فرصت امروز: خبر امروز درباره ورود «بورس بین الملل مناطق آزاد» به فاز اجرایی، از آن دست خبرهایی است که در نگاه اول فنی و بازارمحور به نظر می رسد، اما در عمق خود یک پیام مهم دارد: سیاست گذار می خواهد بخشی از تأمین مالی و جذب سرمایه را از مسیر ابزارهای ارزی و بیرون از چارچوب ریالیِ بازار سرمایه داخلی جلو ببرد. طبق اعلام دبیر شورای عالی مناطق آزاد، این بورس قرار است در قالب یک شرکت سهامی عام در یکی از مناطق آزاد کشور ثبت شود و زمینه عملیاتی شدن آن از سال ها قبل در دستور کار بوده است.

«کاملاً ارزی» یعنی چه؟
بر اساس روایت های منتشرشده، در بورس بین الملل قرار است معاملات نه با ریال، بلکه با ارز انجام شود؛ یعنی پرداخت ها، تسویه ها و ابزارها بر مبنای ارز تعریف می شوند. این نکته مهم است، چون بازار سرمایه ایران اساساً ریال محور است و حتی وقتی دارایی های ارزی (مثل شرکت های صادراتی) معامله می شوند، قیمت گذاری و تسویه نهایی در چارچوب ریالی انجام می گیرد. حالا ایده بورس بین الملل می خواهد یک مسیر دیگر باز کند: تأمین مالی ارزی برای پروژه ها و شرکت ها و شاید در مراحل بعد، عرضه سهام به صورت ارزی.
طبق خبر، در گام نخست قرار است ابزارهایی مثل اوراق سکوک ارزی عرضه شود و بعداً صندوق های ارزی و حتی عرضه سهام شرکت ها به صورت ارزی دنبال شود.
ساختار مالکیت: ۸۰ درصد برای سهامداران، ۲۰ درصد برای مردم؟
در خبرهای امروز، به ترکیب مالکیتی اشاره شده که حدود ۸۰ درصد سهام بورس در اختیار سهامداران داخلی و خارجی خواهد بود و ۲۰ درصد از طریق پذیره نویسی عمومی به مردم عرضه می شود.
این مدل از یک سو می تواند «سرمایه نهادی» را وارد کار کند تا بورس از همان ابتدا پشتوانه مالی و مدیریتی داشته باشد، اما از سوی دیگر، اگر قواعد حاکمیت شرکتی شفاف نباشد، همین ترکیب می تواند نگرانی هایی درباره تعارض منافع ایجاد کند؛ چون بورس هم «بازار» است و هم «شرکت»، و کیفیت نظارت و بی طرفی آن حیاتی است.
این ایده از کجا آمده و چرا حالا؟
بورس بین الملل مناطق آزاد ایده جدیدی نیست. طبق گزارش مهر، آیین نامه تأسیس و فعالیت بورس در مناطق آزاد اسفند ۱۳۹۷ در هیئت وزیران تصویب شده و از سال های گذشته پیگیری های اجرایی آن با مشارکت دبیرخانه شورای عالی مناطق آزاد و سازمان بورس مطرح بوده است.
پیش تر هم در خبرهای ایسنا از «راه اندازی بورس بین الملل تا پایان سال» صحبت شده بود.
پس «جدید» بودن خبر امروز بیشتر به این معناست که پروژه از فاز وعده و طراحی، به مرحله ثبت، ساختاردهی و عرضه ابزارها نزدیک شده است.
اما چرا اکنون دوباره روی بورس ارزی تاکید می شود؟ پاسخ کوتاه: نیاز به منابع ارزی و مسیرهای غیرریالی تأمین مالی. در شرایطی که اقتصاد با محدودیت های سرمایه گذاری خارجی، انتقال پول، و تنگنای ارزی روبه روست، مناطق آزاد معمولاً به عنوان «آزمایشگاه ابزارهای مالی» مطرح می شوند تا مدل هایی مثل بازار بدهی ارزی، صندوق های ارزی یا حتی خدمات مالی فرامرزی در چارچوبی متفاوت تجربه شود.
