بیایید برای یک لحظه به روح حاکم بر دوران اولیه بهینه سازی موتورهای جست وجو ادای احترام کنیم. آن دوران عصر تب طلا در مرزهای دیجیتال بود؛ زمانی که متخصصان سئو شبیه به کاوشگران تنها و سرسختی بودند که با یک کلنگ و یک کیسه پر از ترفند به دنبال رگه های طلای پنهان در الگوریتم های مرموز گوگل می گشتند.
موفقیت در آن دوران یک بازی هیجان انگیز از شانس، شهود و پیدا کردن آن میانبر هوشمندانه ای بود که دیگران از آن غافل مانده بودند. آن دوران پر از داستان های موفقیت یک شبه بود؛ داستان وب سایت هایی که با چند تکنیک هوشمندانه، ناگهان در صدر نتایج جست وجو ظاهر می شدند، اما آن مرزهای بی قانون، برای همیشه بسته شده اند. آن تب طلا به پایان رسیده است.
چشم انداز جست وجو امروز و فردا دیگر یک سرزمین بکر برای کاوشگران تنها نیست؛ بلکه یک کلانشهر پیچیده، هوشمند و به شدت منظم است. در این کلانشهر موفقیت دیگر از دل ترفندهای چریکی بیرون نمی آید، بلکه محصول یک عملیات مهندسی عمران دقیق، بلندمدت و فوق العاده منضبط است.
انضباط واژه کلیدی جدیدی است که جایگزین نبوغ شده است. الگوریتم های مدرن، به ویژه با ظهور جست وجوی مبتنی بر هوش مصنوعی، آنقدر پیچیده و هوشمند شده اند که دیگر فریب نمی خورند. آنها به دنبال یافتن رگه های طلا نیستند؛ آنها در حال ارزیابی شالوده، معماری و استحکام کلی ساختمان برند شما در اینترنت هستند.
آینده متعلق به سازمان هایی است که سئو را نه به عنوان یک تاکتیک بازاریابی، بلکه به عنوان یک انضباط مهندسی در هسته مرکزی کسب و کار خود می بینند. سوال دیگر این نیست که «چگونه می توانیم گوگل را شکست دهیم؟»؛ سوال استراتژیک این است:«چگونه می توانیم چیزی آنقدر ارزشمند و مستحکم بسازیم که گوگل نتواند آن را نادیده بگیرد؟».
مسئله اعتماد در گوگل

اولین و بنیادی ترین اصل در این پارادایم مهندسی اعتماد است. در دوران تب طلا تمرکز بر روی کلمات کلیدی بود اما در عصر جدید، گوگل دیگر تنها کلمات را نمی بیند؛ بلکه به دنبال ارزیابی اعتبار و تخصص منبعی است که آن کلمات را بیان می کند.
این یعنی حرکت از بهینه سازی برای موتورهای جست وجو به سمت ساختن یک مرجعیت واقعی و قابل دفاع در دنیای واقعی. گوگل با مفهوم E-E-A-T (تجربه، تخصص، اعتبار و اعتماد) به صراحت اعلام کرده است که دیگر نمی خواهد کاربرانش را به یک مقاله خوش نوشت اما بی اساس ارجاع دهد؛ بلکه می خواهد آنها را به معتبرترین منبع ممکن متصل کند.
این انضباط در ساختن اعتماد، یک فرآیند بلندمدت است. به حوزه سلامت فکر کنید. وقتی شما یک سوال پزشکی را جست وجو می کنید، ترجیح می دهید پاسخ خود را از سایت یک مرکز تحقیقاتی معتبر مانند کلینیک مایو دریافت کنید یا از یک وبلاگ ناشناس؟
گوگل نیز دقیقا همین انتخاب را می کند. این به معنای آن است که یک شرکت خدمات مالی که می خواهد در زمینه سرمایه گذاری پایدار به یک مرجع تبدیل شود، دیگر نمی تواند به چند مقاله وبلاگی بسنده کند. آنها باید به صورت منضبط، گزارش های تحقیقاتی اصیل منتشر کنند، میزبان وبینارهایی با حضور متخصصان برجسته باشند و از منابع معتبر دانشگاهی و صنعتی، رأی اعتماد (در قالب بک لینک) کسب نمایند. این یک کار طاقت فرساست، اما نتیجه آن، ساختن یک بنای اعتمادی است که در برابر هر توفان الگوریتمی، استوار باقی خواهد ماند.
مطلب مرتبط: تغییرات دنیای سئو در سالی که گذشت
از نوشتن برای انسان به ترجمه کردن برای ماشین

