یکشنبه, 08 تیر 1399 - 09:01

بزرگ ترین شکست این است که خود را برای تغییرات آینده آماده نکنید. درواقع اگر هر اتفاقی را بتوان با فرصت جبران کرد، بدون شک این مورد، به احتمال زیاد منجر به نابودی کامل شرکت خواهد شد. تحت این شرایط آشنایی برندهایی که تنها یک اشتباه منجر به نابودی آنها شده است، باعث خواهد شد تا از تجربه آنها استفاده کرده و خود درگیر چنین مواردی نشوید. در ادامه 9 مورد از معروف ترین ها را مورد بررسی قرار خواهیم داد.

1-RadioShack

برند اشتباه نابود

این برند تا چند سال قبل یکی از بهترین های حوزه لوازم الکترونیکی محسوب می شد، با این حال پس از ظهور اینترنت، علی رغم استفاده از شیوه جدید فروش آنلاین توسط بسیاری از برندها، این شرکت همچنان به شیوه های رایج پایبند ماند و این امر باعث شد تا سریعا از بازار کنار گذاشته شود. درواقع این برند برای توسعه هرچه بیشتر، خود را درگیر وام هایی کرد که با توجه به کاهش شدید میزان فروش، نتوانست تا برطبق برنامه ریزی های خود اقدام کند. در نهایت این برند با قیمتی بسیار کم، به فروش گذاشته شد. امروزه کمتر کسی دیگر نام آن را به یاد می آورد. به همین خاطر بسیار مهم است که با ظهور یک پدیده جدید، از اعمال تغییرات در چشم انداز و اقدامات خود، واهمه نداشته باشید.

مطلب مرتبط: 7 اشتباه برندسازی بزرگ در سال 2018

2-Sears

این برند اگرچه در گذشته یکی از فروشگاه های زنجیره ای مطرح محسوب می شد و تحلیلگران برای آن آینده ای بسیار خوب را متصور بودند، با این حال شرایط به نحوی رقم خورد که با تعطیلی مداوم فروشگاه ها مواجه بودیم. علت این امر نیز به این خاطر بود که شرکت ابدا توجهی را به وضعیت کارکنان خود نداشت و تلاش می کرد که با پایین ترین حقوق، فعالیت خود را ادامه دهد. تحت این شرایط طبیعی است که کارکنان نیز توجه و تعهدی را نسبت به برند خود نداشته و عملکردی ضعیف را ارائه دهند. در نهایت این مسئله نیز باعث شد تا به سرعت میزان رضایت مشتریان نیز از بین رفته و به سمت برندهای دیگر متمایل شوند. درواقع بسیار مهم است که در کنار تلاش برای گسترش و کسب سود های کلان، به کارمندان خود نیز توجه ویژه ای را داشته باشید. درواقع آنها بازوی اجرایی اهداف شما هستند و اگر حمایت های لازم انجام نشود، بدون شک به هیچ دستاوردی دست پیدا نخواهید کرد. این تجربه باعث شد تا بسیاری از برندها نسبت به نحوه رفتار خود با کارکنان، بازنگری داشته باشند.

3-Meerkat

اگر این برند اشتباه بزرگ خود را انجام نمی داد، هم اکنون نام Meerkat به اندازه فیس بوک و توییتر در جهان مطرح می شد. با این حال علی رغم صرف بودجه میلیون دلاری، این برند طبق اولویت فعالیت نکرده و قبل از ایجاد محیطی کاربرپسند و مرحله ای پیش رفتن، بر روی طرح هایی متمرکز شد که در آن زمان ابدا برای مخاطب ضرورتی را نداشت. همین امر نیز باعث شد تا در زمانی که هنوز نامی از شبکه های اجتماعی دیگر نظیر توییتر وجود نداشت و فضا برای مطرح شدن کاملا مناسب بود، این برند نتواند به موفقیتی دست پیدا کند. این امر در حالی بود که فیس بوک نگاه تمام جهان را به سمت خود خیره کرد. درواقع در هر زمینه کاری، لازم است تا در ابتدا نیازهای اصلی مخاطب را مورد توجه قرار داده و پس از آن اقدام به اعمال طرح های موردنظر خود کنید.

4-AOL-Time Warner

اگر بخواهیم بدترین ادغام های تاریخ را نام ببریم، بدون شک دو برند AOL و Time Warner انتخابی شایسته محسوب می شوند. این موضوع به 15 سال قبل بازمی-گردد و باعث شد تا هر دو آن ها، به صورت کامل از بازار کنار گذاشته شوند. درواقع اگرچه در ظاهر همکاری یک شبکه تلویزیونی با ِیک برند خدمات اینترنتی، بسیار جذاب تصور می شد. با این حال عدم برنامه ریزی درست و تعامل مناسب، در نهایت به ضررهای میلیون دلاری منجر شد که ادامه فعالیت را برای هر دو برند غیرممکن ساخت. درواقع بسیار مهم است که قبل از شروع یک همکاری و ادغام، از نتیجه بخش بودن خود اطمینان داشته و بدترین شرایط را نیز مورد توجه قرار دهید. درواقع حتی ممکن است انتخاب زمان اشتباه نیز منجر به از دست رفتن همه چیز شود.

5-Vine

این شبکه اگرچه در مدت زمانی کوتاه بسیار محبوب شد، با این حال موفق به تداوم موفقیت های خود نبود و سریعا مخاطبان خود را از دست داد. درواقع تجربه این شرکت، حقیقتی ترسناک را در دنیای تجاری نشان می دهد که حتی شروعی امیدوارکننده نیز ضامن بقا نخواهد بود. این برند تحت مالکیت توییتر قرار داشت و کاربران می توانستند به واسطه آن ویدئو های کوتاه 6 ثانیه ای را به اشتراک بگذارند. این امر درست اقدامی است که تیک تاک به واسطه آن موفق شده است طی مدت زمانی بسیار کوتاه، به یکی از پرطرفدارترین شبکه های جهان تبدیل شود. درواقع دلیل اصلی این شکست، عدم ارائه امکانات جدید و طرح هایی جهت افزایش فعالیت کاربران محسوب می شد. این امر در حالی است که تیک تاک به صورت مداوم کاربران خود را با چالش های جدید و امکانات جذاب مواجه می کند. با توجه به این امر که اینستاگرام در آن زمان در بخش ارسال ویدئو اقدامات مهمی را انجام داد و یوتیوب سیاست شریک کردن کاربران در سود خود را پیاده کرد، شاهد کوچ سریع کاربران به این دو شبکه بودیم. نکته بسیار مهمی که از این تجربه باید مورد توجه داشته باشیم این است که ایجاد برنامه ای برای وفادار ماندن مخاطب و مشتریان، امری الزامی بوده و نباید اجازه دهید که بیش از حد تکراری شوید.

6-MySpace

اگرچه این برند در سال 2003 تاسیس شد و زودتر از فیس بوک پا به عرصه شبکه های اجتماعی نهاد، با این حال ابدا موفق نشد تا در بین کاربران به جایگاهی دست پیدا کند. درواقع در ابتدای کار فیس بوک، این شبکه تکامل و امکانات بالاتری را داشت. با این حال عدم تلاش لازم برای اعمال تغییرات و اضافه کردن امکانات، باعث شد تا فیس بوک سریعا بتواند خود را به عنوان پایگاه اصلی مطرح کرده و مخاطبان سراسر جهان را به سمت خود جذب کند. از دست دادن بیش از 10 میلیون کاربر به صورت ماهانه، رکورد منفی ای است که این شبکه در کارنامه خود داشته و بدترین آمار در تاریخ محسوب می شود. تمامی این موارد باعث شد تنها پس از یک سال فعالیت فیس بوک، این شبکه به صورت کامل نابود شود. تجربه به دست آمده نشان می دهد که بسیار مهم است که در اقدامات خود سرعت عمل بالایی را داشته و تا زمانی که به جایگاه مطمئنی دست پیدا نکرده اید، سرعت خود را محدود نکنید. درواقع اگر صرفا به شرایط حال حاضر توجه داشته باشید، نتیجه ای غیر از نابودی را به دست نخواهید آورد.