مزیت ها: اگر درست اجرا شود، چه چیزی عوض می شود؟
۱) تأمین مالی ارزی برای پروژه ها و شرکت ها
اگر سکوک ارزی و صندوق های ارزی واقعاً عملیاتی شوند، می توانند برای پروژه هایی که هزینه هایشان ارزی است (ماشین آلات، تجهیزات، مواد اولیه وارداتی) یا درآمد ارزی دارند (صادرات)، یک ابزار مناسب تأمین مالی باشند. شروع کار با سکوک ارزی دقیقاً به همین نقطه اشاره دارد.
۲) جذب سرمایه گذار خارجی و ایرانیان خارج از کشور
در تئوری، بورس بین الملل می تواند برای سرمایه گذاران خارجی یا حتی ایرانیان خارج از کشور جذاب تر باشد، چون «ارزی بودن» معاملات، ریسک ریالی را کم می کند. البته جذابیت واقعی، به امکان ورود/خروج سرمایه، تسویه امن، و استانداردهای شفافیت وابسته است (نه صرفاً عنوان «بین الملل»).
۳) ارتقای رقابت و استانداردهای بازار
بازاری که قرار است سرمایه خارجی یا پول ارزی جذب کند، ناچار است استانداردهای سخت گیرانه تری در حوزه افشا، حسابرسی، ریسک، و قواعد معاملاتی داشته باشد. اگر این استانداردها بالا برود، می تواند به صورت غیرمستقیم فشار مثبتی بر بازار داخلی هم وارد کند.
ریسک ها و پرسش های کلیدی: «بین الملل» شدن با چه پیش شرطی ممکن است؟
۱) مسئله بزرگ: زیرساخت بانکی و تسویه ارزی
این بورس «کاملاً ارزی» معرفی شده است.
اما در عمل، هر بازار ارزی به شبکه ای از بانک ها، کارگزاران تسویه، کنترل های ضدپولشویی (AML/KYC)، و مسیرهای حقوقی برای حل اختلاف نیاز دارد. اگر سازوکار تسویه و نقل وانتقال، شفاف و قابل اتکا نباشد، بازار در بهترین حالت به یک «جزیره کوچک داخلی» تبدیل می شود که فقط نام ارزی دارد.
۲) ریسک تحریم و ارتباط با بازارهای جهانی
تجربه نشان داده هر سازوکار مالیِ متکی به ارتباطات برون مرزی، در محیط تحریمی با محدودیت مواجه می شود. بنابراین، موفقیت بورس بین الملل بیش از هر چیز به این بستگی دارد که «مخاطب واقعی» آن چه کسی است: سرمایه گذار خارجیِ غیرهمکار با شبکه تحریم؟ سرمایه منطقه ای؟ یا تأمین مالی برای شرکت های داخلی با منابع ارزی موجود؟
۳) تعارض منافع و کیفیت نظارت
اگر ۸۰ درصد سهام در اختیار سهامداران داخلی/خارجی باشد و بورس به صورت شرکت سهامی عام ثبت شود، باید روشن باشد:
چه کسی قواعد بازی را می نویسد؟ چه نهادی ناظر است؟ و چگونه از تضاد منافع جلوگیری می شود؟
۴) اثر بر بازار ارز و انتظارات جامعه
هر ابزار ارزی جدید، در افکار عمومی با بازار ارز گره می خورد. اگر ارتباط و پیام رسانی درست نباشد، ممکن است برخی تصور کنند بورس ارزی می تواند «بازار ارز جدید» ایجاد کند یا به نوسان انتظارات دامن بزند. در حالی که ماهیت اعلام شده فعلاً بیشتر تأمین مالی و ابزارهای مالی ارزی است، نه بازار خرده فروشی ارز.
ارزش افزوده برای مخاطب ایرانی: این خبر به زندگی مردم چه ربطی دارد؟
سه اتصال ملموس وجود دارد:
جمع بندی: سه سناریوی پیشِ رو
با تکیه بر جزئیات منتشرشده، می شود سه مسیر محتمل را تصور کرد:
در نهایت، «بورس بین الملل مناطق آزاد» اگر قرار است یک اتفاق واقعی باشد، باید به یک سؤال ساده پاسخ دهد: ارز از کجا می آید، چگونه تسویه می شود، و سرمایه گذار چطور با اطمینان وارد و خارج می شود؟ بدون پاسخ عملی به این سه سؤال، “کاملاً ارزی” بودن بیشتر یک عنوان خواهد بود تا یک تحول.