دوشنبه, 02 مرداد 1396 - 14:42

هیچ کسی را نمی توان یافت که در تمامی لحظه های زندگی خود، پیروز شده باشد. به همین خاطر لازم است نوع نگاه خود را نسبت به این واقعیت عوض کنید. بسیاری از افراد در برابر شکست های خود دست به انجام تصمیمات کاملاً احساسی می زنند؛ مانند یک تیم فوتبال که بعد از دریافت گل اول دست به بازی احساسی می زند. همین امر هم باعث خواهد شد نتوانند نتیجه را برگردانند. در آخر نیز اگر از مربی تیم علت باخت را بپرسید به شما خواهد گفت که بازی احساسی تیم باعث شد نتوانند هماهنگی لازم را داشته باشند.

با این حال اگر بتوانند ضعفی را که منجر به نخستین گل شد شناسایی و سریعا برطرف کنند و از اشتباه خود درس بگیرند، با تلاش بیشتر و حفظ خونسردی خود خواهند توانست مشکلات را پشت سر بگذارند. در رابطه با شرکت ها نیز این امر صادق است. اکثر شرکت ها فردی را که دچار شکست شده است اخراج می کنند با این حال اگر نگاهی آینده نگرانه داشته باشند، به این نکته پی خواهند برد که او حالا دارای یک تجربه بسیار ارزشمند است و بدون شک در آینده بهتر از یک فرد تازه وارد می تواند عمل کند. یکی از علل موفقیت زیاد کشور ژاپن این است که آنها افراد شکست خورده را به جای تنبیه، تشویق می کنند تا نسبت به شکست خود دیدی منفی نداشته باشند و به خوبی بتوانند از آن درس بگیرند.

اکثر رفتارها قابل اصلاح هستند، پس اهمیت آموزش را فراموش نکنید. برای اینکه فردی قهرمان شود حدود هشت ساعت در روز تمرین می کند. حالا اگر شما تلاش نکنید و برای قهرمانی تمرین نکرده باشید، هرگز به موقعیت یک قهرمان نخواهید رسید. انسان ها خیلی بیشتر از آنچه فکر می کنند توان یاد گرفتن دارند. ما باید بدانیم که دلیل اکثر شکست ها کم کاری و عدم آموزش است. غالباً انسان ها آخرین حد توانایی خود را نمی دانند چون هرگز سعی نکرده اند به آن حد نزدیک شوند.

ایده

زمانی که به پیروزی نرسیم، شکست خورده ایم. این معنای لغوی کلمه مورد بحث است اما معنایی که در دل هر شخص وجود دارد، اندکی متفاوت است. شاید امروز در کار مرتکب اشتباهی شده باشید، شاید هنگام خرید در یک فروشگاه، یکی از اقلام را جا انداخته باشید. همه ما مرتکب اشتباه می شویم؛ اشتباهات وزنه هایی را یدک می کشند که میزان شان را کوچک یا بزرگ می کنند. به میزان اندازه وزنه ها، می توان گفت شکست یا اشتباه ما نیز بزرگ یا کوچک بوده است.

یکی از مواردی که هر فرد باید نسبت به آن کاملاً آگاه باشد این است که اجازه ندهید این شکست به قسمتی از هویت تان تبدیل شود؛ پنالتی فینال جام جهانی را به جای اینکه گل کنید به ساعت ورزشگاه کوبیده اید که کوبیده اید. این چیزها اتفاق می افتد. شما که از شکم مادرتان پنالتی نزن زاییده نشده اید! سوزان تاردانیکو از فوربس در این باره می گوید: فقط به خاطر اینکه یک راه موفقیت آمیز برای انجام دادن کاری پیدا نکرده اید دلیل نمی شود خودتان را مترادف شکست بدانید. ممکن است این جمله درست باشد که اعمال ما تعریف کننده شخصیت ما است اما شکست های مان نمایانگر شخصیت مان نیست. آخر سر شخصیت تان را آن کارهایی رقم می زنند که پس از شکست انجام می دهید تا دوباره به مسیر موفقیت برگردید.

