چگونه برندها کمپین های بازاریابی شان را نابود می کنند؟ - فرصت امروز

شنبه, 09 فروردين 1399 - 13:05

بررسی 5 اشتباه برندها در حوزه بازاریابی

آیا شما مایل به جلب نظر مخاطب بیشتری به اکانت برندتان در شبکه های اجتماعی هستید؟ شاید هم تمایل به تعامل بیشتر با مخاطب هدف دارید. اغلب برندها به پرسش فوق پاسخ مثبت می دهند. امروزه فعالیت در دنیای کسب و کار بدون توجه به بازاریابی امکان‎ناپذیر است. نکته مهم در این میان افزایش دشواری های مدیریت کمپین های بازاریابی در طول سال های اخیر است. این امر تا حدودی ناشی از افزایش رقابت در میان برندها و ارتقای سطح انتظارات مشتریان از شرکت ها شده است بنابراین یک برند از سوی رقبا و مشتریان تحت فشار قرار دارد.

بدون تردید همه ما توصیه های بسیاری زیادی در حوزه بهبود فرآیند بازاریابی شنیده ایم. سایت های بسیار زیادی در این حوزه مشغول تولید محتوا هستند. نکته مهم فاصله میان بیان برخی از نکات و اجرای دقیق آنهاست. به این ترتیب ما باید به دنبال توصیه هایی کاربردی و واقع‎گرایانه برای بهبود وضعیت کسب و کارمان باشیم.

چگونه برندها کمپین های بازاریابی شان را نابود می کنند

امروزه با ورود به دهه جدید هنوز هم برخی از بازاریاب ها با مشکلات قدیمی شان دست و پنجه نرم می کنند. یکی از چالش های مهم در این میان شیوه های افزایش تاثیرگذاری کمپین های بازاریابی است. اغلب بازاریاب ها پاسخ یکسانی برای این پرسش ندارند. به همین خاطر اغلب کمپین های بازاریابی با استفاده از شیوه های مختلفی مدیریت می شوند.

بی‎شک تولید محتوا هرگز به تنهایی راهکار مناسبی برای موفقیت در حوزه بازاریابی نیست. ما باید نسبت به نکات بسیار بیشتری در حوزه بازاریابی توجه داشته باشیم. در غیر این صورت موفقیت مان به شدت تحت تاثیر قرار خواهد گرفت. یکی از ترندهای مهم در دوران کنونی استفاده مناسب از شبکه های اجتماعی است. بسیاری از برندها هنوز هم توجه کافی به شبکه های اجتماعی ندارند. به همین خاطر مشاهده شکست آنها در جلب نظر مخاطب هدف امری طبیعی محسوب می شود.

مطلب مرتبط: 13 اشتباه بزرگ بازاریابی از نگاه مدیران برندهای موفق

امروزه برندهای تازه‎کار فرآیند دشواری برای رقابت با برندهای بزرگ پیش روی دارند. این امر تا حدودی ناشی از ماهیت متفاوت حوزه بازاریابی و مهم تر از همه اعتبار برندهای قدیمی تر در بازار است. ما وقتی از توصیه های بازاریابی صحبت می کنیم، اغلب اشتباهات بازاریاب ها و شرکت ها را مدنظر قرار نمی دهیم. هدف اصلی من در این مقاله بررسی برخی از اشتباهات بازاریاب ها و برندها در زمینه نابودی کمپین های شان است. بدون تردید اغلب اوقات مقصر اصلی شکست کمپین های بازاریابی دست اندرکاران شرکت هستند بنابراین توجه به اشتباهات آنها برای بهبود وضعیت بازاریابی ضروری خواهد بود. در ادامه به پنج اشتباه مهم اعضای برند در زمینه بازاریابی خواهیم پرداخت.

1. عدم به اشتراک‎گذاری محتوای باکیفیت با مخاطب هدف

الگوی بازاریابی محتوایی در طول سال های اخیر اهمیت بسیار زیادی پیدا کرده است. نکته مهم درباره الگوی بازاریابی محتوایی خط مشی ساده اش است بنابراین ما فقط باید به تولید محتوای جذاب و مطابق سلیقه مخاطب هدف بپردازیم. بر این اساس امکان جلب نظر مخاطب هدف و کسب موفقیت در حوزه بازاریابی فراهم می شود. نکته مهم در این میان دشواری فرآیند بازاریابی برندها در عمل است. انگار صرف تولید محتوای جذاب برای تعامل سازنده با مخاطب هدف کافی نیست.

برندهای بزرگ برای تولید محتوای بازاریابی جذاب ابتدا اقدام به شناخت دقیق سلیقه مخاطب هدف می کنند. این امر همیشه بیشترین زمان طراحی کمپین را به خود اختصاص می دهد. متاسفانه برخی از برندها به منظور افزایش سرعت تولید کمپین بازاریابی اقدام به اجتناب از مرحله فوق می کنند. نتیجه این امر ناتوانی در زمینه تولید محتوای بازاریابی جذاب خواهد بود. نخستین گام در زمینه طراحی کمپین های بازاریابی جذاب تلاش برای تفکیک گروه های مختلف مخاطب هدف است.

بسیاری از برندها نسبت به تفاوت میان گروه های مختلف مخاطب هدف شان توجه لازم را ندارند. این امر در عمل موجب افزایش نارضایتی کاربران نسبت به کیفیت پایین محتوای بازاریابی می شود. ما برای شناخت دقیق سلیقه های مختلف باید به پرسش های ذیل به خوبی پاسخ دهیم:

الگوهای محتوایی مورد علاقه مخاطب هدف کدام است؟ در حقیقت ما با چه نوع مخاطب هدفی مواجه هستیم؟

کاربران از مطالعه محتوای بازاریابی ما چه هدفی را دنبال می کنند؟ بدون تردید هر کاربری با هدفی مشخص اقدام به مشاهده محتوای بازاریابی می کند. این امر در مورد برخی از کاربران مربوط به نیازهای شان است. به این ترتیب محتوای ما باید به گونه ای خاص برای آنها شخصی‎سازی شود.

مخاطب هدف ما چه زمانی بیشتر تمایل به خرید دارد؟ آیا تفاوتی میان الگوی خرید آنلاین و آفلاین نزد آنها وجود دارد؟

پس از آگاهی از سلیقه مخاطب هدف امکان برنامه‎ریزی برای جلب نظر وی وجود دارد. این امر به معنای طی سلسله مراتب بازاریابی از سوی برند ماست. وقتی ما زمان مناسبی برای تولید محتوا اختصاص دهیم، نتیجه نهایی کار بیشتر موردپسند مخاطب هدف خواهد بود. ایراد اصلی بسیاری از برندها ناتوانی در زمینه جلب نظر مخاطب هدف به صورت تاثیرگذار است. به این ترتیب مخاطب هدف همیشه نسبت به کیفیت پایین محتوای چنین برندهایی اعتراض دارد.

ایراد اصلی برندها در زمینه تولید محتوای بازاریابی جذاب کمتر به فرآیند تولید ارتباط دارد. نکته اساسی در این میان ناتوانی برندها در به اشتراک‎گذاری مناسب کمپین شان است. این امر موجب افت میزان بازدید کمپین می شود. اگر مخاطب هدف نسبت به وجود کمپین بازاریابی ما اطلاع کافی نداشته باشد، چگونه باید از وی انتظار مشاهده و تعامل با کمپین را داشت؟ بنابراین مهم ترین گام در راستای بازاریابی تاثیرگذار توجه به استفاده درست از کانال های ارتباطی به منظور تعامل با مخاطب هدف است. این امر به طور کلی شامل استفاده از بازاریابی در شبکه های اجتماعی می شود. هرچه توانایی برند ما برای بازاریابی آنلاین بیشتر باشد، میزان بازدید کمپین های مان افزایش خواهد یافت.

2. سخت کردن فرآیند به اشتراک‎گذاری محتوا

یکی از نگرانی های همیشگی کاربران در زمینه مشاهده محتوای بازاریابی پیچیدگی بیش از حد آنهاست. برخی از برندها همیشه عادت به استفاده از محتوای پیچیده دارند. این امر موجب نگرانی بیش از حد برندها می شود. هرچه محتوای ما برای مخاطب هدف ساده تر باشد، شانس مان برای تعامل سازنده با آنها بیشتر می شود. اطلاعات تخصصی در کسب و کار نباید وارد دنیای بازاریابی شود. وظیفه ما ترجمه این عبارت ها به نکاتی ساده و قابل درک است. در غیر این صورت ما مشکلات بسیار زیادی برای تعامل با مخاطب هدف خواهیم داشت.

امروزه استفاده از وبلاگ رسمی برای به اشتراک‎گذاری محتوای طولانی و مفصل ضروری است. بدون تردید هر برندی دارای برخی از مخاطب های علاقه‎مند و خاص است. تعامل با چنین مخاطب هایی بدون فضایی مانند وبلاگ امکان‎ناپذیر است. این امر ناشی از ماهیت حرفه ای تعامل با مشتریان وفادار یا افراد متخصص در حوزه کسب و کارمان است بنابراین با ایجاد وبلاگ رسمی امکان ایجاد تمایز میان مخاطب حرفه ای و معمولی وجود دارد.

برخی از برندها فرآیند به اشتراک‎گذاری محتوای بازاریابی با مخاطب هدف را دشوار می سازند. این امر هیچ توجیه منطقی ندارد. تمام برندها باید در تلاش برای ساده‎سازی فرآیند بازاریابی باشند. به این ترتیب تلاش برای دشوار ساختن این فرآیند فقط موجب ضرر خودمان خواهد شد.

