در دنیای رقابتی امروز همه ما به دنبال یک مزیت پنهان هستیم؛ یک راه برای اینکه کمی سریع تر فکر کنیم، کمی عمیق تر ببینیم و تصمیمات بهتری بگیریم. بسیاری از ما با این باور بزرگ شده ایم که هوش یک ویژگی ثابت و ذاتی است؛ یک کارت بازی که در بدو تولد به دست ما داده شده و تا آخر عمر باید با همان بازی کنیم، اما علم مغز و اعصاب در دهه های اخیر این باور قدیمی و محدود کننده را به کلی در هم شکسته است. تحقیقات جدید نشان می دهد که مغز ما نه یک سنگ حکاکی شده، بلکه یک توده پلاستیکی و انعطاف پذیر است که می تواند تا آخرین روز زندگی، خود را بازآرایی کرده، مسیرهای عصبی جدید بسازد و قوی تر شود. این یعنی باهوش تر شدن و تصمیم گیری بهتر، یک مهارت است که می توان آن را آموخت و پرورش داد.
این کشف یکی از هیجان انگیزترین اخبار برای هر فردی است که به دنبال رشد و پیشرفت در زندگی شخصی و حرفه ای خود است. این یعنی ما می توانیم با انجام یک سری تمرینات و تغییرات هوشمندانه در سبک زندگی مان، به معنای واقعی کلمه، معمار مغز خود باشیم.
این دیگر در حوزه داستان های علمی-تخیلی نیست؛ این یک واقعیت علمی است که به ما ابزارهایی عملی برای بهینه سازی قدرتمندترین دارایی مان ارائه می دهد. برای باز کردن قفل این پتانسیل پنهان، نیازی به ابزارهای پیچیده یا داروهای گران قیمت نیست. کلید این ماجرا، در چهار اصل ساده اما بسیار موثر نهفته است که مستقیما از آزمایشگاه های علم عصب شناسی بیرون آمده اند. پس با ما همراه باشید تا نگاهی به این اصول بیندازیم.
اصل اول: تفکر خارج از چارچوب؛ لذت سختی های مطلوب
تصور کنید به باشگاه بدنسازی می روید. اگر هر روز یک وزنه دو کیلویی را به راحتی بلند کنید، آیا عضلات شما قوی تر می شوند؟ قطعا نه. رشد عضلانی زمانی اتفاق می افتد که شما خود را به چالش می کشید و وزنه ای را انتخاب می کنید که شما را کمی به زحمت بیندازد. مغز ما دقیقا به همین شکل عمل می کند. انجام کارهای تکراری و راحت، مغز را در حالت خلبان خودکار نگه می دارد و هیچ رشد جدیدی اتفاق نمی افتد. دانشمندان به این نقطه شیرین و چالش برانگیز، «سختی مطلوب» می گویند. این سختی، سیگنالی به مغز می فرستد که می گوید: «هی، اینجا یک وضعیت جدید و ناآشناست، وقت بازآرایی و ساختن مسیرهای جدید است».
مطلب مرتبط: هنر تصمیم گیری سریع در دنیای کسب و کار
این فرآیند که به آن نوروپلاستیسیته (Neuroplasticity) یا انعطاف پذیری عصبی می گویند، اساس یادگیری و رشد مغز است. هر بار که شما خود را وادار به یادگیری یک مهارت جدید می کنید، چه یاد گرفتن یک زبان خارجی، چه نواختن یک ساز موسیقی یا حتی تلاش برای حل یک مسئله پیچیده در کسب و کار در حال ساختن و تقویت سیم کشی های جدید در مغز خود هستید.
احساس تقلای ذهنی و حتی کمی کلافگی نشانه بدی نیست؛ این صدای کارگاه ساختمانی مغز شماست که در حال توسعه و نوسازی است. بنابراین، هر روز به دنبال یک سختی مطلوب بگردید. از مسیر همیشگی به خانه نروید، با دست غیرغالب خود مسواک بزنید یا مقاله ای در حوزه ای بخوانید که هیچ چیز درباره آن نمی دانید. با آغوش باز به استقبال این چالش های کوچک بروید، زیرا این ها همان وزنه هایی هستند که عضله ذهن شما را پرورش می دهند.
اصل دوم: ترکیب مهارت های مختلف
روش سنتی یادگیری به ما می گوید که برای تسلط بر یک موضوع، باید ساعت ها به طور متمرکز فقط روی همان یک کار کنیم. مثلا سه ساعت تمام فقط ریاضی بخوانیم و بعد به سراغ تاریخ برویم، اما تحقیقات جدید یک روش بسیار موثرتر به نام یادگیری درهم تنیده (Interleaving) را پیشنهاد می کند. این روش شبیه به برنامه تمرینی یک ورزشکار حرفه ای است. یک قهرمان تنیس، هشت ساعت متوالی فقط سرویس تمرین نمی کند، بلکه به طور متناوب روی سرویس، فورهند، بک هند و حرکت در زمین کار می کند.
این در هم آمیختن مهارت های مختلف، مغز را وادار می کند تا فعال تر و هوشمندتر عمل کند. وقتی شما از یک موضوع به موضوع دیگر می پرید، مغز مجبور می شود به جای تکیه بر حافظه کوتاه مدت، الگوهای اساسی و اصول بنیادی هر موضوع را از حافظه بلندمدت فراخوانی و بارگذاری کند.
این فرآیند بازیابی مداوم، ارتباطات عصبی را به شدت تقویت کرده و درک عمیق تری از هر دو موضوع ایجاد می کند. به علاوه، این روش به مغز کمک می کند تا شباهت ها و تفاوت های میان مفاهیم مختلف را بهتر تشخیص دهد و در نتیجه، توانایی حل مسئله خلاقانه را افزایش می دهد.
پس به جای اینکه سه ساعت تمام فقط روی گزارش مالی جدیدتان کار کنید، آن را به سه بخش یک ساعته تقسیم کنید و در فواصل آن به سراغ یک کار کاملا متفاوت، مثلا پاسخ دادن به ایمیل ها یا برنامه ریزی برای یک کمپین بازاریابی، بروید. این تنوع، ذهن شما را تیزتر و آماده تر نگه می دارد.
مطلب مرتبط: ساده ترین راهکار برای آن که ذهن خود را قوی تر کنید
اصل سوم: از مغزتان امتحان بگیرید
وقتی می خواهیم چیزی را به خاطر بسپاریم، اولین غریزه ما چیست؟ دوباره و دوباره خواندن آن. ما یک متن را چندین بار مرور می کنیم به این امید که در ذهنمان حک شود، اما علم عصب شناسی می گوید این یکی از کم اثرترین روش های یادگیری است. موثرترین راه برای ساختن یک حافظه قوی، نه ورودی بیشتر، بلکه تلاش برای بازیابی (Retrieval) اطلاعات از درون مغز است.
هر بار که شما سعی می کنید چیزی را به یاد بیاورید، یک مسیر عصبی را تقویت می کنید. این کار شبیه به ساختن یک کوره راه در جنگل است. بار اول که از مسیری عبور می کنید، راه ناهموار است اما هرچه بیشتر از آن استفاده کنید، مسیر صاف تر و مشخص تر می شود. بازخوانی مداوم، مانند نگاه کردن به نقشه است، اما امتحان گرفتن از خودتان، مانند تلاش برای پیدا کردن راه بدون نقشه است؛ کاری که مسیر واقعی را در مغز شما می سازد. پس از خواندن یک فصل از یک کتاب، آن را ببندید و سعی کنید نکات کلیدی اش را روی یک کاغذ بنویسید. بعد از یک جلسه مهم، تلاش کنید تصمیمات اصلی گرفته شده را برای یک همکار که غایب بوده، از حفظ توضیح دهید. این تلاش برای به یاد آوردن، شاید در ابتدا سخت تر باشد، اما تنها راهی است که اطلاعات را از حافظه کوتاه مدت فرّار به حافظه بلندمدت مستحکم منتقل می کند.
اصل چهارم: جسم خود را حرکت دهید تا ذهن تان پرواز کند
ما اغلب ذهن و جسم را دو پدیده جدا از هم در نظر می گیریم اما مغز، یک عضو فیزیکی است که برای عملکرد بهینه، به یک بدن سالم و پرتحرک نیاز دارد. ورزش فیزیکی، شاید قدرتمندترین و در عین حال نادیده گرفته شده ترین ابزار برای تقویت عملکرد شناختی باشد. وقتی شما ورزش می کنید، اتفاقات شگفت انگیزی در مغزتان رخ می دهد.
اول، جریان خون به مغز افزایش می یابد که به معنای رسیدن اکسیژن و مواد مغذی بیشتر به سلول های عصبی است. دوم، بدن شما ماده ای به نام BDNF تولید می کند که به آن سوخت مغز هم می گویند. این پروتئین به رشد سلول های جدید عصبی و محافظت از سلول های موجود کمک می کند و سوم، ورزش باعث آزادسازی مواد شیمیایی مانند اندروفین و دوپامین می شود که به طور مستقیم بر روی بهبود خلق و خو، کاهش استرس و افزایش تمرکز تاثیر می گذارند.
لازم نیست یک دونده ماراتن باشید. حتی یک پیاده روی تند 30 دقیقه ای در روز نیز می تواند تاثیرات چشمگیری بر روی وضوح ذهنی، حافظه و توانایی شما در تصمیم گیری های پیچیده داشته باشد. بسیاری از مدیران عامل و رهبران موفق دنیا، ورزش صبحگاهی را یک بخش غیرقابل مذاکره از برنامه روزانه شان می دانند، زیرا به خوبی می دانند که یک ذهن تیز، در یک بدن آماده، بهتر کار می کند.
مطلب مرتبط: با یک راه حل ساده ذهن تان را تقویت کنید
سخن پایانی
مغز ما، شگفت انگیزترین ابزاری است که در اختیار داریم و هیجان انگیزترین کشف علم مدرن این است که این ابزار، قابل ارتقا است. با خارج شدن از منطقه امن خود، در هم آمیختن یادگیری های تان، امتحان گرفتن از خودتان و به حرکت واداشتن جسم تان، شما کنترل کامل رشد و توسعه ذهن خود را به دست می گیرید. هوش، دیگر یک سرنوشت محتوم نیست؛ یک انتخاب روزانه و یک عضله قابل پرورش است. سرمایه گذاری بر روی این عضله، پربازده ترین کاری است که می توانید برای تضمین آینده حرفه ای و شخصی خود انجام دهید.
منابع: