فرصت امروز: در فاصله کمتر از ۴۸ ساعت، بازار کالاهای اساسی ایران وارد مرحله ای تازه از بی ثباتی شد؛ مرحله ای که بسیاری از مصرف کنندگان آن را نه به عنوان «افزایش قیمت»، بلکه به عنوان یک شوک روانی تجربه کردند. شهروندان در فروشگاه ها با برچسب های جدید روبه رو شدند؛ برچسب هایی که فاصله آن ها با قیمت های هفته گذشته گاه به بیش از صد درصد می رسید. این اتفاق هم زمان شد با افزایش نرخ ارز آزاد و تغییر در سیاست ارزی تأمین کالاهای اساسی؛ ترکیبی که به سرعت به زنجیره قیمت مصرف کننده منتقل شد.
در مرکز این موج، روغن خوراکی قرار گرفت؛ کالایی که تقریباً در تمام خانه ها مصرف روزانه دارد و هر نوسان قیمتی آن بلافاصله احساس می شود. قیمت روغن سرخ کردنی ۸۱۰ گرمی که تا همین چند روز پیش حوالی ۷۹ هزار تومان معامله می شد، به محدوده ۱۷۵ هزار تومان رسید. روغن های پخت وپز نیز جهشی مشابه را تجربه کردند. این افزایش های بالای صد درصد، حتی برای بازاری که سال هاست به تورم عادت کرده، شوکه کننده بود.

در کنار روغن، تخم مرغ نیز افزایش محسوسی داشت. شانه ۳۰ عددی تخم مرغ که در بسیاری از فروشگاه ها در بازه ۲۱۰ تا ۲۸۰ هزار تومان عرضه می شد، حالا در محدوده ۲۸۵ تا ۳۱۰ هزار تومان قرار گرفته است. رب گوجه فرنگی ۸۰۰ گرمی نیز از حدود ۱۰۰ هزار تومان به بیش از ۱۱۵ هزار تومان رسیده است. در بازار مرغ، اگرچه جهش ناگهانی قیمت در قفسه ها هنوز به شدت روغن دیده نمی شود، اما فعالان تولیدی می گویند موج گرانی نهاده ها هنوز خود را کامل نشان نداده و افزایش قیمت مرغ با تأخیر زمانی محتمل است.
جدول مقایسه قیمت ها قبل و بعد از شوک اخیر
|
قلم کالا |
قیمت قبل(تومان)
|
قیمت بعد(تومان) |
درصد رشد |
|
روغن سرخ کردنی ۸۱۰ گرمی |
۰۰۰,۷۹ |
۰۰۰,۱۷۵ |
۱۲۱٪+ |
|
روغن پخت وپز |
۶۰۰,۷۲ |
۰۰۰,۱۵۰ |
۱۰۷٪+ |
|
رب گوجه فرنگی ۸۰۰ گرمی |
۹۰۰,۹۹ |
۰۰۰,۱۱۵ |
۱۵٪+ |
|
تخم مرغ شانه ۳۰ عددی |
۰۰۰,۲۱۰ |
۰۰۰,۲۸۵ |
۳۶٪+ |
|
ران مرغ بدون کمر (هر کیلو) |
۸۰۰,۱۴۷ |
۰۰۰,۱۵۹ |
۸٪+ |
|
مرغ کامل (هر کیلو) |
۸۰۰,۱۶۷ |
۰۰۰,۱۶۷ |
تقریباً ثابت |
شان می دهد که چرا روغن به نماد این شوک تبدیل شد؛ درحالی که بسیاری از اقلام رشدهای ۱۰ تا ۳۰ درصدی را تجربه کردند، روغن در عرض چند روز بیش از دو برابر شد.
