فرصت امروز: در میانه فشارهای اقتصادی، محدودیت های ارزی و کاهش توان صادراتی، بار دیگر نام کریدور شرق–غرب به عنوان یکی از «برگ های برنده بالقوه اقتصاد ایران» بر سر زبان ها افتاده است. اظهارات اخیر مقامات اقتصادی درباره عبور مسیرهای اصلی ترانزیت کالا از خاک ایران، این پرسش قدیمی را دوباره زنده کرده است:
آیا ایران می تواند از موقعیت ژئوپلیتیکی خود برای تبدیل شدن به هاب ترانزیتی منطقه استفاده کند یا این مسیر نیز مانند بسیاری از وعده های توسعه ای، در حد شعار باقی خواهد ماند؟
کریدور شرق–غرب چیست و چرا مهم است؟
کریدور شرق–غرب به مجموعه ای از مسیرهای حمل ونقل زمینی، ریلی و دریایی گفته می شود که کالا را از شرق آسیا و شبه قاره هند به اروپا و بالعکس منتقل می کند. این مسیرها در رقابت مستقیم با مسیرهای دریایی طولانی و پرهزینه ای مانند کانال سوئز قرار دارند.
در این میان، ایران به طور طبیعی در چهارراه ژئوپلیتیکی این کریدور قرار گرفته است؛ کشوری که از شرق به آسیای مرکزی و افغانستان، از غرب به ترکیه و اروپا، و از جنوب به آب های آزاد دسترسی دارد. روی کاغذ، این موقعیت می تواند ایران را به یکی از کوتاه ترین، امن ترین و مقرون به صرفه ترین مسیرهای ترانزیت کالا در جهان تبدیل کند.
چرا دوباره این موضوع برجسته شده است؟
چند عامل باعث شده اند که کریدور شرق–غرب دوباره به تیتر اخبار اقتصادی بازگردد:
عدد و رقم ها چه می گویند؟
برآوردهای کارشناسی نشان می دهد که اگر ایران بتواند تنها ۵ تا ۱۰ درصد از حجم تجارت شرق–غرب را جذب کند، درآمدی چند میلیارد دلاری در سال از محل ترانزیت، لجستیک، سوخت رسانی، خدمات فنی و انبارداری نصیب کشور خواهد شد.
هر یک میلیون تُن کالای ترانزیتی، علاوه بر ارزآوری مستقیم، زنجیره ای از اشتغال در بخش های:
ایجاد می کند. این یعنی ترانزیت، برخلاف نفت، اشتغال محور است.
زیرساخت ها؛ نقطه قوت یا گلوگاه؟
یکی از مهم ترین پرسش ها درباره نقش ایران در کریدور شرق–غرب، وضعیت زیرساخت هاست. واقعیت این است که ایران در برخی بخش ها مزیت دارد و در برخی دیگر با ضعف جدی مواجه است.
نقاط قوت:
نقاط ضعف:
در دنیای امروز، سرعت و پیش بینی پذیری از هزینه هم مهم تر است. اگر یک کامیون یا قطار در مرزها معطل بماند، مزیت جغرافیایی عملاً بی اثر می شود.
رقبا چه می کنند؟
در حالی که ایران هنوز درباره نقش خود در کریدور شرق–غرب بحث می کند، رقبا بیکار ننشسته اند.
در چنین شرایطی، تأخیر ایران به معنای از دست دادن سهم بازار است؛ بازاری که به سرعت میان رقبا تقسیم می شود.
تحریم ها؛ مانع یا انگیزه؟
تحریم ها دو اثر متناقض بر ترانزیت ایران داشته اند. از یک سو، محدودیت های بانکی و بیمه ای همکاری با ایران را برای برخی شرکت ها دشوار کرده است. از سوی دیگر، همین تحریم ها باعث شده برخی کشورها به دنبال مسیرهایی باشند که کمتر در کنترل نظام مالی غرب قرار دارد.
اگر ایران بتواند:
را فراهم کند، تحریم لزوماً مانع مطلق نخواهد بود. ترانزیت، بیش از آنکه سیاسی باشد، اقتصادی و عملیاتی است.
چرا این فرصت بارها تکرار شده اما محقق نشده؟
پرسش کلیدی همین جاست. ایران سال هاست از «چهارراه ترانزیت» بودن سخن می گوید، اما سهم واقعی اش از این بازار محدود مانده است. دلایل اصلی عبارت اند از:
ترانزیت، پروژه ای نیست که با یک بخشنامه یا یک سخنرانی فعال شود؛ نیازمند اعتمادسازی بلندمدت است.
ترانزیت؛ نسخه نجات اقتصاد؟
هیچ مسیری به تنهایی نجات دهنده اقتصاد ایران نیست، اما ترانزیت می تواند یکی از کم هزینه ترین و کم ریسک ترین مسیرهای رشد باشد. برخلاف صنعت یا نفت، ترانزیت نیاز به فناوری پیچیده ندارد؛ آنچه نیاز دارد، مدیریت، ثبات و عقلانیت اقتصادی است.
در شرایطی که:
نادیده گرفتن کریدور شرق–غرب، به معنای چشم پوشی از یک فرصت طبیعی و تکرارنشدنی است.
جمع بندی؛ تصمیم امروز، جایگاه فردا
کریدور شرق–غرب می تواند ایران را از حاشیه تجارت جهانی به متن بازگرداند، اما تنها در صورتی که از سطح شعار عبور کند. اگر سیاست گذار بپذیرد که ترانزیت یک صنعت است، نه پروژه تبلیغاتی، آنگاه ایران می تواند از موقعیت جغرافیایی خود ثروت پایدار بسازد.
در غیر این صورت، این کریدور نیز به فهرست بلند «فرصت های از دست رفته اقتصاد ایران» اضافه خواهد شد.