یکشنبه, ۱۶ بهمن(۱۱) ۱۴۰۱ / Sun, 5 Feb(2) 2023 /
           
فرصت امروز

بخش خصوصی ضامن احیای سینما

5 سال پیش ( 1396/1/23 )
پدیدآورنده : سارا برومند  

سال 95 سال شکوفایی اقتصاد سینمای ایران بود. فروش 170میلیاردی در این سال در مقایسه با فروش نهایت 50 میلیاردی سینما در سال های قبل از آن موید این امر است. سینمای ایران در سال 95 غافل گیری بزرگی را تجربه کرد و این روند نوید بخش حرکت سینمای ایران به سمت صنعتی شدن بود. مقوله ای که نمی توان آن را اتفاقی به حساب آورد.اساساً بازار یک مسئله اتفاقی نیست. هر چند هر رشد و تحولی که در بازارهای ایران اعم از فرهنگی و غیر فرهنگی می افتد مقوله ای اتفاقی محاسبه می شود. درحالی که بازار از منطق اتفاق پیروی نمی کند. بازار قواعد خاص خود را دارد و هر قدم در تغییر این قواعد می تواند ساختار آن را تغییر دهد.

متأسفانه از آنجا که در کشور ما سیاست های کلانی برای بهبود وضعیت کسب و کار وجود ندارد یا اگر دارد سیاست های عملیاتی نیست، اغلب هر رشد و تحولی حمل بر اتفاق و حادثه می شود و کسی نمی تواند دلایل آن را به درستی طبقه بندی کند.

اگر تحلیلی نیز ارائه  شود، این تحلیل براساس یک سری مسائل میدانی ارائه می شود. درحالی که کسب و کارهایی کوچک و متوسط اغلب ممکن است ترفندهایی را تجربه کنند که تحلیلگران چندان از کم و کیف آن ترفندها اطلاعی نداشته باشند و همان حرکت های گاه کوچک می تواند وضعیت متفاوتی را برای آن بازار خاص رقم بزند. خاصیت بازارهای مستقل این است که ممکن است آن کسب و کار اساساً از تبعات اقدام خود در کلیت بازار آگاه نباشد و تنها سود خود را نتیجه آن اقدام بداند.

سال 95 با رشد اقتصادی چشمگیر خود در حوزه سینما، تحلیل های بسیاری را به همراه داشت. برخی مؤثرترین اتفاق را تبلیغات ماهواره ای فیلم ها دانستند. برخی رشد زیرساخت ها و کیفیت فیلم های تولید شده را عامل این رشد بر شمردند.

به هر حال هر کدام از این دلایل به تنهایی می تواند سهمی از رشد اقتصاد سینمای ایران داشته باشد. اما هیچ کدام تحلیل بازار پسندی نیست. زیرا هیچ کدام منطق درستی برای تکرار ندارد. اشاره به تبلیغات سینمایی ماهواره ای مثال نقض نیز دارد. براساس آمارهای اعلام شده از 65 فیلم اکران شده در سال 95 تنها 12 فیلم توانستند بیش از 500هزار نفر مخاطب داشته باشند این در حالی است که 43فیلم کمتر از 250هزار نفر مخاطب داشتند.

اگر نگاه دقیقی به آمار فروش داشته باشیم خواهیم دید نیمی از فروش و مخاطب کل سینمای ایران در سال 95 تنها متعلق به هفت فیلم است و این نشان می دهد که اکثریت  65فیلم اکران شده در سال گذشته آثار کم مخاطب بوده اند. این در حالی است که علاوه بر آن فیلم های پر فروش فیلم های دیگر که از تبلیغات ماهواره ای بهره برده بودند نتوانستند فروش قابل اعتنایی داشته باشند.

در کنار آن فیلم هایی نیز بودند که بدون داشتن تبلیغات ماهواره ای از فروش قابل اعتنایی برخوردار شوند. حال مسئله کیفیت فیلم در این میان مطرح می شود. این مسئله نیز جای تأمل دارد زیرا فیلم های با کیفیتی نیز در میان فیلم های کم فروش دیده می شوند که می توانند مثال نقض دلایل مطرح شده باشند.

اما یک مسئله که مثال نقض ندارد ورود سرمایه گذاران بخش خصوصی به سینمایی است که آرزوی صنعتی شدن دارد. شاید مهم ترین عاملی که نفس بند آمده سینما را احیا کرد، حضور همین بخش خصوصی بود. فیلم سازی در ایران حمایت گرهای تازه ای پیدا کرد و بخش خصوصی در پیشانی سینمای ایران امید سودآوری دید که می توانست سرمایه اش را از انفعال خارج کند.

پیش بینی ای که شکل واقع به خود گرفت و هم سرمایه منفعل سرمایه گذاران را به حرکت واداشت، هم اعتبار تازه ای برای آنان به همراه آورد. این آغاز، روند متداومی شد که هرچند کم رمق پیش می رود اما سبب شده امیدها، شکل واقعیت به خود بگیرد. خبر راه اندازی سینماها در مالتی پلکس ها و مال ها نشان می دهد که بخش خصوصی حالا سینما را به عنوان بخش جدایی ناپذیر ساختار خود پذیرفته است. سینما برای بخش خصوصی معنای تازه ای یافته است و سبب شده تا ضعف زیرساخت ها که مدت هاست سینمای ایران را رنج می دهد تا حد زیادی مرتفع شود.

مسئله اصل 44 هر چند در سینمای به شدت دولتی ما چندان مصداق عملیاتی ندارد اما در شکل غیر رسمی خود کمک کرده است تا سینما بتواند تا حدی از سایه تصدی دولتی خارج شود و به شکل مستقل پیش برود. این مسئله امیدی است که کاهش اندک مخاطب نمی تواند آن را به زانو درآورد. مستقل شدن سینما به معنای رشد و صنعتی شدن آن است.

هر چند آمارهای رسمی از سهم  «تفریح و مصرف فرهنگی» در مخارج خانواده نشان می دهد که سرانه مصرف فرهنگی این خانواده‏ها بدون توجه به تعداد اعضای خانواده‏ها، کمی بیش از 40 هزار تومان است. که این کل سهم مصرف فرهنگی را نشان می دهد و تنها شامل سینما نیست. این آمار موید آن است که اساساً سهم فرهنگ در زندگی خانوارهای ایران بسیار اندک است. اما نباید فراموش کرد که بازار است که متقاضی خود را جذب می کند.

سینما کالایی تفریحی است و اگر بتواند در بسته بندی مناسب به مردم ارائه شود بی شک کم کم جزو کالاهای اصلی سبد خانوارها به حساب خواهد آمد. بنابراین بخش خصوصی روند مناسبی را در پیش گرفته و بی شک اگر سیاست کلانی در ساختار خانواده سینما برای همراهی بخش خصوصی تبیین شود سینما می تواند امید صنعتی شدن خود را در ایران عملیاتی کند. صنعتی که عرضه کننده و تقاضا کننده آن بی شک به یک اندازه از آن منتفع خواهند شد.

لینک کوتاه صفحه : www.forsatnet.ir/u/4OlHbQJ1
به اشتراک گذاری در شبکه های اجتماعی :
نظرات :
قیمت های روز
پیشنهاد سردبیر
آخرین مطالب
محبوب ترین ها
با ما در ارتباط باشید

شبکه های اجتماعی
           
كلیه حقوق مادی و معنوی این سایت محفوظ است و هرگونه بهره ‌برداری غیرتجاری از مطالب و تصاویر با ذكر نام و لینک منبع، آزاد است. © 1399/2020
بازگشت به بالای صفحه