فرصت امروز: بازار خودرو در ایران بار دیگر به یکی از آینه های تمام نمای بحران اقتصادی تبدیل شده است؛ بازاری که نه کالای لوکس محسوب می شود و نه دیگر در دسترس طبقه متوسط است. جهش قیمت خودروهای داخلی و وارداتی در هفته های اخیر، در حالی رخ داده که اقتصاد کشور همچنان با تورم بالا، افت قدرت خرید و نااطمینانی مزمن دست وپنجه نرم می کند. نتیجه این ترکیب، بازاری است که از «مصرفی» به «سرمایه ای» تغییر ماهیت داده و به محلی برای حفظ ارزش پول بدل شده است.

قیمت هایی که از واقعیت اقتصاد جلو زده اند
نگاهی به قیمت های فعلی بازار نشان می دهد که بسیاری از خودروهای داخلی به ارقامی رسیده اند که تا چند سال پیش غیرقابل تصور بود. خودروهایی که زمانی در دسته گزینه های اقتصادی قرار می گرفتند، امروز با برچسب هایی عرضه می شوند که با سطح درآمد اکثریت جامعه هم خوانی ندارد.
در این میان، خودروهای مونتاژی و نیمه وارداتی نیز وضعیت متفاوتی ندارند. فاصله قیمت کارخانه و بازار آزاد در برخی مدل ها همچنان قابل توجه است و همین فاصله، انگیزه های سوداگری را تقویت کرده است. خودرو، دیگر فقط وسیله حمل ونقل نیست؛ به دارایی ای تبدیل شده که رفتار قیمتی آن بیش از آنکه تابع کیفیت یا عرضه واقعی باشد، به نرخ ارز و انتظارات تورمی گره خورده است.
چرا بازار خودرو این قدر حساس است؟
بازار خودرو در ایران به دلیل چند ویژگی خاص، به شدت نسبت به تحولات اقتصادی واکنش نشان می دهد:
این ترکیب باعث شده هر شوک ارزی، هر خبر سیاسی یا هر تغییر سیاستی، به سرعت خود را در قیمت خودرو نشان دهد.
خودرو؛ قربانی یا برنده تورم؟
از منظر مصرف کننده، خودرو یکی از قربانیان اصلی تورم است. اما از منظر بازار، خودرو یکی از برندگان تورم محسوب می شود. این تناقض، هسته اصلی بحران بازار خودرو را شکل می دهد.
در اقتصادی که:
دارایی هایی مانند خودرو، مسکن و طلا به پناهگاه تبدیل می شوند. بنابراین حتی اگر تقاضای مصرفی کاهش یابد، تقاضای سرمایه ای همچنان بازار را داغ نگه می دارد.
سیاست های کنترلی؛ چرا جواب نمی دهد؟
در سال های اخیر، سیاست گذار بارها تلاش کرده با ابزارهایی مانند:
بازار را کنترل کند. اما نتیجه اغلب این سیاست ها، تعمیق شکاف بازار و کارخانه بوده است. قیمت گذاری دستوری، نه تنها قیمت را پایین نیاورده، بلکه باعث شکل گیری رانت، صف های صوری و بازارهای غیرشفاف شده است.
افزایش تولید نیز، اگرچه در ظاهر اتفاق افتاده، اما نتوانسته عطش بازار را کاهش دهد؛ زیرا بخش مهمی از تقاضا، نه برای مصرف، بلکه برای سرمایه گذاری شکل گرفته است.
واردات خودرو؛ امید کوتاه مدت؟
بازگشت محدود واردات خودرو، در مقاطعی امیدهایی برای تعدیل قیمت ها ایجاد کرد. اما این امید، خیلی زود با واقعیت های اقتصادی روبه رو شد. واردات محدود، با تعرفه بالا و قیمت تمام شده سنگین، نتوانست به رقیب جدی برای بازار داخلی تبدیل شود.
در عمل، خودروهای وارداتی به کالایی برای دهک های بالاتر بدل شدند و تأثیر مستقیمی بر قیمت خودروهای پرتیراژ داخلی نگذاشتند. از این رو، واردات بدون اصلاح ساختار بازار، بیشتر نقش سیگنال روانی دارد تا ابزار واقعی تنظیم قیمت.
کیفیت؛ حلقه گمشده بحران
یکی از تناقض های تلخ بازار خودرو این است که هم زمان با افزایش قیمت ها، نارضایتی از کیفیت نیز افزایش یافته است. گزارش های متعدد از تحویل خودروهای صفر با نقص فنی، تأخیر در خدمات پس از فروش و هزینه های نگهداری بالا، اعتماد عمومی را تضعیف کرده است.
در چنین شرایطی، مصرف کننده با یک دوگانگی مواجه است:
این وضعیت، فشار مضاعفی بر طبقه متوسط وارد کرده است.
بازار خودرو و معیشت
برای بسیاری از خانوارها، خودرو دیگر یک انتخاب نیست؛ یک ضرورت است. افزایش قیمت خودرو، به طور غیرمستقیم بر:
تأثیر می گذارد. به همین دلیل، بحران بازار خودرو صرفاً یک مسئله صنعتی یا تجاری نیست؛ یک مسئله معیشتی است.
چشم انداز بازار؛ چه سناریوهایی پیش روست؟
اگر شرایط فعلی ادامه یابد، چند سناریوی محتمل برای بازار خودرو قابل تصور است:
جمع بندی؛ بازار بدون راه حل ساده
بحران بازار خودرو، حاصل یک تصمیم یا یک عامل نیست. این بحران، نتیجه سال ها:
است. تا زمانی که این ریشه ها اصلاح نشوند، هیچ سیاست مقطعی—نه واردات محدود، نه افزایش تولید، نه قیمت گذاری دستوری—نمی تواند بازار را به تعادل واقعی برساند.
بازار خودرو امروز، بیش از هر زمان دیگری، نیازمند اصلاح ساختاری و نگاه بلندمدت است؛ در غیر این صورت، قیمت های نجومی به بخشی عادی از زندگی اقتصادی مردم تبدیل خواهد شد.