مطلب مرتبط: شکست کمپین های بازاریابی: واکاوی 3 دلیل اصلی

امروزه تلاش برندها باید معطوف به ساده‎سازی فرآیند بازاریابی باشد. در غیر این صورت دشواری بسیاری زیادی برای تعامل با مخاطب هدف خواهیم داشت. برخی از برندها بدون هیچ دلیل موجهی اقدام به پیچیده‎سازی فرآیند تعامل با مخاطب هدف می کنند. این امر علاوه بر هزینه بالا برای فعالیت بازاریابی موجب کاهش علاقه مخاطب هدف در زمینه توجه به کمپین های آنها خواهد شد.

3. عدم تداوم در بازاریابی

بسیاری از برندها در زمینه بازاریابی دوام لازم را ندارند. به این ترتیب پس از یک دوره فعالیت بازاریابی مداوم دیگر خبری از آنها نمی شود. دلیل این امر نگاه کوتاه مدت برندها به فرآیند بازاریابی است. بر این اساس پس از دستیابی به اهداف کوتاه مدت دیگر فرآیند بازاریابی مورد توجه قرار نمی گیرد.

تیم های بازاریابی باید همیشه در زمینه تولید مداوم محتوا پیش‎قدم باشند. ما به عنوان بازاریاب باید به طور مداوم مدیران شرکت را نسبت به ضرورت بازاریابی مداوم آگاه سازیم. در غیر این صورت شاید وضعیت دشواری برای همکاری با برند موردنظر داشته باشیم.

یکی دیگر از ایرادهای اصلی تیم های بازاریابی عدم توجه به ضرورت تولید محتوای جذاب در بلندمدت است. این امر موجب عملکرد پر فراز و نشیب برندها در زمینه جلب نظر مخاطب هدف می شود. تیم های بازاریابی باید همیشه ارزیابی کمپین ها را در دستور کار قرار دهند. این امر امکان ارزیابی نقاط قوت و ضعف هر کمپین را فراهم می سازد. به این ترتیب ما نوسان کمتری در زمینه تولید محتوای جذاب و مورد علاقه مخاطب هدف خواهیم داشت.

4. استفاده از پیام یکسان در تمام کانال های ارتباطی

امروزه کانال های ارتباطی برندها با مخاطب هدف توسعه بسیار زیادی پیدا کرده است. این امر موجب افزایش انتظارات از برندها به منظور تعامل نزدیک با مشتریان شده است. نکته مهم در این میان تلاش برندها برای حضور در تمام کانال های ارتباطی است. اگر این بحث را به حوزه شبکه های اجتماعی محدود کنیم، حضور در تمام پلتفرم های اجتماعی هیچ توجیهی برای برندها ندارد. ما باید در تلاش برای حضور در شبکه های اجتماعی مورد علاقه مخاطب هدف مان باشیم بنابراین اگر فرآیند شناخت مخاطب هدف را به خوبی طی کرده باشیم، در این بخش مشکل چندانی نخواهیم داشت. چالش اصلی برندها ناشی از عدم توجه به فرآیند بازاریابی به طور منطقی است. به این ترتیب پس از رسیدن به مرحله حضور در شبکه های اجتماعی اطلاعات دقیقی برای ارزیابی وضعیت ندارند.

اگر ما در حوزه کسب و کار عکس محور فعالیت داریم، باید حضور در پلتفرم های بصری مانند اینستاگرام و یوتیوب را مدنظر قرار دهیم. برعکس، اگر حوزه فعالیت مان شباهت بیشتری به خدمات فنی دارد، حضور در توییتر منطقی خواهد بود. امروزه پلتفرم های بسیار زیادی در دسترس بازاریاب ها قرار دارد. نکته مهم انتخاب درست از میان گزینه های متعدد است. فقط در این صورت امکان تعامل سازنده با مخاطب هدف فراهم می شود.

5. ناتوانی در زمینه استفاده درست از داده ها

استفاده از داده های معتبر برای بهبود وضعیت بازاریابی همیشه اهمیت خاصی داشته است. بسیاری از برندها توانایی پردازش داده ها به اطلاعات کاربردی را ندارد. این امر موجب ناتوانی مداوم آنها برای تولید محتوای جذاب و مطابق با سلیقه مخاطب هدف می شود. تیم های بازاریابی در صورت دسترسی به ابزار و اعضای حرفه ای به راحتی امکان ترجمه داده ای خام به اطلاعات کاربردی را خواهند داشت. 

مطلب مرتبط: اشتباه برندها در استفاده از احساسات در بازاریابی

اگر شما به هر دلیل ابزار یا توانایی استفاده از داده های خام را ندارید، باید به دنبال همکاری با آژانس های بازاریابی باشید. این امر امکان استفاده هرچه بهتر از داده های مورد نظر را فراهم می سازد. امروزه آژانس های بازاریابی خدمات بسیار زیاد و متنوعی در اختیار برندها قرار می دهند. البته این امر بستگی به توانایی مالی برند ما دارد. اگر ما توانایی پرداخت هزینه های موردنظر را نداشته باشیم، باید به دنبال بهبود کیفی مهارت مان در حوزه پردازش داده ها باشیم.

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید



با ما در ارتباط باشید

021.86073324

021.88827112

[email protected]

شبکه های اجتماعی