فرصت امروز: بازار سرمایه ایران امروز یکی از سنگین ترین روزهای خود را پشت سر گذاشت؛ روزی که شاخص ها بار دیگر قرمز شدند و صف های فروش، تصویر غالب تالار شیشه ای را شکل دادند. ریزش بورس دیگر یک نوسان مقطعی یا اصلاح کوتاه مدت تلقی نمی شود؛ آنچه این روزها در جریان است، نشانه ای از فرسایش عمیق اعتماد و تردید گسترده سرمایه گذاران نسبت به آینده بازار است.
شاخص کل بورس برای سومین روز متوالی سقوط کرد و بار دیگر بیش از صد هزار واحد کاهش را تجربه کرد؛ افتی که مجموع ریزش های چند روز اخیر را به رقمی کم سابقه رسانده است. در همین حال، شاخص هم وزن نیز هم راستا با شاخص کل نزولی شد تا مشخص شود فشار فروش تنها محدود به نمادهای بزرگ و شاخص ساز نیست و بدنه اصلی بازار را نیز دربر گرفته است.

اعداد قرمز؛ وقتی اصلاح به ریزش تبدیل می شود
در معاملات امروز، ارزش صف های فروش در ساعات ابتدایی بازار به چند ده هزار میلیارد تومان رسید؛ رقمی که نشان می دهد بخش قابل توجهی از سهامداران ترجیح داده اند در هر قیمتی از بازار خارج شوند. حجم معاملات اگرچه در ظاهر بالا به نظر می رسید، اما این افزایش عمدتاً ناشی از فشار عرضه و خروج نقدینگی بود، نه ورود پول تازه.
کارشناسان معتقدند آنچه در ابتدا با عنوان «اصلاح بازار» مطرح می شد، اکنون به مرحله ای رسیده که می توان آن را «ریزش ناشی از نااطمینانی» نامید. کاهش پی درپی ارزش سهام، افت ارزش بازار و تداوم خروج پول حقیقی، نشانه هایی هستند که به روشنی از تغییر فاز بازار حکایت دارند.
برآوردها نشان می دهد تنها در چند روز گذشته، هزاران میلیارد تومان نقدینگی حقیقی از بازار سهام خارج شده و به سمت بازارهای موازی حرکت کرده است. این خروج سرمایه، فشار مضاعفی بر سهام وارد کرده و باعث شده حتی سهم هایی که از نظر بنیادی وضعیت مناسبی دارند نیز درگیر صف فروش شوند.
دلایل ریزش؛ فراتر از یک عامل
تحلیل گران بازار سرمایه بر این باورند که ریزش اخیر بورس حاصل ترکیبی از عوامل اقتصادی، سیاستی و روانی است. از یک سو، نااطمینانی نسبت به سیاست های ارزی و اقتصادی آینده، افق سودآوری شرکت ها را مبهم کرده است. از سوی دیگر، رشد سریع بازارهای موازی مانند طلا و ارز، جذابیت بورس را برای سرمایه گذاران کوتاه مدت کاهش داده است.
در روزهایی که قیمت طلا رکوردهای جدیدی را لمس می کند و بازار ارز با نوسانات شدید همراه است، بخشی از سرمایه گذاران ترجیح می دهند دارایی خود را به بازارهایی منتقل کنند که نقدشوندگی سریع تر و ریسک سیاستی کمتری دارند. این جابه جایی سرمایه، فشار فروش در بورس را تشدید کرده و روند نزولی را عمیق تر ساخته است.
عامل مهم دیگر، نبود سیگنال حمایتی قوی از سوی سیاست گذار بازار سرمایه است. بسیاری از فعالان بورسی معتقدند بازار در شرایط فعلی نیازمند پیام های روشن و اقدامات عملی برای بازگرداندن اعتماد است؛ اقدامی که تاکنون به صورت مؤثر مشاهده نشده است.
رفتار سهامداران؛ از انتظار تا فرار
رفتار سهامداران خرد در روزهای اخیر به خوبی بیانگر تغییر فضای روانی بازار است. در حالی که در مقاطع قبلی، افت قیمت ها با انتظار برای بازگشت همراه می شد، اکنون بخش قابل توجهی از سهامداران تصمیم به خروج گرفته اند. این تغییر رفتار، خود به عاملی برای تشدید ریزش تبدیل شده است.
سهامداران حقوقی نیز اگرچه در برخی نمادها نقش حمایتی ایفا کردند، اما حجم این حمایت ها برای تغییر روند کلی بازار کافی نبود. در بسیاری از نمادهای بزرگ، عرضه ها همچنان بر تقاضا غلبه داشت و تلاش های مقطعی برای جمع آوری صف ها، تنها اثر کوتاه مدت داشت.
در این میان، بی اعتمادی نسبت به پایداری تصمیمات اقتصادی و ترس از تکرار تجربه های تلخ گذشته، ذهنیت منفی سرمایه گذاران را تقویت کرده است. بازار سرمایه که زمانی به عنوان ابزار تأمین مالی و محل مشارکت عمومی معرفی می شد، اکنون در نگاه بسیاری از سهامداران به بازاری پرریسک و غیرقابل پیش بینی تبدیل شده است.
چشم انداز کوتاه مدت؛ آیا کف بازار نزدیک است؟
پرسش اصلی این روزهای فعالان بورس این است که آیا بازار به کف قیمتی نزدیک شده یا هنوز باید منتظر افت های بیشتر بود؟ پاسخ به این سؤال ساده نیست. برخی تحلیل گران تکنیکال معتقدند بازار به محدوده های حمایتی مهمی رسیده و احتمال واکنش مثبت وجود دارد. با این حال، تحلیل گران بنیادی هشدار می دهند که بدون بهبود متغیرهای کلان و کاهش نااطمینانی های سیاستی، هرگونه رشد می تواند کوتاه مدت و ناپایدار باشد.
در شرایط فعلی، بازگشت اعتماد بیش از هر عامل دیگری اهمیت دارد. اگر سیاست گذار بتواند با تصمیم های شفاف، ثبات در مقررات و ارائه چشم اندازی قابل پیش بینی، فضای بازار را آرام کند، امکان توقف ریزش و حتی بازگشت تدریجی وجود دارد. در غیر این صورت، بازار ممکن است برای مدتی طولانی در وضعیت فرسایشی باقی بماند.
بورس و اقتصاد؛ پیوندی که نباید نادیده گرفته شود
ریزش بورس تنها یک مسأله مالی نیست؛ پیامدهای آن فراتر از بازار سرمایه و در سطح اقتصاد کلان قابل مشاهده است. کاهش ارزش بازار سهام، توان تأمین مالی شرکت ها را محدود می کند و می تواند بر سرمایه گذاری، اشتغال و رشد اقتصادی اثر منفی بگذارد. از این منظر، بی توجهی به وضعیت بورس، هزینه هایی به مراتب سنگین تر از نوسانات روزانه شاخص ها به همراه دارد.
بازار سرمایه زمانی می تواند نقش واقعی خود را ایفا کند که به عنوان بخشی از یک سیاست اقتصادی منسجم دیده شود، نه بازاری که هر چند وقت یک بار با تصمیم های مقطعی دچار شوک می شود. تجربه امروز بورس، بار دیگر این واقعیت را یادآوری می کند که ثبات اقتصادی، پیش شرط اصلی رونق پایدار بازار سرمایه است.
جمع بندی
آنچه امروز در بورس رخ داد، صرفاً یک روز منفی دیگر در کارنامه بازار نبود؛ بلکه نشانه ای از بحرانی عمیق تر در اعتماد و انتظارات سرمایه گذاران است. اعداد قرمز، صف های فروش و خروج نقدینگی، همگی زنگ هشدارهایی هستند که نمی توان آن ها را نادیده گرفت. بورس برای بازگشت به مسیر تعادل، بیش از هر چیز به تصمیم های شجاعانه، شفاف و پایدار نیاز دارد؛ تصمیم هایی که بتوانند بار دیگر سرمایه گذاران را به آینده این بازار امیدوار کنند.