جان چن، مدیرعامل شرکت کانادایی بلک بری است. او در مصاحبه ای عنوان کرده که مدیران باید با آغوش باز به سراغ شکست بروند و آن را ابدا اتفاقی بد قلمداد نمی کند. با این حال این اتفاق تنها در شرایطی شکست قلمداد می شود که نتوانید از آن درس بگیرید. اگرچه نرسیدن به هدف همواره سخت است و افراد را به شدت ناراحت خواهد کرد، با این حال این امر نباید منجر به این شود که شما از هدف خود دست بکشید بلکه لازم است با تکیه بر تجربه کسب کرده این بار با روشی بهتر و تلاشی بیشتر برای آنچه می خواهید، قدم بردارید.

فراموش نکنید که ترس از شکست امری است که باعث می شود مدیران محافظه کار و محتاطانه عمل کنند. اگرچه این امر تا حدی خوب است اما فراموش نکنید فردی که رقابتی را شروع می کند ممکن است با شکست مواجه شود اما فردی که جسارت حضور در رقابت را نداشته باشد بازنده خواهد ماند.

اگر به زندگی افراد موفق نگاه کنید می بینید که آنها کاملاً دقیق رفتار می کنند. با این حال این امر بدین معنا نیست که آنها از بدو تولد مدیری حرفه ای به دنیا آمده اند. درواقع آنها نیز شکست هایی را تجربه کردند، اما در شکست خود نمانده اند و همین امر باعث شده است به کوهی از تجربه تبدیل شوند و بتوانند به موفقیت های زیادی دست پیدا کنند.

هر اشتباهی، فرصتی است برای یادگیری و بعد از اینکه از شر احساسات منفی  خلاص شدید، حتماً بروید اشتباهات تان را مرور کنید تا دیدگاه جدیدتری به دست بیاورید. نگاه کنید ببینید کجا را اشتباه رفته اید اما از آن طرف نگاه کنید ببینید کجاهای کارتان هم درست بوده است. در نهایت درمی یابید که دفعه بعد چه کار کنید تا کارتان بهتر پیش برود. شکست کاملاً هم سیاه نیست. همواره به خاطر داشته باشید که هیچ نیازی به خجالت کشیدن نیست زیرا همه آدمها در جایی از زندگی خود شکست می خورند. فقط شما نیستید که شکست خورده اید.

آنچه در عمل باید انجام دهید

- به شکست انجامیدن ایده ها باعث می شود در مراحل بعد و قبل از آغاز پروژه ای جدید، ایده های مرغوب و ناب را از ایده های نامرغوب و اشتباه جدا کرده و با آزمودن دقیق و هدفمند هر ایده ای که به ذهن تان متبلور می شود، از وقوع شکست های بعدی جلوگیری کنید. با توجه به این نکته که همه افراد در مسیر کسب موفقیت با شکست مواجه می شوند، نباید با نخستین شکست خود را بازنده بدانید و لازم است از آن درس بگیرید تا در آینده بتوانید با تجربه تر اقدام کنید.

- حتی یک ثانیه هم به این فکر نکنید که شما تنها موجود روی کره خاکی هستید که شکست می خورد. بارها شده که به موفقیت های افراد دیگر نگاه کرده و این طور تصور کنیم که آنها همه چیز را با هم دارند، اما واقعیت این  است که آنها هم مثل بقیه زندگی شان پر از شکست است.

- شکست استاد بزرگی است زیرا باارزش ترین درس های زندگی را به شما می آموزد. به همین خاطر نباید خیلی خود را درگیر آن سازید و بهتر است تا جایی که می توانید از آن چیزهایی را یاد بگیرید. بدون شک این تجربه در آینده در بسیاری از موارد برای شما راهگشا خواهد بود.

- بدون شک تا زمانی که شکست نخورید به اهمیت ایجاد تغییر پی نخواهید برد. به همین خاطر شکست صرفاً بد نیست و این امر به واکنش ما در برابر آن بستگی دارد. اگر بتوانید از آن به خوبی درس بگیرید، اتفاقی سودمند برای شما خواهد بود که ضامن موفقیت های دیگر خواهد شد.

- شکست ها کلاس درس بسیار خوبی هستند. اطمینان حاصل کنید که به خوبی همه آنها را فرا خواهید گرفت. بدون شک تا موقعی که از اشتباهات تان درس بگیرید تا دیگر تکرارشان نکنید، اشتباه کردن به هیچ وجه عار نیست.

- بعد از شکست، سه کار خوبی که می توانید انجام دهید اینها هستند؛ دلایل شکست تان را بررسی کنید، درس بگیرید، اگر چیزی است که واقعا می خواهید و فکر می کنید باید آن کار را انجام دهید، بلافاصله دوباره تلاش کنید.

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید