کارآفرینی را می توان آموخت - فرصت امروز

پنج شنبه, 01 آذر 1397 - 10:08

کلاس های کسب و کار برای کارآفرینی پیش شرط نیستند و برخی از بنیانگذاران شرکت های نوپا کسانی بوده اند که ترک تحصیل کرده اند، اما بسیاری دیگر می گویند از دوره های تحصیلی و فرصت های یادگیری تجربی که بر مبانی کارآفرینی متمرکز بوده ، بهره مند شده اند.

جاشوا ریوز (Joshua Reeves)، مدیر اجرایی خوش صحبت یک شرکت نوپا در زمینه مزایا و پرداخت به نام Gusto، سخنرانی با عنوان «صحبتی درباره کارآفرینی» را اینگونه آغاز کرد که او در کنار تحصیل در رشته مهندسی برق، در «سمینار رهبران تفکر کارآفرینی» در دانشگاه استنفورد به مدت 14 ترم به طور متوالی شرکت کرده است.

آموختن کارآفرینی

کوین سیستروم (Kevin Systrom) و مایک کریگر (Mike Krieger)، بنیانگذاران اینستاگرام، در یک برنامه کاری/مطالعه ای کارآفرینی که کلاس ها، مربیگری و دیگر تجربیات چندجانبه را در بر می گرفت، به عنوان دانشجو با یکدیگر ملاقات کردند. آنها و دیگر کارآفرینانی که طی 9 ماه در «برنامه همکارانMayfield»، که در استنفورد برگزار می شد شرکت کردند، عنوان می کنند این خردمندانه ترین تجربه ای بود که به عنوان دانشجو کسب کرده اند.

فارغ التحصیلان دیگر این برنامه شامل بنیانگذاران شرکت های نوپایی مانند کیت راجرز (Kit Rodgers) از «Cryptography Research»، آوید لاری زاده (Avid Larizadeh) از «Bottica and Google Ventures»، دیوید مریل (David Merrill) از «Sifteo» و بابی لی (Boby Lee) از «BTCC» می شوند. هر یک از آنها دارای استعدادهای ذاتی و انگیزه هایی هستند که همراه با بینشی که به عنوان دانشجو به دست آوردند، آنها را به سمت موفقیت در کارآفرینی سوق داد.

مطلب مرتبط: آیا کارآفرینی برای شما مناسب است؟ (ویدئو)

الون ماسک (Elon Musk) می تواند مفهوم یک کارآفرین ذاتاً بااستعداد را تحقق بخشد، اما بنیانگذاران مذکور اثبات می کنند که مهارت ها و تفکر لازم را می توان آموخت. هر دو برنامه «سمینار رهبران تفکر» و «برنامه همکاران» از طریق مرکز کارآفرینی در دانشکده علوم مدیریت و مهندسی استنفورد ارائه می شوند.

پیتر دراکر (Peter Drucker) فقید، یکی از متخصصان پیشرو در زمینه مدیریت در قرن بیستم، به بهترین شکل این موضوع را بیان می کند، «راز و رمز کارآفرینی؟ هیچ سحری نیست، مرموز نیست و هیچ ارتباطی با ژن انسان ندارد. تنها یک نظم است و مانند هر رشته ای می توان آن را آموخت.»

بله؛ برخی استدلال می کنند کارآفرینی بیشتر هنر است تا علم و گاه نیاز به ابتکار در مواجهه با موقعیت های منحصر به فرد و غیرقطعی دارد. اما ویژگی های آشکاری وجود دارند که کارآفرینان موفق تمایل دارند آنها را به اشتراک بگذارند، از جمله:

• اشتیاق شخصی برای حل مسئله؛

• چشم اندازی برای آنچه نوآورانه است؛

• مهارت ایجاد محصول یا خدمت و کسب و کاری در مورد آن؛

• سرسختی در جست وجوی بازخورد، تکرار و انعطاف به طور مداوم؛

• توانایی همکاری و الهام بخشیدن به کسانی که اطراف شما هستند.

پیدایش آموزش کارآفرینی

دونالد کوراتکو (Donald Kuratko)، استاد کارآفرینی در دانشگاه ایندیانا، بلومینگتون، تاریخچه زمینه علمی-کارآفرینی را به سال 1971 ارجاع می دهد؛ یعنی زمانی که دانشگاه کالیفرنیای جنوبی، برای اولین بار تمرکز خود را بر کارآفرینی برای دانشجویان MBA قرار داد. در اوایل دهه 1980، بیش از 300 دانشگاه، دوره های کارآفرینی و کسب و کار کوچک را ارائه دادند و در دهه بعدی این تعداد به 1050 دانشکده افزایش یافت. کوراتکو این موضوع را در مقاله خود با نام «پیدایش آموزش های کارآفرینی: توسعه، روندها و چالش ها» بیان می کند.

زمانی که این مقاله در سال 2005 منتشر شد، آموزش کارآفرینی به بیش از 2200 دوره در بیش از 1600 دانشکده در سراسر کشور توزیع شد. کوراتکو همچنین بیش از 100 مراکز کارآفرینی تأسیس شده و تأمین شده را در آن زمان برشمرد و روند در حال ظهور «یادگیری تجربی» را مانند پروژه های کلاسی، مسابقات استارتاپی و سفرهای علمی که صنعت را به دانشجویان نشان می دهند، عنوان کرد.

کوراتکو می گوید، «امروزه واژه هایی که برای توصیف روند جدید نوآوری قرن بیست و یکم استفاده می شوند عبارتند از رؤیاپردازی، ایجاد، کشف، اختراع، پیشگامی، و تصور کنید! مدرسان کارآفرینی باید همان انگیزه نوآوری را که از دانشجویان کارآفرینی انتظار می رود، داشته باشند».

با این حال کوراتکو -همانند دیگران- اشاره دارد که دانشگاه های پیشرفته تر در حال ارائه دوره های کارآفرینی در طیف وسیعی از دانشکده ها و بخش ها هستند. علی الخصوص استادان کارآفرینی تام بایرز (Tom Byers) --استنفورد- و اندرو نلسون (Andrew Nelson) -دانشگاه اورگن- در کتاب راهنمای «انتقال فناوری دانشگاهی و کارآفرینی آکادمیک» بیان می کنند که، «مهم است آموزش کارآفرینی به بخش های مهندسی و علمی که بیشتر این فناوری ها از آنها آغاز می شوند، گسترش یابند.»

بایرز و نلسون، همراه با ریچارد دوف (Richard Dorf)، استاد مهندسی در دانشگاه کالیفرنیا دیویس، کتاب درسی «مشارکت در فناوری، از ایده تا سازمان» را نوشتند و در آن توضیح دادند که چرا تمرکز آنها بر بخش تکنولوژی و آموزش دانش آموختگان علوم و مهندسی و همچنین کسانی است که در حوزه تجارت تحصیل می کنند:

«بخش فناوری قسمت مهمی از اقتصاد هر کشور صنعتی را در بر می گیرد. در ایالات متحده بیش از یک سوم تولید ناخالص ملی و تقریباً نیمی از هزینه های بخش خصوصی در کالاهای سرمایه ای مربوط به فناوری می شود. روشن است که رشد اقتصادی ملی و جهانی، به سلامت و مشارکت کسب و کارهای حوزه فناوری بستگی دارد.»

دانشکده مهندسی استنفورد در دانشگاهی که دره سیلیکون را به وجود آورد، دوره های آموزشی، کمک هزینه های دانشجویی و سایر فرصت های یادگیری را برای کمک به دانشجویان برای توسعه دانش، مهارت ها و رفتارهای کارآفرینی در زندگی ارائه می دهد. از طریق همکاری استنفورد با مرکز ملی راه های مهندسی به سمت نوآوری (Epicenter)، دانش آموزان و دانشکده های خارج از مرزهای دره سیلیکون، کارآفرینی و نوآوری را به دانشگاه ها و برنامه های تحصیلی خود وارد کرده اند.

Epicenter با کمک مالی 10 میلیون دلاری از بنیاد ملی علوم، اقداماتی را انجام داد که هزاران نفر از دانشجویان و اعضای هیأت علمی کشور را به افرادی تبدیل کرد که موافق تمرکز بر کارآفرینی و نوآوری در آموزش مهندسی هستند -که به حدود 300 مؤسسه آمریکایی در پنج سال گذشته می رسد.

رهبران Epicenter اخیراً طی نشستی در این مورد بحث کردند که آموزش کارآفرینی در 20 سال گذشته تا چه حد بوده است و در آینده چه مقدار ظرفیت برای ادغام بیشتر آن با برنامه های درسی مهندسی وجود دارد.

ایجاد نوآور، نه کارشناس و متخصص

در نمونه ای، یک کالج مهندسی به طور کامل به آموزش نوآوران اختصاص داده شد و این کار را با از میان برداشتن فضاهای آکادمیک انجام داد که از لحاظ تاریخی دانش آموزان را متمرکز و محدود به رشته های اصلی خود می کرد. کالج مهندسی اولین (Olin) در نیدهام، ماساچوست، با این درک دست به چنین اقدامی زد که استیو جابز بعدی، کارشناسی صرف در یک رشته نیست و اینکه مدیر ارشد فقید اپل حتی فارغ التحصیل مهندسی نبوده است.

طی گفت وگویی در سمینار «رهبران تفکر کارآفرینی» در استنفورد، رئیس کالج اولین توضیح داد که چگونه مدل سنتی آموزش عالی، رشته ها را تفکیک و دانشجویان همفکر را مجبور به همکاری با یکدیگر می کند. در عوض، ریچارد میلر اظهار داشت آنچه نوآوران نیاز دارند، قرار گرفتن در معرض تنوعی از دیدگاه هاست.

مطلب مرتبط: چطور می توانید مربی خودتان در مسیر کارآفرینی باشید

میلر با ارجاع به تحقیقات خارج از استنفورد توضیح داد، نوآوری در محلی اتفاق می افتد که سه هدف با یکدیگر همپوشانی داشته باشند: امکان پذیری، عملی بودن و مطلوب بودن. اما در یک دانشگاه معمولی، اکثر دانشجویانی که بر امکان پذیری تمرکز می کنند (آیا می توان این کار را انجام داد؟) در دانشکده مهندسی هستند، درحالی که دانشجویان متمرکز بر عملی بودن (آیا از نظر مالی امکان پذیر است؟) در رشته های MBA فعالیت دارند. در همین حال، دانشجویانی که بیشتر بر مطلوب بودن متمرکز هستند (احساسات مردم)، در علوم انسانی و اجتماعی یافت می شوند.

میلر، رهبر جنبش تحول و تغییر شکل آموزش مهندسی می گوید، «اگر قصد داریم نوآورانی را ایجاد کنیم، باید کار بهتری از ادغام در یک جهت انجام دهیم تا فرد بتواند تصویر کلی را ببیند. پیام مهم برای دانشکده های مهندسی این است که دو برابر شدن دوره های ریاضی و علمی، باعث بهبود در خروجی نوآوران نخواهد شد.»

نکته مهم این است که مهمترین ویژگی های کارآفرینی لزوماً به ارث برده نمی شوند و یا نتیجه شانس نیستند. درحالی که کاریزما و اتفاقات شانسی قطعاً در این میان نقش دارند، مدرسان برجسته بر این موضوع توافق دارند که افراد می توانند کارآفرینی را یاد بگیرند.

خوشبختانه کمبودی در برنامه ها، سازمان ها و دانشگاه هایی که می خواهند نسل بعدی نوآوران را آماده کنند وجود ندارد و امروزه نیاز به آنها هرگز بیش از این نبوده است.

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید



با ما در ارتباط باشید

021.86073324

021.88827112

[email protected]

شبکه های اجتماعی