در مسیر تحول فردی یا سازمانی، بسیاری از مدیران، مربیان و رهبران تلاش میکنند تا به کمک کوچینگ، تغییرات معناداری را ایجاد کنند. اما آیا تا به حال اندیشیدهاید که ساختار و رویکرد کوچینگ چه تاثیری بر کیفیت این تحول دارد؟ اینکه یک مربی فقط "پرسشگری کند" یا راهکار بدهد، یا اینکه تمرکز را بر خودآگاهی بگذارد یا بر اقدام محور باشد، همه بخشی از مدل و روش کوچینگ است؛ در این رپورتاژ قصد دارم شما را با انواع مدلها و رویکردهای کوچینگ آشنا کنم، مزایا و محدودیتهای هر کدام را بررسی کنیم و در نهایت کمک کنم بفهمید کدام مدل برای شرایط شما مناسبتر است.
در دنیای کوچینگ، مدلها و رویکردهای مختلفی وجود دارند که هر کدام فلسفه و ساختار خاص خود را دارند. این مدلها مانند نقشه راه عمل میکنند و به کوچ و مراجع کمک میکنند تا گفتوگویی هدفمند، ساختارمند و موثر داشته باشند. انتخاب مدل مناسب بستگی به هدف، موقعیت و سبک یادگیری فرد یا حتی برای کوچینگ گروهی یا سازمانی دارد. در ادامه، مهمترین مدلها و رویکردهای کوچینگ را معرفی میکنیم.
مدل GROW
مدل CLEAR
مدل OSKAR
مدل FUEL
مدل Co-Active
مدل کوچینگ اجرایی - Executive Coaching Models
مدل GROW یکی از پرکاربردترین ساختارهای کوچینگ است که با چهار مرحله اصلی، مسیر گفتوگو را از تعیین هدف تا اقدام نهایی هدایت میکند. این مدل بر وضوح هدف، بررسی واقعیتهای موجود و شناسایی گزینههای عملی تمرکز دارد و در کوچینگ فردی و سازمانی بسیار محبوب است.
ساختار خطی و ساده برای پیگیری پیشرفت مراجع
تاکید بر وضوح هدف و تصمیمگیری آگاهانه
مناسب برای جلسات نتیجهمحور و زمانبندیشده
مدل CLEAR بیشتر بر کیفیت رابطه کوچ و مراجع تاکید دارد و فرایند را به یک گفتوگوی همدلانه و سازنده تبدیل میکند. این مدل بهویژه در محیطهای سازمانی مفید است که اعتماد و تعامل موثر نقش حیاتی دارند.
تاکید بر اعتماد، گوش دادن فعال و بازخورد مستمر
کاربردی برای کوچینگهای توسعه رهبری و تیمی
تمرکز بر بازبینی و ارزیابی نتایج پس از اقدام
مدل OSKAR رویکردی راهحلمحور دارد که به جای تمرکز بر مشکلات، توجه را به تواناییها و موفقیتهای گذشته معطوف میکند. این مدل برای محیطهای کاری سریع و تغییرپذیر بسیار کارآمد است.
تمرکز بر نقاط قوت بهجای کمبودها
استفاده از مقیاسگذاری برای سنجش پیشرفت
ایجاد حس مالکیت و خودکارآمدی در مراجع
مدل FUEL ترکیبی از وضوح ساختاری و انعطاف در گفتوگو است. این مدل عموما در کوچینگ مدیران و رهبران سازمانی استفاده میشود.
چارچوب دقیق برای تعریف مسیر تغییر
تمرکز بر فاصله بین وضعیت فعلی و مطلوب
طراحی برنامه عملیاتی با اهداف مشخص و قابل اندازهگیری
مدل Co-Active یکی از رویکردهای انسانمحور در کوچینگ است که بر همکاری فعال بین کوچ و مراجع استوار است. در این روش، کوچ نقش «شریک» را دارد و باور دارد که مراجع در درون خود پاسخها را دارد.
تاکید بر خودآگاهی، تعهد و اقدام
تمرکز بر کل وجود انسان، نه فقط بر اهداف
مناسب برای توسعه فردی، کوچینگ زندگی و رهبری
کوچینگ اجرایی مجموعهای از مدلها و ابزارها برای بهبود عملکرد مدیران و رهبران سازمانی است. این رویکرد ترکیبی از کوچینگ، منتورینگ و بازخورد حرفهای است تا فرد بتواند تصمیمهای موثرتری بگیرد و تیم خود را بهتر هدایت کند.
