دوشنبه, 12 اسفند 1398 - 19:45

گزارش بانک توسعه آسیا از دیدگاه های پنج گانه درباره رشد اقتصادی پایدار و موانع آن

چرا رشد اقتصاد جهانی همواره پرنوسان است و به جای روندی یکنواخت، حرکت سینوسی وار در سال ها و دهه های گذشته داشته است؟ الزامات رشد اقتصادی در جهان چیست و برای اینکه رشدی پایدار در اقتصاد ایجاد شود، چه فاکتورهایی لازم است؟ اینها سوالاتی است که بانک توسعه آسیا در گزارش اخیر خود مطرح کرده و در پاسخ به آن نوشته است: برای داشتن رشدی پایدار در اقتصاد جهانی، اولین و مهم ترین گام، تأمین سلامت است، زیرا افزایش سطح سلامت و طول عمر به معنای افزایش شمار نیروی کار فعال و توانمند است که اقتصاد را به سمت شکوفایی هدایت می کند.

بانک توسعه آسیا در این گزارش، به بررسی پنج دیدگاه رایج در زمینه پایداری رشد اقتصادی و الزامات آن پرداخته و ادامه داده است: برای داشتن رشدی پایدار در اقتصاد دنیا در درجه اول باید رشدی پایدار در جمعیت اتفاق بیفتد، اما این نرخ رشد جمعیت نباید بیش از ظرفیت زمین باشد. باید نرخ رشد جمعیت متناسب با نرخ رشد فرصت های اقتصادی و زیرساخت های مالی و صنعتی باشد. البته نرخ رشد جمعیت بستگی به اوضاع اقتصادی دنیایی که در آن ساکن هستیم و همینطور شرایط اقتصادی و اجتماعی جامعه دارد، زیرا افرادی که متولد می شوند، همان افرادی هستند که در دو دهه آینده به شغل، مسکن و تأمین غذا نیاز دارند.

شروط پایداری رشد اقتصادی

به گفته بانک توسعه آسیا، استفاده کمتر از سوخت های فسیلی در جریان فعالیت های صنعتی که زمینه ساز گرمای زمین و انتشار گازهای آلاینده می شود نیز مسئله ای جدی است. در نتیجه انتشار گازهای آلاینده است که اقتصاد جهان با بحران های زیادی مواجه شد. هزینه های ناشی از سیل ها و خشکسالی های زیاد و اخیرا هم آتش سوزی های پی درپی در جنگل های استرالیا و آمریکا همگی نشان می دهد که اين مشکل بسیار جدی است و هرچه زودتر برای حل آن اقدام کنیم، منافع بیشتری از این محل به دست خواهیم آورد.

طبق مطالعات و بررسی ها، با استفاده بهینه از منابع انرژی فسیلی و تلاش برای کاهش دادن انتشار گازهای گلخانه ای می توان به تدریج زمینه را برای رشد پایدار اقتصادی در دنیا فراهم كرد. داشتن رشد اقتصادی پایدار به این معناست که در جریان افزایش نرخ رشد اقتصادی، آسیبی به محیط زیست نرسد و زیرساخت های طبیعی کشورها از بین نرود؛ یعنی محیط ریست، زیستگاه های طبیعی و حیوانات ساکن در زمین از بین نروند و همه از شرایط و امکانات مناسب برای ادامه حیات برخوردار باشند. مثلا آلودگی دریاها با زباله های پلاستیکی، مسئله ای جدی است که باعث از بین رفتن شمار زیادی از حیوانات شده است یا آتش سوزی های اخیر در استرالیا که موجب شده تا بخش زیادی از زیستگاه های حیوانات بومی این قاره از بین برود. مثال هایی از این دست، بسیار است و دلیل ایجاد این بحران ها نیز بی توجهی انسان ها به محیط زیست در جریان صنعتی شدن و تلاش برای افزایش نرخ رشد اقتصادی است.

چگونگی تخریب محیط زیست در اقتصاد جهانی

تغییرات جوی به عنوان یکی از اصلی ترین و مهم ترین چالش های عصر حاضر معرفی شده است؛ تغیيراتی که با افزایش انتشار گازهای آلاینده شروع شد و با افزایش دمای زمین و کاهش بارندگی ها در بخش های بیابانی کره زمین ادامه یافت، اما هنوز بسیاری از کشورها به اهمیت این مسئله واقف نشده اند. بسیاری از کشورهای صنعتی مانند آمریکا این مشکل را معضل دیگران می دانند و ضرورتی برای مداخله در این زمینه نمی بینند. از طرف دیگر، کشورهای در حال توسعه آسیا که اثرات منفی این بحران را کاملا درک می کنند، توان لازم برای مقابله با این معضل را ندارند. در این کشورها، آنقدر مشکلات روزمره اقتصادی و اجتماعی زیاد است که دیگر فکر کردن در مورد بحران آینده اقتصادی، محلی از اعراب ندارد.

در نتیجه در بسیاری از این کشورهای آسیایی، تغییرات جوی و تحولات ناشی از آن، آخرین چالشی است که مورد توجه قرار می گیرد. از بین رفتن گونه های زیستی مختلف در سال هاي اخیر، تخریب منابع آبی طبیعی از قبیل انواع تالاب ها و رودخانه ها، فرسایش زمین، آلوده شدن دریاها و آبزیان صیدشده از آنها و در نهایت، آلودگی هوای ناشی از انتشار گازهای آلاینده به اندازه ای جدی است که دیگر به مسئله تغییرات جوی توجه نمی کنند. البته تمامی بحران های زیست محیطی گفته شده در تغییرات جوی و تحولات منفی آن ریشه دارد، ولی آنقدر سطح مشکلاتی که مردم در طول روز با آن مواجه هستند، زیاد است که دیگر فرصتی برای ریشه یابی وجود ندارد.

بررسی های بانک توسعه آسیا نشان می دهد که آسيب های زیست محیطی در دنیا به اندازه ای افزایش یافته که تمدن بشری را تهدید می کند و حتی می تواند بقای انسان روی کره زمین را هم تحت تأثیر قرار دهد. بزرگی این مشکل تا آنجاست که هر سازمان و ارگانی یک سناریوی مستقل برای حل مشکل پیشنهاد می دهد. برخی از پیشرفت های تکنولوژیکی به عنوان راهکاری برای مقابله با این معضل نام می برند و برخی دیگر از ضرورت تلاش برای کاهش نرخ رشد جمعیت صحبت می کنند.

بانک توسعه آسیا در ادامه مطالعه خود، پنج دیدگاه رایج در این زمینه را بررسی کرده که خلاصه ای از این دیدگاه ها را در ادامه گزارش حاضر می خوانید.

تکنولوژی موجب بهبود یا آسیب محیط زیست می شود؟

دیدگاه نخست معتقد است که نوآوری های فنی و تکنولوژیکی می تواند بسترساز حل مشکلات زیست محیطی شود و به همین دلیل، سرمایه گذاری در حوزه تکنولوژی اهمیت زیادی دارد، اما مطالعات تاریخی نشان می دهد تمامی پیشرفت های تکنولوژیکی زمینه ساز افزایش بحران شده است. به عنوان مثال، استفاده از انرژی های فسیلی مانند نفت و گاز به جای چوب را می توان از مصادیق پیشرفت تکنولوژی و تأثیر مخرب آن روی اتمسفر زمین دانست. اهلی کردن گاو و گوسفند و تبدیل کردن آنها به غذای انسان ها باعث شد تا مراتع به چراگاه تبدیل شود و به تدریج عامل تنفس کره زمین از بین برود. توسعه تجارت مواد غذایی که بسیاری از آن به عنوان راهکاری برای حل معضل فقر و گرسنگی در دنیا نام می برند، به دنبال توسعه بهره وری نیروی کار در شهرهای بزرگ و افزایش موج مهاجرت به این شهرها برای اشتغال ایجاد شد، اما این تحول به ظاهر مثبت باعث شد تا بر حجم زباله های پلاستیکی افزوده شود و برای تولید مواد غذایی موردنیاز و افزایش حجم تولید محصولات کشاورزی از انواع کودهای شیمیایی و حشره کش‎ ها استفاده شود که خود آسیبی جدی به محيط زیست وارد کرد.

افزایش جمعیت چطور باعث فقر جهانی می شود؟

دیدگاه دوم معتقد است که افزایش جمعیت یکی از عوامل مخرب برای محیط زیست است و تاکنون چاره ای برای این مشکل اندیشیده نشده است. در فاصله سال هاي 1960 تا 1980 میلادی نگرانی های زیادی در مورد افزایش نرخ رشد جمعیت و تأثیر این مسئله روی افزایش فقر جهانی و تأمین امنیت غذایی مطرح شد. به همین دلیل بود که در سال هاي مذکور، برنامه های تنظیم خانواده در بسیاری از کشورها اجرا شد و هدف اصلی آن، کاهش نرخ زاد و ولد در کشورها بود. در این سال ها از زایمان و فرزندآوری به عنوان مانعی جدی در مسیر استقلال و قدرت گیری زنان در عرصه های اجتماعی و اقتصادی و سیاسی نام برده شد و این تبلیغات و سياست گذاری ها واقعا ثمربخش بود و باعث شد هم نرخ زاد و ولد به ازای هر زن کاهش یابد و هم سن فرزندآوری افزایش یابد. این سیاست ها در کشورهای در حال توسعه شرق آسیا همچنین موجب شد تا زنان کنترل بیشتری روی زندگی خود داشته باشند. از طرف دیگر، توان خانواده ها برای هزینه های بهداشتی و درمانی هم بیشتر شد که به تدریج زمینه ساز رشد سطح سلامت در کشورها گردید. در نتیجه این سیاست، سرمایه گذاری خانواده ها روی فرزندان‎شان بیشتر شد و هر فرد در جامعه توانست راندمان بالاتری نسبت به قبل داشته باشد، اما امروزه مسئله ای به عنوان پیری جمعیت وجود دارد که باعث می شود نگرانی های زیادی در مورد آینده اقتصاد جهانی و تأثیر این فاکتور وجود داشته باشد. کاهش شمار نیروی کار فعال و افزایش هزینه های تأمین اجتماعی در کشورها، مسئله ای بود که جهان را به سمت تفکر در مورد آن سیاست ها فراخواند.

