فرصت امروز: دولت در روزهای اخیر یکی از حساسترین تصمیمهای اقتصادی سالهای گذشته را بهصورت رسمی اعلام کرد: حذف کامل ارز ترجیحی کالاهای اساسی و جایگزینی آن با پرداخت مستقیم کالابرگ الکترونیکی یکمیلیون تومانی برای هر نفر. این تصمیم که با شعار «عدالت، شفافیت و مبارزه با رانت» معرفی شده، در ظاهر یک اصلاح ساختاری است، اما در عمق خود، آیندهی معیشت میلیونها خانوار ایرانی را به نحوهی اجرا گره میزند.
این گزارش تلاش میکند با روایتی تحلیلی و مستقل، ابعاد اقتصادی، اجتماعی و اجرایی این سیاست را بررسی کند؛ از انگیزههای دولت گرفته تا نگرانیهای کارشناسان و سناریوهایی که ممکن است در ماههای آینده با آن روبهرو شویم.

ارز ترجیحی چه بود و چرا حذف شد؟
ارز ترجیحی در سالهای اخیر بهعنوان ابزاری برای مهار قیمت کالاهای اساسی به کار گرفته میشد. واردکنندگان برخی اقلام حیاتی نظیر برنج، روغن، نهادههای دامی و دارو، ارز را با نرخی پایینتر از بازار آزاد دریافت میکردند تا کالا با قیمت ارزانتری به دست مصرفکننده برسد.
اما مشکل از جایی آغاز شد که این سیاست، بهجای مهار قیمتها، به شکاف عمیق میان نرخهای رسمی و آزاد ارز دامن زد. این فاصله، بستری مناسب برای فساد، رانت و حتی قاچاق معکوس فراهم کرد. کالاهایی که باید با قیمت یارانهای به دست مردم میرسید، یا با تأخیر وارد بازار میشد یا در زنجیره توزیع گم میشد.
در نهایت دولت به این جمعبندی رسید که یارانه ارزی بهجای آنکه «به سفره مردم برسد»، در لایههای بالای زنجیره هدر میرود.
کالابرگ یکمیلیونی چیست؟
در مدل جدید، یارانه از ابتدای زنجیره حذف و به انتهای آن منتقل شده است. بهجای آنکه دولت دلار ارزان به واردکننده بدهد، معادل ریالی آن را مستقیماً در قالب اعتبار خرید کالا به مردم میدهد.
هر فرد مشمول، ماهانه یک میلیون تومان اعتبار کالابرگ دریافت میکند که برای خرید سبدی از کالاهای مشخص قابل استفاده است. در آغاز اجرا، این اعتبار بهصورت چند مرحله یکجا شارژ میشود تا خانوارها بلافاصله امکان خرید داشته باشند.
این اعتبار قابل برداشت نقدی نیست و تنها در فروشگاههای طرف قرارداد برای خرید اقلام تعیینشده قابل استفاده خواهد بود.
چه کسانی مشمول میشوند؟
بر اساس اعلام رسمی دولت:
این گستره بزرگ، طرح کالابرگ را به یکی از بزرگترین برنامههای حمایتی تاریخ اقتصادی ایران تبدیل میکند.
سبد کالابرگ شامل چه کالاهایی است؟
اعتبار کالابرگ تنها برای خرید اقلام مشخصی قابل استفاده است که هسته اصلی «سبد خوراکی خانوار» را تشکیل میدهد:
تمرکز دولت بر این اقلام نشان میدهد که هدف اصلی، حفظ حداقل معیشت غذایی خانوارهای کمدرآمد است.
دولت چه میگوید؟ روایت رسمی از «عدالت»
مقامهای دولتی تأکید دارند که این تغییر، یک حرکت به سمت عدالت واقعی است. به باور آنها:
دولت همچنین وعده داده است که اعتبار کالابرگ متناسب با تغییر قیمتها بهروزرسانی میشود تا قدرت خرید خانوارها حفظ شود.
اما منتقدان چه میگویند؟
بخش قابل توجهی از اقتصاددانان با اصل حذف ارز ترجیحی مخالف نیستند، اما نسبت به زمانبندی و پیامدهای کوتاهمدت آن هشدار میدهند.
نگرانی اصلی این است که:
در چنین شرایطی، خانوارها با شکاف زمانی میان افزایش قیمت و جبران معیشتی روبهرو میشوند؛ شکافی که میتواند فشار تورمی شدیدی بر دهکهای پایین وارد کند.
چالشهای اجرایی؛ سه گلوگاه حیاتی
۱. دهکبندی و شناسایی دقیق
اگر خانوارهای نیازمند از طرح جا بمانند یا افراد غیرنیازمند مشمول شوند، اعتماد عمومی آسیب میبیند. تجربه سالهای اخیر نشان داده که خطای دهکبندی یکی از بزرگترین تهدیدهای سیاستهای حمایتی است.
۲. پایداری منابع مالی
حذف ارز ترجیحی بهمعنای صرفهجویی قطعی نیست. اگر قیمت کالاها افزایش یابد، دولت مجبور است اعتبار کالابرگ را بالا ببرد. این افزایش در نهایت بار مالی سنگینی بر بودجه تحمیل میکند و اگر منابع کافی تأمین نشود، اعتبار کالابرگ بهتدریج ارزش واقعی خود را از دست میدهد.
۳. نظارت بر بازار
اگر قیمتها آزادانه و بدون کنترل بالا برود، حتی افزایش اعتبار کالابرگ هم نمیتواند اثر حمایتی لازم را داشته باشد. نظارت بر قیمت، کیفیت و عرضه کالاها مهمترین شرط موفقیت این طرح است.
پیامدهای اجتماعی؛ آزمون اعتماد عمومی
این سیاست، تنها یک تصمیم اقتصادی نیست؛ یک آزمون بزرگ برای اعتماد عمومی است. مردم نتیجه را نه در سخنرانیها، بلکه در فاکتور خرید سوپرمارکت میسنجند.
اگر شهروندان احساس کنند با کالابرگ میتوانند همان سبد قبلی را بدون استرس تهیه کنند، طرح موفق تلقی خواهد شد. اما اگر با صف، کمبود کالا یا افزایش شدید قیمت مواجه شوند، این سیاست حتی پیش از بلوغ، با شکست ذهنی روبهرو میشود.
جمعبندی نهایی
حذف ارز ترجیحی و پرداخت کالابرگ یکمیلیونی، میتواند گامی در مسیر اصلاح ساختاری اقتصاد ایران باشد؛ اما این گام، بر لبه تیغ برداشته شده است.
موفقیت آن وابسته به سه عامل است:
در نهایت، پاسخ این سؤال که «این سیاست عادلانه است یا نه»، نه در بخشنامهها بلکه در سفره مردم روشن خواهد شد. اگر سفره کوچکتر نشود، دولت برنده این جراحی اقتصادی است؛ در غیر این صورت، کالابرگ یکمیلیونی نیز به سرنوشت بسیاری از طرحهای حمایتی پیشین دچار خواهد شد.