تمرکز بر مهارتهای رهبری و تصمیمگیری
استفاده از دادههای رفتاری و ارزیابی عملکرد
هدفگذاری بلندمدت برای رشد سازمانی و فردی
در این بخش دیدیم که هر مدل کوچینگ ساختار و فلسفه خاصی دارد و انتخاب درست آن میتواند مسیر رشد فردی یا سازمانی را به شکل چشمگیری متحول کند. جدول زیر خلاصهای از مدلها و ویژگیهای کلیدی آنها را ارائه میدهد.
|
مدل کوچینگ |
تمرکز اصلی |
کاربرد شاخص |
ویژگی متمایز |
|||
|
GROW |
هدفگذاری و اقدام |
کوچینگ فردی و تیمی |
ساختار شفاف و نتیجهمحور |
|||
|
CLEAR |
ارتباط و بازخورد |
کوچینگ سازمانی |
گوش دادن فعال و اعتمادسازی |
|||
|
OSKAR |
راهحلمحوری |
کوچینگ اجرایی و چابک |
تمرکز بر نقاط قوت |
|||
|
FUEL |
برنامهریزی تغییر |
رهبری و مدیریت |
وضوح مسیر تحول |
|||
|
Co-Active |
همکاری و خودآگاهی |
کوچینگ زندگی و رهبری |
مشارکت فعال مراجع |
|||
|
مدل اجرایی |
رشد رهبری |
سازمانها و مدیران ارشد |
رویکرد ترکیبی و تحلیلی |
|||
شناخت و بهکارگیری مدل مناسب کوچینگ، مسیر رشد را هدفمندتر و اثربخشتر میسازد و به کوچ و مراجع امکان میدهد تا با وضوح و اعتماد بیشتری به سمت تحول حرکت کنند.
انتخاب مدل کوچینگ مناسب برای سازمان، تصمیمی استراتژیک است که مستقیما بر کیفیت توسعه منابع انسانی، عملکرد تیمها، دوره رهبری و فرهنگ سازمانی تاثیر میگذارد. هر سازمان بسته به اهداف، ساختار، سبک رهبری و سطح بلوغ کارکنان نیازمند رویکردی متفاوت است. در این انتخاب، شناخت دقیق از نیازهای درونسازمانی، فرهنگ حاکم و نوع چالشها اهمیت ویژهای دارد. معیارهای کلیدی انتخاب مدل کوچینگ سازمانی به شرح زیر است.
هدف سازمان: مشخص کنید که تمرکز بر توسعه فردی، ارتقای عملکرد تیمی یا تحول فرهنگی است.
سطح تجربه کارکنان: برای مدیران ارشد مدلهای تحلیلیتر مانند Executive یا FUEL مناسبتر هستند.
زمان و منابع موجود: مدلهایی مانند GROW یا OSKAR در محیطهای سریع و فشرده بهتر جواب میدهند.
فرهنگ سازمانی: سازمانهایی با ساختار مشارکتی، از مدلهای Co-Active بیشترین بهره را میبرند.
نوع نتایج مورد انتظار: برخی مدلها بر آگاهی و انگیزه تمرکز دارند، برخی دیگر بر اقدام و نتیجه.
مدل انتخابی باید بتواند با اهداف استراتژیک سازمان همراستا شود و به بهبود تصمیمگیری، انگیزش و ارتباطات در سطوح مختلف کمک کند. ترکیب چند مدل نیز در برخی موارد میتواند اثربخشی بیشتری داشته باشد.
کوچینگ سازمانی تنها زمانی نتیجهبخش است که مدل انتخابی با نیازها، اهداف و فرهنگ سازمان همخوانی داشته باشد. با بررسی دقیق معیارهای انتخاب، سازمان میتواند مسیر توسعه خود را به شکلی هدفمند و پایدار هدایت کند. برند کوچینگ ویز با تکیه بر تجربه در پیادهسازی مدلهای مختلف کوچینگ، به شرکتها و مدیران کمک میکند تا بهترین رویکرد را برای رشد واقعی و تحول پایدار در محیط کاری خود انتخاب کنند.
https://alcaldiasancristobal.gob.ve/
https://pkmmuka.cianjurkab.go.id/
https://collegiogeometri.mb.it/