دومین ستون انضباط وضوح ساختاری است. در گذشته ما محتوا را برای انسان ها می نوشتیم و امیدوار بودیم که ربات های گوگل نیز به نوعی آن را بفهمند. اما در عصر جست وجو هوش مصنوعی که پاسخ ها به صورت خلاصه و ترکیبی ارائه می شوند، ما باید به طور فعال، نقش مترجم را برای ماشین ایفا کنیم.
این یعنی معماری محتوا و داده ها به گونه ای که برای یک الگوریتم، کاملا شفاف، قابل فهم و بدون هیچ گونه ابهامی باشد. اگر محتوای شما یک سوپ درهم و برهم از اطلاعات باشد، هوش مصنوعی از آن صرف نظر کرده و به سراغ منبعی می رود که اطلاعات خود را در یک قفسه بندی منظم و برچسب خورده ارائه داده است.
این انضباط در ساختاردهی به داده ها از طریق تاکتیک هایی مانند داده های ساختاریافته (Schema Markup) پیاده سازی می شود. این، مانند آن است که شما بر روی تمام بخش های محتوای خود، برچسب های مشخصی می زنید:«این یک دستور پخت است»، «این قیمت محصول است» یا «این یک تاریخ رویداد است».
این وضوح به هوش مصنوعی اجازه می دهد تا با اطمینان کامل از اطلاعات شما به عنوان یک بلوک سازنده در پاسخ های خود استفاده کند. صفحات محصولات غول های خرده فروشی مانند آمازون یا ایکیا شاهکارهای این انضباط ساختاری هستند. هر قطعه از اطلاعات، از ابعاد محصول گرفته تا نظرات کاربران، به صورت کاملا ساختاریافته ارائه شده است. این به آنها یک مزیت رقابتی عظیم در دنیای جست وجوی بصری و مقایسه ای می دهد.
مهندسی تجربه کاربران

سومین اصل مهندسی تجربه کاربری (UX) است. گوگل دیگر تنها به محتوای یک صفحه اهمیت نمی دهد؛ بلکه به احساس کاربر در هنگام تعامل با آن صفحه نیز وسواس دارد. یک وب سایت کند، گیج کننده و ناسازگار با موبایل، حتی اگر بهترین محتوای جهان را در خود داشته باشد، یک تجربه منفی برای کاربر خلق می کند و این، مستقیما به اعتبار شما در چشم گوگل لطمه می زند. در چشم انداز جدید، سئو دیگر تنها وظیفه دپارتمان بازاریابی نیست؛ بلکه یک مسئولیت مشترک با تیم های مهندسی محصول و طراحی است.
این انضباط در تجربه کاربری نیازمند یک تعهد سازمانی به سرعت، سادگی و زیبایی است. برندی مانند اپل را در نظر بگیرید؛ سایت آنها نه تنها زیبا، بلکه فوق العاده سریع و روان است. تعامل با آن، یک تجربه لذت بخش است. این، یک اتفاق تصادفی نیست. این، نتیجه یک انضباط مهندسی بی رحمانه است که در آن، هر میلی ثانیه تاخیر و هر کلیک اضافه، به عنوان یک شکست تلقی می شود. در آینده، تیمی که سریع ترین و روان ترین تجربه را ارائه می دهد، اغلب برنده خواهد بود، زیرا آنها به مهمترین دارایی کاربر (یعنی زمان و توجه او) احترام گذاشته اند.
از تسخیر یک لینک به فرمانروایی بر یک گفت وگو

در نهایت انضباط سئوی مدرن از مرزهای وب سایت شما فراتر می رود. در دوران تب طلا، هدف، کسب آن لینک آبی شماره یک بود اما امروز، صفحه نتایج جست وجو به یک اکوسیستم غنی از ویدئو، تصویر، نقشه، اخبار و پاسخ های هوش مصنوعی تبدیل شده است. فرمانروایی در این فضای جدید، نیازمند یک استراتژی مهندسی «اکوسیستم دیجیتال» است. این، یعنی حضور قدرتمند و معتبر در تمام نقاطی که مشتریان بالقوه شما در حال جست وجوی اطلاعات هستند.
مطلب مرتبط: سئو بین المللی (International SEO) چیست؟ همراه با بررسی مزایای آن
این انضباط در حضور همه جانبه، به معنای آن است که استراتژی سئوی شما باید به همان اندازه که بر روی وب سایت تان تمرکز دارد، بر روی کانال یوتیوب، پروفایل لینکدین و حتی پادکست شما نیز متمرکز باشد. به برندی مانند ردبول نگاه کنید. وقتی شما عبارتی مرتبط با ورزش های هیجان انگیز را جست وجو می کنید، شما تنها وب سایت ردبول را پیدا نمی کنید؛ شما با ویدئوهای نفسگیر آنها در یوتیوب، تصاویر شگفت انگیزشان در شبکه های اجتماعی و رویدادهای جهانی شان روبه رو می شوید. آنها به دنبال کسب یک رتبه نبوده اند؛ آنها به دنبال مالکیت کل گفت وگو در حوزه خود بوده اند. این، نهایت انضباط استراتژیک است: تبدیل شدن از یک وب سایت در یک لیست، به یک حضور اجتناب ناپذیر در فرهنگ.
روزهای سئوی آسان و سریع برای همیشه به پایان رسیده است. آینده متعلق به سازمان هایی است که این رشته را نه به عنوان یک هزینه بازاریابی، بلکه به عنوان یک سرمایه گذاری بلندمدت در ساختن یک دارایی دیجیتال مستحکم و معتبر می بینند. این نیازمند صبر، منابع و مهمتر از همه، یک انضباط بی امان در اجرای اصولی است که شاید در کوتاه مدت هیجان انگیز نباشند، اما در بلندمدت، تفاوت میان یک کلبه لرزان و یک آسمان خراش تزلزل ناپذیر را رقم می زنند. چالش نهایی برای هر رهبر تجاری این است: آیا ما همچنان در حال جست وجوی رگه های طلای دیروز هستیم یا در حال گذاشتن آجرهای امپراتوری فردا؟
منابع: