فرصت امروز: در روزهایی که دلار به نزدیکی مرز روانی ۱۹۰ هزار تومان رسیده و قیمت طلا، خودرو، کالاهای اساسی و خدمات روزمره با سرعتی نگران کننده بالا میرود، کالابرگ الکترونیکی دوباره به صدر اخبار معیشتی برگشته است. ظاهر خبر ساده است: مرحله جدید کالابرگ در نیمه اردیبهشت شارژ میشود و دولت در حال بررسی افزایش اعتبار آن است. اما مسئله اصلی فراتر از زمان شارژ یا رقم جدید اعتبار است. پرسش اصلی این است که آیا کالابرگ میتواند با سرعت گرانی رقابت کند یا فقط چند روزی فشار سفره مردم را عقب میاندازد؟

دولت و مجلس در هفتههای اخیر چند سناریو برای افزایش اعتبار کالابرگ مطرح کردهاند. در یک روایت، افزایش ۲۰ تا ۳۰ درصدی اعتبار کالابرگ به عنوان پیشنهاد در حال بررسی مطرح شده است. در روایت دیگر، گفته میشود اگر تصمیم نهایی به موقع گرفته شود، افزایش اعتبار از نوبت جدید شارژ کالابرگ در ۱۵ اردیبهشت اعمال میشود و اگر تصمیم به تاخیر بیفتد، اجرای آن به خرداد موکول خواهد شد. حتی این احتمال هم مطرح شده که مابهالتفاوت ماههای ابتدایی سال، به جز فروردین، در ماههای بعد به حساب مشمولان اضافه شود. معنای ساده این خبرها آن است که دولت پذیرفته رقم فعلی کالابرگ دیگر با سطح قیمتها تناسب کافی ندارد.
اما همین جا نقطه ضعف سیاست کالابرگ آشکار میشود: وقتی حمایت معیشتی بعد از گرانی به روز میشود، همیشه یک گام از بازار عقب است. کالاهای اساسی هر روز با نرخهای جدید قیمتگذاری میشوند، اما اعتبار حمایتی ماهانه یا مرحلهای تغییر میکند. خانوار کم درآمد نمیتواند هزینه خرید نان، برنج، روغن، گوشت، مرغ، لبنیات و حبوبات را تا زمان تصمیم نهایی کمیسیونهای دولت عقب بیندازد. تورم در لحظه عمل میکند، اما حمایت دولت با تاخیر اداری به دست مردم میرسد.
مسئله مهمتر، نسبت کالابرگ با نرخ ارز است. وقتی دلار آزاد به محدوده ۱۹۰ هزار تومان نزدیک میشود، اثر آن فقط در بازار ارز باقی نمیماند. واردات نهادههای دامی، حملونقل، بستهبندی، مواد اولیه، انتظارات تولیدکننده و حتی رفتار عمدهفروشها از نرخ ارز اثر میپذیرد. بسیاری از کالاهای سبد خانوار شاید مستقیما وارداتی نباشند، اما هزینه تولید یا جایگزینی آنها با دلار سنجیده میشود. به همین دلیل افزایش دلار، با فاصلهای کوتاه خود را در قیمت خوراکیها نشان میدهد. در چنین شرایطی، اگر اعتبار کالابرگ ۲۰ یا ۳۰ درصد افزایش یابد اما قیمت برخی اقلام ضروری سریعتر رشد کند، اثر حمایتی آن پیش از رسیدن به فروشگاه فرسوده میشود.
کالابرگ از ابتدا با یک هدف مشخص طراحی شد: حمایت مستقیم از مصرف کالاهای اساسی و جلوگیری از تبدیل یارانه به هزینههای غیرضروری. مزیت این سیاست آن است که کمک دولت را به خرید اقلام مشخص وصل میکند و از نظر تئوریک میتواند امنیت غذایی خانوارهای کم درآمد را تقویت کند. اما در عمل، کارایی کالابرگ به سه عامل وابسته است: رقم اعتبار، پوشش دهکها و ثبات قیمت کالاهای مشمول. اگر رقم اعتبار کم باشد، خانوار فقط بخشی از خرید خود را با آن انجام میدهد. اگر پوشش دهکها ناقص باشد، بخشی از نیازمندان بیرون میمانند. اگر قیمت کالاها مدام تغییر کند، کالابرگ به جای ابزار تامین امنیت غذایی، به تخفیفی موقت تبدیل میشود.
