فرصت امروز: بورس تهران در معاملات امروز بار دیگر نشان داد که در فاز «انتظار فرسایشی» قرار دارد؛ جایی که نه نیروی کافی برای رشد وجود دارد و نه شوک جدی برای ریزش. شاخصها با نوسانات محدود و عمدتاً منفی همراه بودند و جریان نقدینگی حقیقی همچنان مسیر خروج را انتخاب کرد؛ نشانهای از بیاعتمادی و احتیاطی که این روزها به ویژگی غالب بازار سرمایه تبدیل شده است.
در پایان معاملات امروز، شاخص کل بورس با افتی در حدود ۴ هزار واحدی در محدوده ۲ میلیون و ۱۲۰ هزار واحد ایستاد. افتی که در ظاهر چندان سنگین نیست، اما تداوم آن در روزهای متوالی، تصویر متفاوتی از وضعیت بازار ارائه میدهد. در سوی دیگر، شاخص هموزن نیز با کاهش حدود ۲ هزار واحدی به محدوده ۷۳۵ هزار واحد رسید؛ موضوعی که نشان میدهد فشار فروش تنها محدود به نمادهای بزرگ نیست و بخش قابل توجهی از بازار، بهویژه سهمهای کوچکتر نیز تحت فشار قرار دارند.

از منظر نقدینگی، شرایط همچنان شکننده است. ارزش معاملات خرد امروز در محدوده ۳ هزار و ۵۰۰ تا ۴ هزار و ۲۰۰ میلیارد تومان نوسان داشت؛ رقمی که فاصله معناداری با سطح مطلوب بازار (بیش از ۵ هزار میلیارد تومان) دارد. پایین بودن ارزش معاملات، بهوضوح نشان میدهد که سرمایهگذاران هنوز انگیزهای برای ورود جدی به بازار ندارند و ترجیح میدهند در موقعیتهای کمریسکتر باقی بمانند.
در همین راستا، خروج پول حقیقی نیز ادامهدار بود و حدود ۱۵۰ تا ۲۵۰ میلیارد تومان سرمایه حقیقی از بازار خارج شد. این روند خروج سرمایه در هفتههای اخیر تقریباً به یک الگوی ثابت تبدیل شده و یکی از مهمترین نشانههای ضعف تقاضا در بازار محسوب میشود. به بیان سادهتر، حتی در روزهایی که بازار افت سنگینی ندارد، پول جدیدی نیز وارد نمیشود.
از منظر کلی، ترکیب نمادها نیز به نفع فروشندگان بود. حدود ۶۵ درصد نمادها در محدوده منفی و تنها ۳۵ درصد در محدوده مثبت معامله شدند. همچنین تعداد صفهای فروش با فاصله قابل توجهی بیشتر از صفهای خرید بود؛ بیش از ۱۲۰ نماد در صف فروش قرار گرفتند، در حالی که حدود ۵۰ نماد صف خرید داشتند. این عدم تعادل، نشاندهنده برتری عرضه بر تقاضا و تداوم فضای احتیاطی در بازار است.
در بین صنایع، برخی گروهها وضعیت نسبتاً بهتری داشتند. گروه فلزات اساسی و پتروشیمیها با توجه به ثبات نسبی قیمتهای جهانی و همچنین سطح نرخ ارز، عملکردی متعادلتر را تجربه کردند. نمادهایی مانند فولاد و فملی هرچند در مجموع اثر منفی بر شاخص داشتند، اما نسبت به سایر گروهها فشار فروش کمتری را تجربه کردند. گروه بانکی نیز بهصورت مقطعی با تحرکاتی همراه بود که عمدتاً ناشی از اخبار و گمانهزنیهای سیاستی است.
در مقابل، گروه خودرویی همچنان تحت فشار باقی ماند. ابهام در سیاستهای قیمتگذاری، وضعیت واردات خودرو و همچنین مسائل مالی شرکتها، باعث شده این گروه نتواند مسیر مشخصی پیدا کند. سهام کوچکتر و گروههای ساختمانی نیز به دلیل کمبود نقدینگی، بیشترین آسیب را دیدهاند و در بسیاری از نمادها شاهد افتهای پیدرپی هستیم.
اما شاید مهمترین عامل اثرگذار بر بازار امروز، نه در داخل بورس بلکه در فضای کلان اقتصادی و سیاسی قرار دارد. بازار سرمایه این روزها بیش از هر زمان دیگری به «سیگنالهای بیرونی» وابسته شده است. ابهام در نتیجه مذاکرات و سیاستهای اقتصادی، باعث شده سرمایهگذاران از تصمیمگیریهای بزرگ خودداری کنند. در چنین شرایطی، بازار بهجای حرکت، وارد فاز انتظار میشود؛ فازی که معمولاً با کاهش حجم معاملات و نوسانات محدود همراه است.
در کنار این موضوع، نرخ دلار نیز در محدوده ۵۵ تا ۵۸ هزار تومان در حال نوسان است و همین ثبات نسبی، یکی از دلایل اصلی کمتحرکی بورس محسوب میشود. در واقع، بازار سهام معمولاً در شرایطی رشد میکند که یا نرخ ارز افزایش یابد یا انتظارات تورمی تقویت شود؛ اما در حال حاضر، هیچیک از این محرکها بهصورت قوی وجود ندارد.
از سوی دیگر، نرخهای سود بانکی همچنان در سطوح بالا قرار دارند و این موضوع جذابیت بازارهای بدون ریسک را افزایش داده است. در چنین شرایطی، بسیاری از سرمایهگذاران ترجیح میدهند بهجای پذیرش ریسک بازار سهام، منابع خود را در سپردههای بانکی یا ابزارهای درآمد ثابت نگهداری کنند. این مسئله بهطور مستقیم باعث کاهش ورود نقدینگی به بورس شده است.
در سطح جهانی نیز اگرچه قیمت برخی کامودیتیها مانند نفت و فلزات در سطوح نسبتاً مناسبی قرار دارند، اما ابهامات اقتصاد جهانی و نگرانی از رکود، مانع از شکلگیری یک روند صعودی قدرتمند در بازارهای کالایی شده است. این موضوع بهطور غیرمستقیم بر بورس تهران نیز اثرگذار است، چراکه بخش قابل توجهی از شرکتهای بورسی به قیمتهای جهانی وابسته هستند.
با در نظر گرفتن تمامی این عوامل، میتوان گفت بورس تهران در حال حاضر در یک «تعادل شکننده» قرار دارد؛ تعادلی که هر لحظه ممکن است با یک خبر سیاسی یا اقتصادی به هم بخورد. در چنین شرایطی، سناریوهای پیشروی بازار بیش از هر زمان دیگری به متغیرهای بیرونی وابسته است.
در سناریوی مثبت، اگر ریسکهای سیاسی کاهش یابد یا سیگنالهای مثبتی از مذاکرات منتشر شود، میتوان انتظار داشت که نقدینگی جدید وارد بازار شود و شاخص کل از محدودههای فعلی فاصله بگیرد. در این صورت، گروههای بزرگ مانند فلزات، پتروشیمیها و بانکها میتوانند پیشتاز رشد باشند.
اما در سناریوی منفی، در صورت تداوم ابهامها یا تشدید ریسکها، خروج پول حقیقی ادامه خواهد داشت و بازار به مسیر فرسایشی خود ادامه میدهد. این سناریو بهویژه برای سهام کوچکتر خطرناکتر است، چراکه این دسته از سهمها وابستگی بیشتری به جریان نقدینگی دارند.
در مجموع، بورس امروز نه نشانهای از یک ریزش جدی داشت و نه توانست مسیر صعودی مشخصی پیدا کند. بازاری که این روزها بیش از آنکه درگیر تحلیلهای بنیادی باشد، تحت تأثیر «انتظار» و «نااطمینانی» قرار دارد.
در چنین فضایی، مهمترین متغیر برای تغییر مسیر بازار، نه صورتهای مالی شرکتها و نه حتی قیمتهای جهانی، بلکه «اعتماد» است؛ عنصری که به نظر میرسد در شرایط فعلی، بیش از هر زمان دیگری کمیاب شده است. بورس تهران برای خروج از این وضعیت، بیش از هر چیز به بازگشت اعتماد سرمایهگذاران نیاز دارد؛ اعتمادی که بدون کاهش ریسکهای کلان، بهسادگی احیا نخواهد شد.