توجه مشتریان در بازارهای مختلف را فراهم خواهد کرد.

مطلب مرتبط: راه های بهبود داستان سرایی برای تبلیغات برند

مزیت دوم داستان ‎سرایی درباره برند امکان حک کردن نام برندمان در ذهن مشتریان است. بسیاری از برندها در بازارهای جهانی بودجه ‎های چند میلیون دلاری برای ماندگاری نام برندشان در ذهن مخاطب خرج می‎ کنند، با این حساب شما بدون نیاز به هزینه ‎ای مشخص و فقط با طراحی داستانی جذاب امکان تعامل با مخاطب هدف را خواهید داشت.

هدف هر فرآیند بازاریابی کسب فروش بیشتر است. ما در زمینه بازاریابی باید نسبت به تبدیل مخاطب هدف به مشتریان برندمان توجه نشان دهیم. این امر از طریق طراحی داستان ‎های جذاب امکان ‎پذیر خواهد بود. برخی از کمپین ‎های بازاریابی هیچ هدف مشخصی در زمینه فروش ندارند . درست به همین خاطر مخاطب هدف فقط به چشم محتوای سرگرم‎ کننده به آن نگاه خواهد کرد. اگر ما توانایی تاثیرگذاری بر روی مخاطب هدف را نداشته باشیم، وضعیت بازاریابی برندمان هیچ سودی به همراه نخواهد داشت.

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید