شنبه, 11 شهریور 1396 - 14:51

با نگاهی به شرکت های موفق به این نکته مشترک پی خواهید برد که همگی آنها برای خود شریک یا شرکایی دارند. به همین خاطر وجود شریک کاری و تجاری ضامن موفقیت شرکت شما خواهد بود. با این حال الزامی وجود ندارد که حتماً از روز اول فرد یا شرکتی را شریک خود بدانید.تجربه ثابت کرده است برخی از ارتباطات بین شرکت ها در نهایت منجر به ایجاد شرکت در بین آنها می شود.

ایده

استیو جابز، کارآفرین، مخترع، بنیان گذار و مدیر ارشد اجرایی شرکت رایانه ای اپل بود. در سال ۱۹۷۶، جابز ۲۱ساله به همراه دوستش استیو وزنیاک ۲۶ساله، شرکت اپل را تأسیس کردند. جابز در سال 1985 پس از کناره گیری از اپل شرکت «نکست» را پایه گذاری و پس از آن شرکت انیمیشن سازی را خریداری کرد که بعدها به «پیکسار» معروف شد.

پیکسار با ساخت انیمیشن های محبوبی چون «داستان اسباب بازی»، «در جست وجوی نمو» و «شگفت انگیزها» به شهرت رسید. در سال 1997 شرکت اپل، نکست را به مبلغ 429 میلیون دلار خرید و جابز دوباره به اپل بازگشت. با تلاش های وی پس از بازگشت به اپل، این شرکت به دوران شکوفایی خود رسید و جابز پس از چندی به سمت مدیرعامل این شرکت رسید.

وی در اقدامی عجیب به همکاری با مایکروسافت (بزرگ ترین شرکت ارائه نرم افزار رایانه در دنیا) پرداخت. می توان گفت استیو جابز و بیل گیتس، در هیچ نقطه ای از زمان در تفاهم کامل به سر نبردند. در رابطه سی و اندی ساله آنها، گاهی با هم متحد می شدند اما همواره نیم نگاهی پر از احتیاط به اعمال همدیگر داشتند، گاهی تبدیل به رقبای سرسخت هم شده و برای همدیگر تلخی می کردند، برخی اوقات هم در کنار هم نشسته، ملیحانه لبخند می زندند؛ گویی دو دوست از دوران کودکی همدیگر هستند. گاهی همه این حالت ها با هم وجود داشت و مخلوطی عجیب از رابطه ای عجیب تر را برای همه به نمایش می کشید.

بیراه نیست اگر بگوییم در جهانی تک قطبی، هیچ یک از این شرکت ها نمی توانست به جایگاه کنونی اش برسد؛ نه مایکروسافت بی اپل می توانست مایکروسافت امروز شود و نه اپل بدون مایکروسافت تبدیل به اپل امروز می شد. درواقع هریک از آنها مزیت ها و معایب خاص خود را داشتند و این امر باعث شد تا همکاری کاملاً موفقیت آمیز باشد. میزان موفقیت این دو به قدری بالا بوده است که به الگویی در رابطه با شراکت تبدیل شده اند.

تصور کنید پپسی و کوکاکولا با هم همکاری کنند، آن وقت است که اعجاب همکاری مایکروسافت و اپل را در مک ورلد 1997 درمی یابید. بعد از 12 سال افت مالی اپل، جابز برای توسعه اپل نیاز به پول داشت و سریعا هم نیاز داشت. پس به بیل گیتس روی آورد تا سرمایه 150میلیون دلاری اش را به اپل جذب کند. با این حال نباید تصور کرد که تنها اپل از این ارتباط سود برد و این شراکت کاملاً دارای منافع دوطرفه بود.

آنچه در عمل باید انجام دهید

-  بسیاری از شرکت ها که دارای منافع مشترک هستند، می توانند به شرکای خوبی برای یکدیگر تبدیل شوند. به همین خاطر در راستای موفقیت بیشتر لازم است برای خود شریکی مناسب بیابید. البته این شراکت الزاما همیشگی نبوده و می تواند تنها در برخی موارد باشد. با این حال وجود آن کاملاً ضروری است.

-  بدون شک با گسترش روزافزون شرکت ها اکنون شاهد پیشرفت فوق العاده ای هستیم که منجر به رقابتی تنگاتنگ شده است. به همین خاطر تنها شرکتی موفق است که بتواند از فرصت های خود به خوبی استفاده کند. با این حال در برخی موارد فرصت سوزی ها به این علت است که شرکت ها امکانات یا توانایی استفاده از آن را ندارند. به همین خاطر وجود شریکی خوب می تواند شما را در مسیر موفقیت یاری کند. فراموش نکنید شراکت به این معناست که هر دو طرف سود ببرند، به همین خاطر نباید تنها منافع خود را مدنظر قرار دهید.

- هرگز شریکی را که دقیقا شبیه شماست انتخاب نکنید. مهارت های شریک شما باید مکمل مهارت های شما و نه شبیه آنها باشد. هدف نهایی این است که کسی را پیدا کنید که مهارت ها و استعدادهایش، به عنوان یک تیم، آنچه شما می توانید انجام دهید را گسترش دهد.

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید