نشانههای متعددی از کاهش سرعت رشد اقتصاد جهانی در حال ظهور است؛ اما این نشانهها هنوز بهطور رسمی بهعنوان «رکود» شناخته نمیشوند. رشد ضعیف اقتصاد ژاپن، افت تقاضای جهانی و کاهش حجم معاملات در بازارهای مالی، همگی به نوعی از رکود تدریجی و خاموش حکایت دارند.

این رکود با الگوهای سنتی متفاوت است. خبری از سقوط شدید تولید یا بحرانهای مالی گسترده نیست، اما رشد اقتصادی بهقدری کند شده که عملاً توان ایجاد رونق را از دست داده است. بنگاهها بهجای توسعه، بر بقا تمرکز کردهاند و مصرفکنندگان نیز در حال کاهش هزینههای غیرضروری هستند.
در چنین شرایطی، سیاستگذاران با چالش دشواری مواجهاند. کاهش نرخ بهره میتواند به تحریک اقتصاد کمک کند، اما خطر تورم را نیز به همراه دارد. از سوی دیگر، حفظ سیاستهای انقباضی میتواند رکود را عمیقتر کند. نتیجه این وضعیت، اقتصادی است که نه رشد میکند و نه بهطور کامل فرو میریزد؛ بلکه در یک وضعیت فرسایشی قرار گرفته است.