نکته قابل توجه این است که خبرهای مربوط به کالابرگ همزمان با اخبار افزایش حقوق بازنشستگان، حق مسکن کارگران، یارانه اردیبهشت و فشار تورمی بر سفره خانوار منتشر شده است. این همزمانی تصادفی نیست. جامعه در حال ارسال یک پیام روشن است: مسئله معیشت دوباره به حساسترین موضوع اقتصاد تبدیل شده است. وقتی خانوارها با دقت زمان واریز یارانه، مبلغ کالابرگ و وعده افزایش حقوق را دنبال میکنند، یعنی قدرت خرید در سطح روزمره تحت فشار قرار گرفته است. در چنین فضایی، هر تاخیر در تصمیمگیری دولت میتواند به معنای کوچکتر شدن واقعی سفره مردم باشد.
از سوی دیگر، دولت با یک محدودیت جدی روبهروست: منابع بودجهای. افزایش اعتبار کالابرگ تصمیمی ساده روی کاغذ است، اما در عمل نیازمند تامین منابع پایدار است. اگر این منابع از محل استقراض، خلق پول یا فشار بیشتر بر بودجه تامین شود، ممکن است در میانمدت خودش به تورم جدید تبدیل شود. در این صورت، سیاست حمایتی به ضد خود تبدیل میشود: دولت برای جبران گرانی پول بیشتری توزیع میکند، اما همین پول اگر پشتوانه درست نداشته باشد، تورم بعدی را میسازد. بنابراین پرسش اصلی فقط این نیست که کالابرگ چقدر افزایش مییابد؛ پرسش مهمتر این است که این افزایش از کجا تامین میشود و آیا به رشد دوباره قیمتها دامن نمیزند؟
با این حال، نمیتوان از ضرورت حمایت فوری از خانوارها چشم پوشید. در شرایطی که هزینه خوراکیها، مسکن، درمان، حملونقل و آموزش بالا رفته، خانوارهای کم درآمد فرصت انتظار برای اصلاحات بلندمدت اقتصادی را ندارند. کالابرگ اگر درست طراحی شود، میتواند نقش ضربهگیر کوتاهمدت را بازی کند. اما این ضربهگیر باید به تورم واقعی متصل شود. یعنی رقم کالابرگ نباید هر چند ماه یک بار و پس از فشار افکار عمومی تغییر کند؛ بلکه باید بر اساس شاخص قیمت کالاهای اساسی، به صورت منظم و قابل پیشبینی به روز شود.
یک راهکار عملی این است که دولت به جای اعلامهای پراکنده، فرمول روشن کالابرگ را منتشر کند. مثلا مشخص شود اعتبار هر خانوار بر اساس تورم خوراکیها، نرخ رسمی یا موثر تامین کالاهای اساسی و تعداد اعضای خانوار چگونه محاسبه میشود. اگر مردم بدانند حمایت معیشتی با یک قاعده شفاف به روز میشود، اثر روانی سیاست هم تقویت خواهد شد. اما اگر هر ماه بحث افزایش، تاخیر، مابهالتفاوت و تامین منابع مطرح شود، کالابرگ خودش به بخشی از نااطمینانی اقتصادی تبدیل میشود.
در نهایت، کالابرگ امروز فقط یک ابزار پرداخت نیست؛ آینهای از وضعیت معیشت است. وقتی خبر شارژ کالابرگ به یکی از مهمترین خبرهای اقتصادی روز تبدیل میشود، یعنی سطح فشار بر خانوارها بالا رفته است. سیاست گذار باید این پیام را جدی بگیرد. سفره مردم با وعده آرام نمیشود، با عدد واقعی آرام میشود؛ عددی که بتواند در فروشگاه قدرت خرید ایجاد کند، نه فقط در خبرها امید کوتاهمدت بسازد.
جمعبندی روشن است: مسئله امروز کالابرگ، فقط زمان شارژ یا درصد افزایش نیست. مسئله این است که حمایت دولت از سرعت گرانی عقب مانده است. اگر دلار، تورم خوراکی و هزینههای تولید هر روز جلوتر بروند و کالابرگ با تاخیر به روز شود، این سیاست از یک ابزار حمایتی به مُسکن کوتاهمدت تبدیل میشود. دولت اگر میخواهد کالابرگ اثر واقعی داشته باشد، باید آن را از چرخه تصمیمهای مقطعی بیرون بیاورد و به فرمولی شفاف، منظم و متناسب با تورم واقعی سفره مردم وصل کند.