اقتصاد جهانی وارد دوره ای تازه از بی ثباتی شده است؛ دوره ای که در آن، سیاست، اقتصاد و امنیت بیش از گذشته در هم تنیده اند. از جنگ های تجاری و تعرفه های تازه گرفته تا اختلاف نظر میان دولت ها و بانک های مرکزی، همه نشانه هایی از جهانی هستند که دیگر با قواعد گذشته حرکت نمی کند. در چنین فضایی، اقتصاد ایران نیز ناگزیر از تأثیرپذیری است؛ حتی اگر بخواهد منتظر بماند.
اظهارات و سیاست های دونالد ترامپ درباره تعرفه ها، فشار بر فدرال رزرو و تلاش برای بازتعریف نظم اقتصادی جهانی، تنها یک نزاع سیاسی داخلی در آمریکا نیست. این رویکردها پیامدهای مستقیمی برای بازارهای جهانی دارد؛ از نوسان بورس های آسیا گرفته تا جهش قیمت طلا و افزایش تقاضا برای دارایی های امن. وقتی فدرال رزرو در برابر فشار سیاسی مقاومت می کند، بازارها پیام روشنی دریافت می کنند: نااطمینانی ادامه دارد.

در چنین فضایی، طلا به رکوردهای تازه می رسد، سرمایه ها از بازارهای پرریسک فاصله می گیرند و ارزها تحت فشار قرار می گیرند. این تحولات، برای اقتصادی مانند ایران که به شدت به انتظارات، نرخ ارز و جریان سرمایه حساس است، اهمیتی دوچندان دارد. هر موج جهانی، می تواند به سرعت به بازار داخلی منتقل شود و اثر آن در ارز، طلا و حتی معیشت مردم نمایان شود.
اقتصاد ایران در این میان، در موقعیتی دوگانه قرار دارد. از یک سو، تحولات جهانی می تواند فرصت هایی برای بازتعریف روابط اقتصادی ایجاد کند؛ از سوی دیگر، هر شوک بیرونی می تواند فشارهای داخلی را تشدید کند. مسئله این نیست که جهان ملتهب شده؛ مسئله این است که آیا اقتصاد ایران برای این التهاب آماده است یا صرفاً در انتظار می ماند؟
انتظار، در دنیای پرشتاب امروز، یک استراتژی نیست. اگر سیاست گذاری اقتصادی صرفاً واکنشی باشد، هر تحول جهانی به بحران داخلی تبدیل می شود. آمادگی برای شوک های بیرونی، نیازمند ثبات داخلی، سیاست ارزی شفاف، مدیریت انتظارات و کاهش آسیب پذیری اقتصاد است؛ اموری که بدون اصلاحات جدی محقق نمی شود.
جهان در حال تغییر است و قواعد بازی اقتصاد جهانی بازنویسی می شود. در این میان، اقتصاد ایران یا باید خود را با این واقعیت تطبیق دهد و فعالانه مسیر خود را مشخص کند، یا همچنان در حالت انتظار بماند و هزینه تصمیم های دیگران را بپردازد.
شورای سردبیری