اما ریشه این موج کجاست؟ پاسخ را باید در تغییرات سیاست ارزی جست وجو کرد. طی ماه های گذشته، واردات برخی کالاهای اساسی با نرخی انجام می شد که فاصله معناداری با نرخ ارز بازار آزاد داشت. اکنون با حذف یا کاهش این فاصله و حرکت به سمت سازوکارهای توافقی، هزینه واردات مواد اولیه و کالاهای واسطه ای به شدت افزایش یافته است. این افزایش هزینه در مرحله نخست خود را در اقلامی نشان می دهد که وابستگی مستقیم به واردات دارند؛ روغن دقیقاً در همین دسته قرار می گیرد.
در زنجیره تولید مرغ و تخم مرغ، داستان از جای دیگری شروع می شود. تولیدکنندگان می گویند قیمت ذرت و کنجاله سویا، دو نهاده اصلی خوراک دام و طیور، طی مدت کوتاهی چند برابر شده است. وقتی خوراک مرغ از حدود ۱۱ هزار تومان به بالای ۴۰ هزار تومان می رسد و کنجاله سویا از ۲۰ هزار تومان به نزدیک ۷۰ هزار تومان صعود می کند، هزینه تمام شده تولید به شکل انفجاری بالا می رود. در چنین شرایطی، اگر قیمت مرغ در بازار مصرفی هنوز ثابت مانده، نه به خاطر ثبات اقتصادی، بلکه به دلیل تأخیر طبیعی در انتقال هزینه هاست.
از سوی دیگر، عامل «انتظارات» نقش پررنگی در تشدید بحران ایفا می کند. مردم وقتی احساس می کنند قیمت ها در حال جهش است، برای حفظ قدرت خرید، خریدهای خود را جلو می اندازند. این رفتار تقاضای احتیاطی ایجاد می کند. هم زمان برخی فروشندگان برای جلوگیری از زیان احتمالی عرضه را محدود می کنند. نتیجه این دو رفتار، شکل گیری کمبودهای مقطعی است؛ همان چیزی که طی روزهای اخیر در مورد روغن مشاهده شد.
دولت در واکنش به این وضعیت، اعلام کرده که افزایش قیمت برخی کالاهای اساسی اجتناب ناپذیر است و در هفته های آینده نیز در محدوده ۲۰ تا ۳۰ درصد ادامه خواهد داشت. در عین حال، برای کاهش فشار معیشتی، از اجرای طرح کالابرگ الکترونیکی سخن گفته شده است؛ اعتباری که به هر نفر تخصیص می یابد تا بتواند بخشی از کالاهای ضروری را با آن خریداری کند.
با این حال، دغدغه اصلی مردم این است که آیا این اعتبار می تواند شکاف ایجادشده در سبد مصرفی را پر کند یا نه. وقتی روغن در عرض چند روز بیش از صد درصد گران می شود، یک اعتبار ثابت ماهانه به سرعت قدرت خود را از دست می دهد، مگر آنکه هم زمان با تورم به روز شود.
در کف بازار، تصویر کاملاً ملموس است. خریداران در فروشگاه ها بین برندها و اندازه بسته ها جابه جا می شوند، کالاهای کوچک تر را انتخاب می کنند یا بعضی اقلام را به کلی از سبد خرید حذف می کنند. این تغییرات کوچک در سطح خانوار، در مقیاس ملی به تغییر الگوی مصرف منجر می شود؛ تغییری که در بلندمدت می تواند آثار اجتماعی و تغذیه ای جدی داشته باشد.
اگر این روند ادامه یابد، اقتصاد وارد مرحله ای می شود که در آن «شوک هزینه» به طور کامل به «شوک قیمت مصرف کننده» تبدیل خواهد شد. در این مرحله، نه فقط روغن و تخم مرغ، بلکه طیف وسیع تری از کالاهای اساسی با افزایش های پلکانی مواجه خواهند شد. پرسش اصلی این است که آیا سیاست های جبرانی می توانند هم زمان با این موج حرکت کنند یا نه؛ چرا که در غیر این صورت، آنچه در این دو روز آغاز شد، به فصل تازه ای از فشار معیشتی تبدیل خواهد شد.