یک حس تقریبا جهانی وجود دارد که میلیون ها نفر در سراسر جهان حوالی غروب جمعه آن را تجربه می کنند. حسی از اضطراب، دلهره و سنگینی که با نزدیک شدن به پایان تعطیلات آخر هفته سایه خود را بر ذهن می اندازد. این پدیده آنقدر فراگیر است که برایش نام هایی مانند غم غروب تعطیلات گذاشته اند. این حس زنگ خطری است که نشان می دهد چیزی در...
دولت جدید ایالات متحده از زمان روی کار آمدن تعرفه های بی سابقه و شدیدی بر واردات اعمال کرده است. شاید به نظر برسد چنین تعرفه هایی دست کم دامن متحدان واشنگتن را نمی گیرد، اما جنجال آفرینی های دونالد ترامپ حتی همین پیش بینی ساده را هم بی اثر کرده است. به طوری که حتی کشورهای عضو ناتو نیز از این تعرفه ها در امان نمانده اند...
بارها برای همه مان پیش آمده وارد فروشگاهی می شویم، از بین ده ها محصول مشابه، دقیقا همان چیزی را انتخاب می کنیم که ظاهرش جذاب تر است. شاید خودمان را گول بزنیم و بگوییم «من که براساس کیفیت انتخاب می کنم، نه ظاهر!» اما واقعیت این است که ظاهر، خیلی بیشتر از آنچه فکر می کنیم در تصمیم ما نقش دارد. این ظاهر، همان...
تصویر کلاسیک یک متخصص روابط عمومی (PR) را به یاد بیاورید: تلفنی که بی وقفه زنگ می خورد، دفترچه ای پر از شماره خبرنگاران کلیدی و مهارتی استثنایی در ساختن روایت و مدیریت بحران از طریق یک بیانیه خبری حساب شده. در این مدل قدرت در روابط نهفته بود؛ روابطی که با سردبیران و روزنامه نگاران ساخته می شد تا داستان یک برند در معتبر...
برای یک لحظه به تقویم کاری یک مدیر بازاریابی سنتی فکر کنید. این تقویم با ماژیک های قرمز دور چند تاریخ مشخص خط کشی شده است: سال نو میلادی، روز مادر، بلک فرایدی و چند مناسبت بزرگ دیگر. اینها روزهایی هستند که برندها تمام قوای خود را بسیج می کنند، بودجه های کلانی را به میدان می آورند و برای جلب ذره ای از توجه مخاطب، در یک...
یک فروشگاه بزرگ و مجلل را تصور کنید. فروشگاهی به وسعت یک زمین فوتبال که هزاران محصول مختلف را به فروش می رساند. حالا دو سناریو را در ذهن خود مجسم کنید. در سناریوی اول، این فروشگاه کاملا به هم ریخته است. لوازم ورزشی کنار مواد غذایی و کتاب ها در بخش لوازم الکترونیکی قرار دارند. هیچ تابلو و راهنمایی وجود ندارد و مشتریان س...
بیایید به اولین و آخرین حرکت اکثر انسان های مدرن در یک شبانه روز فکر کنیم. اولین کاری که پس از بیدار شدن انجام می دهیم و آخرین عملی که قبل از به خواب رفتن تکرار می کنیم، چیست؟ چک کردن تلفن همراه!
این دستگاه کوچک دیگر یک ابزار ارتباطی صرف نیست؛ این یک عضو اضافی بدن ما، یک پنجره به جهان و به طور فزاینده ای صحنه اصلی خود...
دنیای کسب و کار یک گورستان ساکت و پر از سنگ قبرهای باشکوه دارد. روی این سنگ قبرها نام هایی حک شده که روزی برای خودشان غول هایی بودند: بلاک باستر، پادشاه بی چون و چرای سرگرمی های خانگی؛ کداک، مترادف کلمه خاطره؛ نوکیا، غولی که به نظر می رسید تا ابد بازار تلفن همراه را در دستانش خواهد داشت. اینها برندهایی نبودند که از کمب...
بیایید به آخرین خرید مهمی که انجام داده اید فکر کنیم. یک ماشین، یک گوشی هوشمند جدید یا حتی یک جفت کفش ورزشی. سعی کنید به لحظه تصمیم گیری برگردید. آیا تصمیم شما یک فرآیند صد درصد منطقی بود؟ آیا شما یک جدول اکسل غول پیکر از تمام ویژگی های فنی، مزایا، معایب و قیمت ها درست کردید و با استفاده از یک فرمول ریاضی پیچیده به بهت...
تصور کنید در اتاق فرمان یک کشتی غول پیکر نشسته اید. ناگهان آژیر خطر به صدا درمی آید. دریا توفانی شده، امواج سهمگین به بدنه کشتی می کوبند و از هر سو گزارش های نگران کننده ای از نقص فنی و شرایط پیش بینی نشده به سمت شما سرازیر می شود. خدمه وحشت زده به شما چشم دوخته اند و منتظر دستور بعدی هستند. در این لحظه مرگ و زندگی مهم...
