3 گام برای قالب بندی جان و روح برندمان - فرصت امروز

چهارشنبه, 19 تیر 1398 - 15:32

3 گام برای قالب بندی جان و روح برندمان

هنگامی که شما در حال رونمایی از یک کسب و کار تازه هستید، فعالیت در شبکه های اجتماعی اهمیت بالایی خواهد داشت. امروزه شبکه های اجتماعی به کسب و کارها فرصت جلب نظر مشتریان در سطح بین المللی را می دهد. مشکل اصلی در این میان نگرانی و وسواس بیش از اندازه برخی از برندهاست. به عنوان مثال، آنها در زمینه فعالیت در پینترست به عنوان یک پلتفرم تصویرمحور بیش اندازه وسواس به خرج می دهند. بدون تردید برندی که از همان ابتدا به سراغ طراحی و به اشتراک گذاری المان های زیبای خود نظیر لوگو، رنگ های آن و قالب وب سایتش برود، سرانجام جالبی نخواهد داشت. در حقیقت، نکته مهم در اینجا ایجاد هدف و تعیین ماموریت اصلی برندمان پیش از هر امر دیگری است.

یک برند دارای جلوه های بصری زیبا بدون اهداف دقیق و تعریف شده درست مانند یک هدیه با بسته بندی بسیار جذاب اما پوچ خواهد بود. به راستی دریافت یک هدیه این چنینی برای هر فردی ناراحت کننده خواهد بود.

برندسازی موفق

آیا شما تا به حال در یک شرکت دارای دفتر پر از المان های تصویری خود کار کرده اید؟ به طور معمول برخی از این دفترها در عین داشتن تصاویر و پوسترهای فراوان هیچ نقطه تمایزی به رقبا ندارند. در حقیقت، انگار دفتر همه آنها مثل هم طراحی شده است. بدون تردید این یک خطر و مشکل بسیار اساسی محسوب می شود. کارمندان یک برند مانند سرفصل های آن هستند، بنابراین بدون آگاهی آنها از تفاوت های برند مورد نظر امکان توسعه مطلوب آن وجود نخواهد داشت.

بهترین راهکار برای ایجاد یک برند قدرتمند شروع کار از داخل شرکت است. این فرآیند درست مانند ساخت و ساز یک ساختمان است. ما به منظور ساخت یک ساختمان بزرگ و زیبا نیازمند پایه ریزی مطمئن هستیم. سه گام مورد بررسی در این مقاله به ما در زمینه قالب بندی جان و روح برندمان کمک خواهد کرد.

مطلب مرتبط: برندینگ یا برند سازی دقیقا به چه معناست؟

1. ساخت اعلامیه هدف برندمان
به راستی چه چیزی یک اعلامیه هدف جذاب را شکل می دهد؟ منظور من از اعلامیه هدف بیان اهداف برندمان از فعالیت در حوزه کسب و کار است. به طور معمول یک اعلامیه هدف باید کاملا واضح باشد. به علاوه این اعلامیه باید مسیر استراتژیک برندمان و نحوه الهام بخشی اش را نیز مشخص سازد. هنگامی که مشغول تدوین اعلامیه هدف برندمان هستیم، نکته مهم توجه به اهداف مان است. به این ترتیب محرک برندمان باید اهدافش باشد. متاسفانه برخی از برندها در این میان با انتخاب اهداف نامناسب در عمل مسیر اشتباهی را پیش می گیرند. بدون تردید برخی از ما هرگز تجربه قبلی در این زمین نداشته ایم. به همین دلیل دچار سرگیجه خواهیم شد. توصیه من در این میان بررسی نحوه تدوین اعلامیه هدف سایر رقبای مان است. به این ترتیب اطلاعات مفیدی در زمینه نحو نگارش آن به دست خواهی آورد. نکته مهم در مورد طراحی اعلامیه هدف توجه به کارمندان شرکت است. یک اعلامیه هدف مطلوب علاوه بر ساده فهمی برای مشتریان ما باید به راحتی از سوی کارمندان مان نیز مورد درک و فهم قرار گیرد.

به عنوان مثال، به برخی از اعلامیه های هدف برندهای زیر توجه کنید:

پاتاگونیا: ساخت بهترین محصولات، عدم ایجاد هرگونه ضرری برای محیط زیست و استفاده از کسب و کار برای الگوبخشی در زمینه حل مشکلات زیست محیطی و بحران های طبیعی.

IKEA: با هدف خلق زندگی روزمره بهتر برای شمار بیشتری از مردم.

نورداستورم: با هدف ارائه متقاعدکننده ترین تجربه خرید ممکن به مشتریان.

در اینجا اعلامیه های هر کدام از این برندها را با آنچه از پیش در موردشان می دانستید، مقایسه کنید. آیا شما قادر به مشاهده اهداف آنها در برداشت ذهنی تان از هر برند هستید؟ بدون تردید پاسخ بسیاری از شما مثبت خواهد بود. این امر به دلیل فرآیند مطلوب و دقیق برندسازی این غول های عرصه کسب و کار است. هدف ما در اینجا کاملا مشخص است: تلاش برای ارائه کیفیتی مشابه آنها.

2. رویاپرداز شوید

در این مرحله ابتدا باید در مورد بیشترین تاثیر و مزیت محصول یا سرویس تان فکر کنید. سپس باید به آنچه در عمل پیرامون منابع و مزیت های محصولات برندمان ارائه می کنیم، تامل کنیم. به راستی منافع موردنظر ما تا چه حد از نظر مشتریان نیز منفعت محسوب می شود؟ تامل پیرامون این موضوع ها تا زمان دستیابی به تصویری روشن از آینده برندمان و موفقیت های آن باید ادامه پیدا کند. بیش از همه اینها، ضرورت بزرگ فکر کردن است. در حقیقت ما نباید هیچ محدودیتی برای رویاپردازی برندمان داشته باشیم.

بیل گیتس و تیم مایکروسافت از همین شیوه در دهه 80 میلادی استفاده کردند. به گفته آنها، دیدگاه اصلی شان «قرار دادن رایانه بر روی هر میز مطالعه و هر خانه» بود. این اعلامیه درست زمانی که رایانه های شخصی بسیار کمیاب و گران بود، بیان شد. با یک نگاه ساده به عمق رویاپردازی مایکروسافت و بیل گیتس پی خواهیم برد. بسیاری از مردم در آن زمان تحقق چنین شعاری را ممکن نمی دانستند، با این حال اکنون اغلب ما در خانه و محل کارمان رایانه شخصی داریم.

3. انتخاب ارزش های مرکزی

در دنیای کسب و کار هر برندی با نوعی ارزش خاص شناخته می شود. این ارزش ها به هیچ وجه از سوی برندهای موردنظر کنار گذاشته نمی شود. در حقیقت، معنای یک برند براساس میزان پایبندی اش به ارزش های مرکزی شکل می گیرد. در این گام وظیفه اصلی ما تامل پیرامون ارزش ها و اهداف اصلی برندمان است. به راستی برند ما چه کیفیت های منحصر به فردی را در زمینه فعالیت تجاری مدنظر دارد؟ به هر حال باید تفاوت هایی میان برند ما با دیگر رقبا باشد. در غیر این صورت ما تمام مسیر برندسازی را اشتباه طی کرده ایم. در حالی که هیچ عدد مشخصی برای تعداد ارزش های مرکزی یک برند وجود ندارد، نکته مهم قابلیت اجرایی آن ارزش هاست. به همین دلیل ما باید بر روی تعداد محدودی از ارزش ها برای شروع کارمان تمرکز کنیم. در غیر این صورت در زمینه تحقق و پایبندی به آنها با مشکل مواجه خواهیم شد. بدون تردید بیش از پنج ارزش مرکزی بسیار پیچیده و غیرعملی خواهد بود. همچنین در اینجا کمتر از سه ارزش مرکزی نیز در عمل فایده ای نخواهد داشت، بنابراین ارزش های مرکزی برندمان در ابتدای کار باید بین سه تا پنج مورد باشد.

مطلب مرتبط: برندسازی و اهمیت آن در دنیای کسب و کار امروزی

بدون شک ارزش ها نقش کلیدی در هر کسب و کاری ایفا می کند. به این ترتیب وقتی ما ارزش های خود را فراموش کنیم، برندمان را با ریسک بسیار بزرگی مواجه خواهیم ساخت. ارزش های برند ما فرصت منحصر به فردی برای ایجاد ساختارهای منحصر به فرد برندمان را می دهد.

بدون تردید ارزش های مرکزی هر برند فرصتی برای تحقق رویاهای صاحبان آن است. با این حساب، شما تا چه حد در این زمینه دقیق عمل خواهید کرد؟

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

با ما در ارتباط باشید

021.88895341

021.88895342

info@Forsatnet.ir

شبکه های اجتماعی