فرصت امروز: اقتصاد ایران در آستانه یک تغییر مهم در یکی از حساسترین حوزههای خود قرار گرفته است؛ حوزهای که مستقیماً با معیشت میلیونها خانوار در ارتباط است: نظام یارانهای. مجموعه تصمیمات اخیر درباره بازنگری در دهکبندی، احتمال حذف بخشی از یارانهبگیران و توسعه کالابرگ، نشان میدهد که دولت در حال حرکت به سمت یک «بازتنظیم بزرگ» در سیاستهای حمایتی است؛ بازتنظیمی که میتواند ساختار توزیع منابع در اقتصاد را تغییر دهد.
در سالهای گذشته، پرداخت یارانه نقدی بهعنوان یکی از ابزارهای اصلی حمایت از خانوارها مطرح بوده است. اما به مرور زمان، با افزایش تورم و کاهش ارزش پول ملی، اثر واقعی این یارانهها کاهش یافته است. مبلغی که در ابتدا میتوانست بخش قابلتوجهی از هزینههای خانوار را پوشش دهد، امروز به رقمی تبدیل شده که تنها نقش مکمل دارد و نمیتواند فشار تورمی را جبران کند.

در کنار کاهش اثرگذاری، یک مشکل مهم دیگر نیز وجود داشته است: عدم هدفمندی دقیق. به بیان ساده، نظام یارانهای نتوانسته بهدرستی بین خانوارهای نیازمند و غیرنیازمند تفکیک ایجاد کند. در نتیجه، بخشی از منابع محدود کشور به خانوارهایی اختصاص یافته که از نظر اقتصادی در وضعیت مناسبی قرار دارند، در حالی که برخی از اقشار آسیبپذیر یا سهم کمتری دریافت کردهاند یا بهطور کامل از این چرخه خارج ماندهاند.
اکنون دولت در تلاش است این وضعیت را اصلاح کند. بازنگری در دهکبندی، یکی از مهمترین ابزارهای این اصلاح است. در این فرآیند، اطلاعات اقتصادی خانوارها با دقت بیشتری بررسی میشود. شاخصهایی مانند درآمد، دارایی، نوع خودرو، ارزش ملک، گردش حساب بانکی و حتی الگوی مصرف، در تعیین دهکها نقش دارند. هدف این است که تصویر دقیقتری از وضعیت اقتصادی هر خانوار به دست آید.
اما این فرآیند، به همان اندازه که ضروری است، پیچیده و حساس نیز هست. یکی از چالشهای اصلی، دقت دادههاست. هرگونه خطا در شناسایی، میتواند به حذف اشتباه خانوارهای نیازمند یا باقی ماندن خانوارهای غیرنیازمند در فهرست یارانهبگیران منجر شود. تجربه سالهای گذشته نشان داده که اعتراضات به دهکبندی، یکی از موضوعات پرتکرار بوده است.
در کنار دهکبندی، موضوع حذف یارانه نیز مطرح است. برخی گزارشها از احتمال حذف یارانه برای بخشی از جامعه خبر میدهند؛ رقمی که در برخی برآوردها به حدود ۱۰ تا ۱۵ درصد جمعیت میرسد. این اقدام، از منظر اقتصادی میتواند به کاهش فشار بر بودجه دولت کمک کند، اما از منظر اجتماعی، حساسیتهای زیادی به همراه دارد.
در شرایطی که تورم همچنان در سطوح بالایی قرار دارد و قدرت خرید خانوارها کاهش یافته، حذف یارانه—even برای خانوارهای متوسط—میتواند فشار بیشتری ایجاد کند. به همین دلیل، نحوه اجرای این سیاست اهمیت زیادی دارد. اگر این حذف بهصورت تدریجی و همراه با شفافیت انجام شود، احتمال پذیرش آن بیشتر خواهد بود.
در این میان، طرح کالابرگ نیز بهعنوان مکمل یا جایگزین یارانه نقدی مطرح شده است. در این طرح، بخشی از یارانه بهصورت اعتبار برای خرید کالاهای اساسی پرداخت میشود. هدف این است که اطمینان حاصل شود که منابع حمایتی صرف تامین نیازهای ضروری مانند مواد غذایی میشود.
کالابرگ از یک جهت میتواند به افزایش کارایی یارانهها کمک کند. در شرایط تورمی، پرداخت نقدی ممکن است به سرعت ارزش خود را از دست بدهد، اما اختصاص یارانه به کالاهای مشخص میتواند اثر مستقیمتری بر معیشت داشته باشد. از سوی دیگر، این روش میتواند به کنترل بازار کالاهای اساسی نیز کمک کند.
با این حال، کالابرگ نیز بدون چالش نیست. محدودیت در انتخاب کالا، مشکلات اجرایی، پوشش فروشگاهها و نگرانی از ایجاد رانت، از جمله مسائلی است که درباره این طرح مطرح میشود. برخی کارشناسان معتقدند که بهترین راهکار، ترکیبی از پرداخت نقدی و کالابرگ است تا هم انعطافپذیری حفظ شود و هم هدفمندی افزایش یابد.
از منظر کلان، بازتنظیم یارانهها بخشی از تلاش دولت برای مدیریت کسری بودجه و کنترل تورم است. یارانههای گسترده و غیرهدفمند، یکی از عوامل افزایش هزینههای دولت بوده و در نهایت به رشد نقدینگی و تورم منجر شده است. اصلاح این نظام میتواند به بهبود تعادل مالی دولت کمک کند.
اما این اصلاح، تنها یک اقدام اقتصادی نیست؛ یک تصمیم اجتماعی و حتی سیاسی است. یارانهها در سالهای گذشته به بخشی از درآمد خانوارها تبدیل شدهاند و هرگونه تغییر در آن، بهطور مستقیم بر زندگی مردم اثر میگذارد. به همین دلیل، نحوه اطلاعرسانی، شفافیت در تصمیمگیری و ایجاد اعتماد عمومی، نقش بسیار مهمی در موفقیت این سیاست دارد.
در کنار این اصلاحات، بسیاری از کارشناسان بر ضرورت اجرای سیاستهای مکمل تأکید دارند. افزایش فرصتهای شغلی، بهبود نظام مالیاتی، حمایت از تولید و کاهش تورم، همگی میتوانند به کاهش وابستگی خانوارها به یارانه کمک کنند. در غیر این صورت، حتی هدفمندترین نظام یارانهای نیز نمیتواند مشکلات معیشتی را بهطور کامل حل کند.
در نهایت، اقتصاد ایران در آستانه یک «جراحی حساس» قرار دارد. جراحیای که هدف آن افزایش کارایی و عدالت است، اما اگر با دقت انجام نشود، میتواند پیامدهای ناخواستهای به همراه داشته باشد. حذف یارانهها، بازنگری در دهکبندی و اجرای کالابرگ، همگی ابزارهایی هستند که میتوانند به بهبود وضعیت کمک کنند، اما موفقیت آنها به نحوه اجرا بستگی دارد.
خطکشی جدید بین «نیازمند» و «غیرنیازمند» در حال ترسیم است؛ خطی که اگر بهدرستی رسم نشود، میتواند به یکی از چالشهای جدی اقتصاد و جامعه تبدیل شود. اما اگر این فرآیند با دقت، شفافیت و همراهی مردم انجام شود، میتواند گامی مهم در مسیر اصلاح ساختار اقتصادی کشور باشد.