آن لحظه معذب و آشنا را تصور کنید. در یک دورهمی اجباری شرکت شما با لیوانی در دست ایستاده اید و در حال یک گفت وگوی بی هدف با همکارتان از بخش مالی درباره وضعیت آب و هوا هستید. همه لبخند می زنند، اما در پس این لبخندها یک حس پنهان از اجبار و تمایل به نگاه کردن به ساعت موج می زند. این سناریو نمایانگر یک باور قدیمی و منسوخ در...
تاریخ دنیای کسب و کار پر است از داستان های عبرت آموز. داستان تیم های ورزشی که با صرف هزینه های گزاف مجموعه ای از بهترین ستارگان دنیا را گرد هم آوردند، اما در نهایت با شکستی تحقیرآمیز زمین را ترک کردند. گروه های موسیقی که از نوازندگان افسانه ای تشکیل شده بودند، اما آلبوم نهایی آنها روح و هماهنگی یک گروه دبیرستانی تازه ک...
مه غلیظی دنیای کسب و کار را فرا گرفته است. این مه از جنس بخار آب دریا نیست؛ از جنس عدم قطعیت است. تغییرات سریع تکنولوژی، بحران های اقتصادی غیرمنتظره و جابه جایی های ناگهانی در رفتار مصرف کننده فضایی را خلق کرده که در آن دیدن چند متر جلوتر نیز تقریبا غیرممکن به نظر می رسد. در چنین فضایی برندها به طور غریزی به یکی از دو...
برای بیش از دو دهه یک قانون نانوشته بر اینترنت حکمرانی می کرد: تمام مسیرها به گوگل ختم می شود. جعبه ساده جست وجوی گوگل به دروازه اصلی ورود به اقیانوس بی کران اطلاعات تبدیل شده بود. استراتژی کسب و کارها ساده بود: هر طور شده، در این دروازه اصلی جایگاه بهتری را به دست آور. این مسابقه بی پایان برای رتبه اول، صنعتی به نام س...
بیایید کسب و کار شما را برای لحظه ای مانند یک سطل بزرگ تصور کنیم. هر روز تیم بازاریابی و فروش شما با تلاش فراوان، این سطل را با مشتریان جدید پر می کنند. این یک تصویر هیجان انگیز است: سطل در حال پر شدن است، نمودارها صعودی هستند و همه چیز عالی به نظر می رسد، اما یک مشکل کوچک و نامرئی وجود دارد. در کف این سطل چند سوراخ ری...
در دنیای کسب و کار دو نوع مدیر وجود دارد. دسته اول مدیرانی هستند که تیم خود را مانند یک صفحه شطرنج می بینند؛ مجموعه ای از مهره ها که باید آنها را برای رسیدن به یک هدف مشخص جابه جا کرد. تمرکز آنها بر روی وظایف، مهلت ها و نتایج است. این مدیران شاید بتوانند در کوتاه مدت به اهداف شان برسند، اما هرگز نمی توانند یک تیم الهام...
حتما شما هم چنین صحنه ای را تجربه کرده اید: در یک جلسه پرآشوب، جایی که نظرات متناقض فضا را سنگین کرده و استیصال در چهره ها موج می زند، ناگهان فردی شروع به صحبت می کند. او لزوما بلندترین صدا را ندارد، از کلمات پیچیده استفاده نمی کند و حتی شاید بالاترین مقام را در اتاق نداشته باشد، اما به محض اینکه لب به سخن باز می کند،...
لحظه ای به اولین باری که با لوگوی تیم محبوب تان روبه رو شدید فکر کنید. شاید روی یک کلاه کهنه، یک پوستر رنگ و رو رفته روی دیوار اتاق یا روی صفحه تلویزیون در یک بعدازظهر پرهیجان. آن نشان ساده برای شما چه معنایی داشت؟ به احتمال زیاد چیزی بسیار فراتر از ترکیب چند خط و رنگ بود. آن لوگو دروازه ای به دنیایی از شور، هیجان، تعل...
بیایید به نقشه سازمانی یک شرکت کلاسیک نگاه کنیم. یک نمودار درختی زیبا و منظم. خطوط صافی که هر مدیری را به دپارتمان مشخص خود وصل می کند: دپارتمان بازاریابی، دپارتمان مالی و دپارتمان مهندسی. هر بخش یک جزیره تخصصی است که دیوارهای بلندی آن را از جزایر دیگر جدا کرده. این ساختار، که یادگار دوران انقلاب صنعتی است، برای یک دنی...
شبی باشکوه را در یک سالن کنسرت مجلل تصور کنید. روی صحنه ده ها نوازنده ماهر نشسته اند؛ هر کدام، استاد مطلق ساز خود. ویولنیست ها با آرشه های شان جادو می کنند، نوازندگان سازهای بادی برنجی با قدرت می نوازند و بخش کوبه ای با نظمی بی نقص ریتم را در فضا جاری می سازند. هر کدام از این نوازندگان یک متخصص تراز اول است، اما اگر هر...