رشد جمعیت همیشه باعث رشد اقتصادی می شود؟

دیدگاه سوم، رشد جمعیت را فاکتوری مثبت و مهم می داند که باعث افزایش نرخ رشد اقتصادی می شود، اما بانک توسعه آسیا با این دیدگاه مخالف است و بر این باور است که ارتباط معناداری بین این شاخص ها وجود ندارد. این دیدگاه توسط افرادی بیان می شود که از نیروی کار ارزان قیمت و قیمت پایین زمین در کشورها بهره می برند، اما مسئله مهم این است که هر دو مسئله زمینه ساز رشد فقر در جوامع است. بررسی های دانشگاه هاروارد نشان می دهد کشورهایی که توانستند نرخ رشد جمعیت را کنترل کنند و مانع از رشد بیش از حد جمعیت شوند، موفقیت زیادی در ارتقای سرانه تولید ناخالص داخلی و رشد اقتصادی در کشور داشتند.

پیری جمعیت مانعی در مسیر رشد اقتصادی است؟

دیدگاه چهارم می گوید که به دلیل پیر شدن جمعیت در دنیا، باید نرخ رشد جمعیت افزايش یابد تا در سال هاي آتی، نیرو های کافی برای انجام مسئولیت های اقتصادی وجود داشته باشد. برمبنای این دیدگاه، رشد جمعیت، اصلی مهم برای شرایط کنونی اقتصاد است، ولی بانک توسعه آسیا مخالف این دیدگاه است و در ادامه گزارشش می نویسد: بررسی های انجام شده در جهان نشان می دهد طی یک دهه اخیر ارزش تولید ناخالص داخلی دنیا رشد کرده است. این در حالی است که دنیا با مسئله پیری جمعیت روبه روست. ارزیابی این است که تاکنون پیری کره زمین یا افزایش متوسط سن جمعیت، مانعی در مسیر رشد اقتصادی نبوده است و نباید نگران این مسئله باشیم. افزایش سن بازنشستگی مردم در اغلب کشورها هم یک عامل مهم در از بین رفتن اثرات احتمالی پیری جمعیت زمین است. در دنیای امروز به دلیل افزایش سطح سلامت، ارتقای کیفیت زندگی مردم، انسان ها سال هاي طولانی تری می توانند کار کنند که مزیت زیادی برای اقتصاد دارد.

از سوی دیگر، در کشورهایی که توانسته اند نرخ رشد جمعیت را کنترل کنند، میزان درآمد قابل استحصال خانواده ها هم بیشتر شده است که مسئله ای قابل تأمل است. در نتیجه پیری جمعیت، فرصت های شغلی بیشتری در اختیار جوانان قرار گرفته است و به دنبال آن، نرخ اشتغال رشد کرده و بیکاری کاهش یافته است. در نتیجه افزایش اشتغال و افزایش پرداخت های مردم از محل درآمد به عنوان حق بیمه، خدمات بیشتری به سالمندان ارائه می شود و سطح بهداشت و درمان آنها ارتقا پیدا می کند بنابراین در وضعیت فعلی اقتصاد دنیا، ضرورت افزایش نرخ جمعیت حس نمی شود. مهم تر اینکه اجرای این سیاست در کشورهای در حال توسعه آسیا که از نظر اقتصادی، وضعیت چندان خوبی ندارند، نادرست است، زیرا هزینه های کشورها را افزایش می دهد و ممکن است زمینه ساز رشد فقر شود.

برای رسیدن به رشد پایدار اقتصادی چه باید کرد؟

دیدگاه پنجم بر این باور است که رشد اقتصادی، مسئله ای همیشگی است و هزینه های این رشد قابل جبران است، ولی هزینه های زیست محیطی ناشی از رشد اقتصادی و صنعتی قابل جبران نیست. به عنوان مثال، اثرات مخرب ناشی از انتشار گازهای آلاینده از بین نمی رود، مگر اینکه مصرف سوخت های فسیلی کاهش پیدا کند و کاهش مصرف سوخت های فسیلی هم یا نیاز به ایجاد تکنولوژی های جدید یا افزایش بهره وری مصرف انرژی در دنیا دارد.

نکته دیگر هم ارتقای راندمان تولید محصولات کشاورزی است که باعث می شود در مساحت مشخص زمین، حجم بیشتری از محصول وجود داشته باشد. این حجم بالاتر محصول به معنای تأمین غذای موردنیاز برای شمار بیشتری از جمعیت دنیاست. ارتباط نزدیک تر با طبیعت، هم زمینه را برای ارتقای سطح سلامت فراهم می کند و هم سلامت روان را بهبود می بخشد. در این شرایط باید تصمیم گیری ها برمبنای شرایط کشور و منطقه باشد، اما این نکته که بحران زیست محیطی یک بحران بين المللي است، نباید فراموش شود.

ارتباط با نویسنده: [email protected]

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید