دوشنبه, ۲۳ فروردین(۱) ۱۴۰۰ / Mon, 12 Apr(4) 2021 /
           
فرصت امروز
توصیه هایی برای داستان سرایی بهتر

چالش داستان سرایی حرفه ای در حوزه بازاریابی

4 روز پیش ( 1400/1/19 )

داستان سرایی در عرصه کسب و کار امر ساده ای نیست. بازاریابی بدون داشتن داستای جذاب و هیجان انگیز شانس کسب و کارها برای تاثیرگذاری بر روی مخاطب هدف را به شدت کاهش می دهد. امروزه بسیاری از برندها نسبت به شیوه های داستان سرایی مناسب آگاهی دقیقی ندارند. یکی از دلایل اصلی در این میان تکثر شیوه های مورد بحث از سوی کارشناسان است. این امر موجب سردرگمی بازاریاب ها و به طور کلی برندها در زمینه داستان سرایی می شود. هدف اصلی در این مقاله بررسی برخی از مهمترین راهکارها برای داستان سرایی موفق و تاثیرگذاری بر روی مخاطب هدف خواهد بود. 

چالش داستان سرایی حرفه ای در حوزه بازاریابی

ساماندهی اساس داستان

امروزه برخی از داستان های در حوزه بازاریابی و کسب و کار در جلسات کاری بیان می شود. اگر این امر در مورد وضعیت کسب و کار شما صحت دارد، باید پیش از شروع جلسه نسبت به شناسایی افراد حاضر در مراسم، مدت زمان تان برای بیان داستان و همچنین طراحی پاسخ‎هایی برای پرسش های احتمالی مخاطب هدف باشید. این امر اهمیت بسیار زیادی دارد. برخی از بازاریاب ها در مواجهه با پرسش های مخاطب هدف در عمل هیچ پاسخ مشخصی ندارند. همین امر مشکلات بسیار زیادی برای این افراد ایجاد خواهد کرد. توجه به برخی از پرسش های احتمالی از سوی مخاطب هدف در این میان اهمیتی حیاتی دارد. این امر دست کم وجهه کسب و کارمان در مقابل مخاطب هدف را حفظ خواهد کرد. 

مطلب مرتبط: مدیریت بهتر با تکنیک های داستان سرایی هالیوودی

مخاطب هدف داستان های برند شامل مشتریان و برندها، در مورد کسب و کارهای حوزه B2B، هستند بنابراین در ساماندهی اساس داستان برای هر کدام از مخاطب هدف باید به شرایط ویژه ‎شان توجه نماییم. ارائه یک داستان واحد برای مشتریان و برندها هرگز ایده مناسبی نخواهد بود. 

شروع پرقدرت داستان

شروع داستان برند باید با معرفی کسب و کار همراه باشد. بسیاری از افراد به هنگام مواجهه با محتوای بازاریابی تمایل به آگاهی کوتاه از ماهیت کسب و کار موردنظر خواهند داشت. این امر در زمین داستان سرایی پیش زمینه مناسبی برای مخاطب هدف آماده خواهد کرد. در مرحله بعد باید نسبت به بیان نیازها و همچنین سلیقه مخاطب هدف اقدام کرد. وقتی مخاطب هدف داستانی هماهنگ با نیازها و سلیقه اش مشاهده می کند، تمایل بسیار بالاتری برای تعامل نشان خواهد داد. 

شروع هر داستان فقط محدود به بیان نیازهای مشتریان نیست. اگر مشکلی پیش روی مشتریان است، باید نسبت به ارائه چند راهکار مناسب اقدام کرد. فقط در این صورت امکان تاثیرگذاری بر روی مخاطب هدف فراهم خواهد شد. متاسفانه بسیاری از بازاریاب ها نسبت به اطلاع رسانی به مخاطب هدف اقدام نمی کنند بنابراین محتوای بازاریابی و داستان شان در حد سرگرمی صرف برای مخاطب هدف باقی می ماند. 

ایجاد رابطه ای نزدیک با مخاطب هدف

تلاش برای ایجاد ارتباط نزدیک با مخاطب هدف در زمینه داستان سرایی ایده جذابی است. هرچه توانایی یک داستان برای ایجاد فضای تعاملی بیشتر باشد، موفقیت بیشتری برای تاثیرگذاری بر روی مخاطب هدف خواهد داشت. امروزه یکی از ایرادات اصلی داستان های رایج فقدان فضای تعاملی است. بازاریاب ها اغلب اوقات به بیان داستان هایی ساده و بدون مقدمه ای خاص اقدام می کنند. شاید این امر در نگاه نخست بسیار عجیب باشد، اما اغلب داستان های حوزه بازاریابی از چنین مشکلی رنج می برند. داستان های جذاب در همان بخش های ابتدایی تاثیرگذاری مناسبی بر روی مخاطب هدف به همراه دارند. این امر موجب پدیداری رابطه ای نزدیک میان مخاطب هدف و داستان برند می شود. اگر کسب و کارها به دنبال تاثیرگذاری بر روی مخاطب هدف و ارائه پیشنهادی به آنها هستند، باید پس از این مرحله اقدام به بیان دیدگاه شان نمایند. 