7-Blockbuster

اگر بلک باستر وجود نداشت، احتمالا ایده نت فلیکس نیز شکل نمی گرفت. درواقع اگرچه در گذشته این برند غول اجاره فیلم و بازی ویدئویی محسوب می شد، با این حال شیوه کاری غیرحرفه ای آنها زمینه نارضایتی ها را به همراه داشت. درواقع امروزه از این برند به عنوان یک کلاهبردار حوزه سرگرمی نام برده می شود. علت این امر به این خاطر است که شرایط اجاره به نحوی بود که افراد محکوم به پرداخت رقم-های بیشتر و پرداخت جریمه بودند. همین امر نیز باعث شد تا روند نزولی آن ها از سال 1994 شکل گرفته و در نهایت با ظهور نتفلیکس، به صورت کامل نابود شوند. ایده متفاوت نتفلیکس این بود که افراد با پرداخت یک هزینه اشتراک ماهانه، با محدودیتی مواجه نباشند. همچنین این برند پس از مدتی خود را به عنوان نخستین تلویزیون اینترنتی مطرح کرد که نتیجه آن تبدیل شدن به غول بدون رقیب در حال حاضر است که تولیدات آن در سطحی بالاتر از سایر رقبای خود در زمینه تولید فیلم، سریال و مستند قرار دارد. پیش بینی ها نیز حاکی از آن است که این شبکه، در چند سال آینده کاملا بدون رقیب خواهد شد. این امر در حالی است که با تغییر در شیوه های کاری رایج که دیگر نتیجه لازم را به همراه ندارد، بلک باستر می توانست در جایگاه حال حاضر نتفلیکس قرار داشته باشد. درواقع بدون رقیب بودن، نباید باعث شود تا شیوه هایی را انتخاب کنید که نارضایتی مخاطب را به همراه دارد. تحت این شرایط طبیعی است که مشتریان شما با ظهور برندی با شیوه کار متفاوت، سریعا به سمت آن جذب شوند.

8-Zellers

دلیل شهرت این برند کانادایی، به این خاطر بود که فروشگاه های آن تخفیف های ویژه ای را برای پوشاک ارائه می کرد و همین امر باعث شد تا سریعا به محبوبیت دست پیدا کند. با این حال این شرایط تنها تا زمان ظهور والمارت ادامه داشت. درواقع وجود فروشگاهی که در آن تنوع محصولات در بالاترین حد ممکن قرار داشته و تخفیف های خوبی نیز وجود داشته باشد، باعث شد تا افراد برای خریدهای خود والمارت را گزینه مناسب تری بدانند. این امر در حالی است که Zellers به جای ایجاد تنوع در محصولات خود، شیوه مبارزه اشتباهی را در پیش گرفت و افزایش تعداد فروشگاه ها، ابدا استراتژی مناسبی محسوب نمی شد. اهمیت امر نیز باعث شد تا پس از مدتی به صورت کامل به کار خود خاتمه دهد. درواقع هنگامی که جذابیت اولیه خود را از دست داده باشید، مشکل شما با افزایش تعداد فروشگاه ها حل نخواهد شد. همچنین کوچک شمردن رقیب نوظهور، می تواند شما را سریعا نابود کند.

مطلب مرتبط: 5 کاری که در برندسازی نباید انجام دهید

9- Yahoo

تصور این امر که یک برند به ارزشی 125 میلیارد دلاری دست پیدا کند و چند سال بعد با تنها 4درصد این مبلغ، فروخته شود، کاملا دور از ذهن خواهد بود. با این حال این امر درست اتفاقی است که برای یاهو اتفاق افتاد. علت این امر نیز به این خاطر بود که یاهو عملا در برابر رقیب نوظهور خود (گوگل) توان رقابتی را نداشت و تغییرات لازم را در سرویس های خود اعمال نکرد. در نهایت عدم برنامه ریزی مناسب، باعث شد تا روند نزولی این شرکت، با سرعتی بالا تداوم پیدا کند و به بدترین شکل این مرورگر که در گذشته بدون رقیب تصور می شد، به پایان کار خود نزدیک شود. تجربه یاهو نشان می دهد که حتی قرار داشتن در بالاترین جایگاه نیز نباید باعث شود تا از پیشرفت مداوم دور بمانید. درواقع هیچ برندی نباید تصور کند که در بالاترین سطح ممکن قرار داشته و با این بهانه، پیشرفت خود را محدود کند. این تجربه باعث شده است تا امروزه برندهایی نظیر اپل، آمازون و حتی خود گوگل به صورت مداوم در تلاش برای بهبودهای جدی باشند. درواقع امروزه مدیران به خوبی می دانند که اگر از آخرین پیشرفت جدی آنها چند ماه گذشته باشد، به پایان خود نزدیک هستند.

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید