بازار انرژی امروز با یک تحول مهمتر از صرفاً بالا ماندن قیمت نفت روبهرو شد. عربستان سعودی پس از حمله پهپادی به خط لوله شرق–غرب، این مسیر را موقتاً متوقف کرد؛ خط لولهای که در ماههای اخیر به یکی از مهمترین مسیرهای جایگزین برای انتقال نفت خاورمیانه تبدیل شده بود. طبق گزارش رویترز، این خط ظرفیت انتقال حدود ۴ تا ۵ میلیون بشکه نفت در روز را دارد؛ رقمی معادل حدود ۴ تا ۵ درصد عرضه جهانی.
https://www.forsatnet.ir/images/01-saudi-pipeline-energy-risk_AKYw1.jpg
اهمیت این خبر برای بازار در آن است که مسئله دیگر فقط تنگه هرمز نیست. همزمان با اختلال در مسیرهای خلیج فارس، تحولات یمن و پیشروی حوثیها تا جزیره پریم در بابالمندب نیز ریسک مسیر دریای سرخ را بالا برده است. بابالمندب یکی از شریانهای اصلی تجارت جهانی است و در صورت تشدید ناامنی، فشار همزمان بر دو مسیر کلیدی انرژی میتواند هزینه بیمه، حمل دریایی و قیمت فرآوردههای نفتی را در سطحی بالاتر نگه دارد. رویترز برآورد کرده است که بسته شدن کامل بابالمندب میتواند بر حدود ۷ درصد عرضه نفت و ۱۲ درصد تجارت جهانی اثر بگذارد.
برای ایران، این تحول دو اثر متضاد دارد. از یک طرف، بالا ماندن قیمت نفت میتواند ارزش بالقوه هر بشکه صادراتی را افزایش دهد؛ اما از طرف دیگر، وقتی ریسک منطقهای گسترده میشود، تخفیفهای فروش، هزینه حمل، بیمه، دشواری دسترسی به کشتی و هزینه تأمین کالاهای وارداتی نیز بالا میرود. بنابراین صرف نگاه کردن به قیمت جهانی نفت تصویر کاملی از سود یا زیان ایران به دست نمیدهد.
اثر مهمتر برای بنگاههای ایرانی در سمت هزینه است. شرکتهایی که مواد اولیه، قطعات، کالاهای واسطهای یا تجهیزات وارد میکنند باید فرض کنند که شوک لجستیکی ممکن است ماندگارتر از چند هفته باشد. افزایش قیمت سوخت جهانی نیز میتواند بهتدریج در کرایه حمل زمینی، دریایی و هوایی منعکس شود.
تصمیم امروز: کسبوکارهایی که وابستگی بالا به واردات یا حمل دریایی دارند، بهتر است سناریوی هزینه خود را حداقل با سه فرض قیمت انرژی و کرایه حمل بازنویسی کنند و نقطهای را مشخص کنند که از آن به بعد باید قیمت فروش، موجودی ایمن یا منبع تأمین جایگزین تغییر کند.