ضرورت تعامل با مخاطب هدف

داستان های یکطرفه هیچ انگیزه ای در مخاطب هدف ایجاد نمی کند. اگر فضای بیان داستان اجازه می دهد، باید اندکی بر روی تعامل با مخاطب هدف تمرکز کرد. اغلب اوقات مخاطب هدف در صورت مشاهده داستانی با شروع جذاب اقدام به بیان نظرات شان خواهند کرد. نحوه تعامل با مخاطب هدف براساس نظرات شان یکی از مهمترین وظایف هر تیم بازاریابی محسوب می شود. اگر این تعامل از کیفیت لازم برخوردار نباشد، شانسی برای تاثیرگذاری بهینه بر روی مخاطب هدف باقی نخواهد ماند. 

برخی از برندها نسبت به نحوه تعامل با مخاطب هدف در قالب داستان های جذاب ایده مشخصی ندارند. این امر موجب کاهش جذابیت داستان برای مخاطب هدف می شود. یکی از ایده های مناسب در این میان تلاش برای تعامل با مخاطب هدف براساس الگوبرداری از رقبای مان است. برندهای بزرگ همیشه ایده های جذابی برای تعامل با مخاطب هدف شان دارند. این امر باید برای برندها به مثابه مسیر موفق و تضمین شده باشد. 

ایجاد تمایز میان برندمان و رقبا

داستان کسب و کار ما باید به طور قابل ملاحظه ای با داستان رقبا تفاوت داشته باشد. در غیر این صورت مخاطب هدف ما را نیز در گروه برندهای کلیشه ای دسته بندی خواهد کرد. امروزه هر کدام از برندهای بزرگ دارای داستان های منحصر به فردی هستند. این امر به معنای درک تفاوت میان برندها از همان لحظه ابتدایی مشاهده داستان شان است. 

تمام کسب و کارها باید برنامه ویژه ای برای تاثیرگذاری بر روی مخاطب هدف به طور منحصر به فرد داشته باشند. اگر این امر مدنظر برندها قرار نگیرد، شانسی برای تعامل با مخاطب هدف و توسعه کسب و کارشان باقی نمی ماند. استفاده از المان های منحصر به فرد و نمایش ارزش های ویژه کسب و کارمان به مخاطب هدف در قالب داستان مهمترین شیوه بری ایجاد تمایز خواهد بود. 

مطلب مرتبط: داستان سرایی و تاثیرآن در موفقیت

پایان بندی داستان با اعتماد به نفس

اغلب بازاریاب ها شیوه درستی برای پایان بندی داستان شان مدنظر ندارند. این امر به معنای پایان ناگهانی داستان است. تاثیرگذاری نهایی بر روی مخاطب هدف همیشه دارای اهمیت است بنابراین برندها باید نسبت به این نکته توجه ویژه ای نشان دهند. در غیر این صورت شانسی برای تاثیرگذاری داستان شان ناتمام باقی می ماند. یک داستان استاندارد در حوزه بازاریابی و کسب و کار همیشه با درخواستی از مشتریان پایان می یابد. درخواست موردنظر طیف گسترده ای از گزینه ها نظیر خرید محصول، تعامل بیشتر با برند یا مراجعه به سایت رسمی را شامل می شود. نکته مهم در این میان اطمینان از تاثیرگذاری بخش های قبلی داستان به منظور پذیرش درخواست مان از سوی مخاطب هدف است. 

اگر بخش های قبلی یک داستان تاثیرگذاری لازم بر روی مخاطب هدف را نداشته باشد، کسب و کارها امکان مواجهه با واکنش مثبت مخاطب هدف در ارتباط با درخواست نهایی شان از آنها را نخواهند داشت. 

منبع : clickz
برچسب ها : بازاریابی و فروش
لینک کوتاه صفحه : www.forsatnet.ir/u/exDgFnxo
به اشتراک گذاری در شبکه های اجتماعی :
نظرات :
قیمت های روز
پیشنهاد سردبیر
آخرین مطالب
محبوب ترین ها
با ما در ارتباط باشید

شبکه های اجتماعی
           
كلیه حقوق مادی و معنوی این سایت محفوظ است و هرگونه بهره ‌برداری غیرتجاری از مطالب و تصاویر با ذكر نام و لینک منبع، آزاد است. © 1399/2020
بازگشت به بالای صفحه