دوشنبه, 14 دی 1394 - 00:00

الجزایر تازه‌‌ترین بازار مشترکی است که دولتمردان به‌عنوان بازار خارجی خودروسازان انتخاب می‌کنند. پیش از این ونزوئلا، روسیه سفید، سوریه، آذربایجان و عراق از جمله بازارهایی بودند که به‌عنوان اهداف خارجی خودروسازان ایرانی انتخاب شده‌اند؛ بازارهایی مشترک که هم فرصت و هم تهدیدی مشترک برای صنعت خودروی ایران محسوب می‌شوند. با انتخاب این بازار این پرسش مطرح می‌شود که چرا عمده بازارهای خارجی به انتخاب مشترک دو غول خودروسازی ایران تبدیل می‌شود؟

75556847835737244735735846468464868634

در افق 1404 پیش‌بینی شده که تولید خودرو در ایران به سه میلیون دستگاه برسد و 30 درصد از این تولیدات نیز به خارج از ایران صادر شود. نکته بعدی این است که با توجه به سقوط آزاد قیمت نفت و تاکید دولت بر کاهش تکیه بر درآمدهای نفتی، موضوع افزایش درآمد از محل صادرات محصولات غیر‌نفتی جان می‌گیرد. همچنین با توجه به اینکه ظرفیت بازار ایران کمتر از میزان تولیدی است که در برنامه‌های توسعه‌ای برای تولید خودرو در نظر گرفته شده و شرایط ناپایدار اقتصادی کشور همواره خطرات احتمالی نظیر رکود را برای صنایع در پی دارد، اهمیت صادرات بیش از پیش جلوه می‌کند.

صنعت خودرو به‌عنوان دومین صنعت بزرگ ایران، برای بقای خود بیش از سایر صنایع نیاز به برنامه‌ریزی برای صادرات هدفمند دارد. بیش از یک دهه است که موضوع صادرات در رأس برنامه خودروسازان قرار گرفته اما کارنامه آنها به غیر‌ از مواردی اندک، معدل خوبی در صادرات ندارد. انتخاب بازارهای اشتباه، تحمیل شدن سرمایه‌گذاری‌هایی از سوی دولت بدون تجربه صادرات در کشورهایی نظیر ونزوئلا که موجب هدر رفتن سرمایه و بلوکه شدن پول خودروسازان ایرانی در این کشور شد و کشوری نظیر سنگال که به اذعان وزیر صنعت 100‌میلیون دلار سرمایه را به باد داد و مواردی از این دست که در کشورهایی چون روسیه سفید و سوریه رخ داد، همگی موجب شده تا صنعت خودروی ایران در صادرات حرف آنچنانی برای گفتن نداشته باشد. حالا با تغییر دولت هم باز دیده می‌شود که خودروسازان به دنبال سفر معاون اول رئیس جمهور پای امضای قرارداد می‌نشینند و بازار مشترک دیگری را به تجارب‌شان اضافه می‌کنند، اما آیا همه بازارهای هدف صادراتی دو غول جاده مخصوص به زندگی مشترک می‌انجامد؟

خودروسازان در بازی سیاستمداران

فربد زاوه، کارشناس صنعت خودرو، در پاسخ به این پرسش به «فرصت امروز» می‌گوید: «صادرات ما به جای آنکه مبنای اقتصادی داشته باشد، مبنای سیاسی دارد. در کشورهای توسعه‌یافته راه صادرات با همراهی بازرگانان و دیپلمات‌ها باز می‌شود اما در کشورهای توسعه نیافته یا بازرگانان راه صادرات را باز می‌کنند یا دیپلمات‌ها اگرچه که به ندرت پیش می‌آید که بازرگانان راهگشای ارتباطات باشند، زیرا به دلیل تغییر سیاست‌های بین‌المللی در این کشورها، بازرگانان جرات گشایش بازارهای جدید را ندارند. این رفتار موجب می‌شود صادرات ما سیاست‌محور باشد زیرا سیاستمداران حامی بازرگانان در خارج از کشور نیستند، در نتیجه بازرگانان می‌توانند جایی فعالیت کنند که دولت از آنها می‌خواهد مثلا کشورهایی نظیر سنگال، ونزوئلا، اروگوئه و سوریه.»

او می‌افزاید: «در صنعت خودرو دو شرکت بیشتر وجود ندارد که رئیس هیات‌مدیره دولتی دارند و بر همین اساس دولت از آنها می‌خواهد که همان رقابت مهندسی شده خود را در داخل به خارج از ایران نیز ببرند. در نتیجه خودروسازان ما در یک فرآیند اقتصادی بازارهای صادراتی خود را انتخاب نمی‌کنند و تنها در جاهایی می‌توانند حضور داشته باشند که دولت از آنها می‌خواهد زیرا دستگاه دیپلماسی ما این تصور را ندارد که بخواهد از بازرگانان در کشورهای دیگر حمایت کند.»

شراکت در بازارهای مشترک ریسک را کاهش می‌دهد

در مقابل این ایده اعتقاد دیگری وجود دارد که حضور مشترک خودروسازان در بازارهای جهانی را به نفع صنعت خودرو می‌داند. محمدرضا نجفی‌منش، کارشناس صنعت خودرو، در این زمینه در گفت‌وگو با «فرصت امروز» بیان می‌کند: «راه‌اندازی یک خط مونتاژ مشترک در کشورهای خارجی منطقی است، زیرا این دو شرکت محصولات مختلفی با قیمت‌های متفاوت دارند، بنابراین می‌توانند با یک خط‌مونتاژ به صورت اقتصادی به فروش محصولات خود بپردازند. وقتی به صورت مشترک این دو خودروساز در بازارها فعالیت کنند، ریسک فعالیت کاهش پیدا می‌کند اما اگر قرار باشد هر دو خودروساز ما به صورت جداگانه در این بازارها فعالیت کنند، طبیعتا ریسک بیشتری خواهند داشت.‌»‌ ‌

97695684845354584689469464646

همچنین امیرحسن کاکایی، استاد دانشگاه علم و صنعت در ایران، نیز در این‌باره معتقد است: «اصولا ورود خودروسازان به بازارهای جدید از مسیر دولت‌ها و سیاستمداران می‌گذرد و این طبیعت این صنعت است. یکی از الزامات صادرات خودرو، دخالت درست سیاستمداران است و این ذاتا ایراد نیست اما باید سودآوری بازار هدف در نظر گرفته شود و سپس هر دو شرکت را درگیر آن کنیم. مثلاً بازارهای آفریقا، بازارهای خوبی هستند اما نحوه حضور ما در این بازارها هم اهمیت دارد.‌»‌ ‌

صادرات یک پدیده ناگهانی نیست و بیش از آنکه نیاز به آبی بودن فضای دیپلماتیک داشته باشد نیازمند مطالعات اقتصادی نیز هست. بنابراین طبق آنچه گفته شد، ورود به بازارهای مشترک در صورت شراکت و برنامه‌ریزی دو خودروساز ایران با یکدیگر می‌تواند به کاهش ریسک منجر شود اما در صورت نبود مطالعه، بازار به همان اندازه می‌تواند به زیان انباشته خودروسازان بیفزاید.

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید