جمعه, 30 خرداد 1399 - 09:57

این امر که یک نوشته از فردی باشد که خود از دل سخت ترین شرایط بیرون آمده و اکنون الهام‎بخش افراد بسیاری در سراسر جهان است، خود دلیل کافی برای مطالعه کتاب او خواهد بود. درواقع آقای هال الورد در ابتدای جوانی و در سن 20 سالگی، در اثر یک تصادف تجربه مرگ برای 6 دقیقه را تجربه کرده و پس از آن پزشک ها اعلام کردند که او دیگر قادر به راه رفتن نخواهد بود. این موضوع خود به انگیزه ای تبدیل شد تا وی برای تغییر آینده خود، تلاش بسیاری را انجام دهد. نتیجه آن نیز شرکت در مسابقات دو ماراتن و تبدیل شدن به یک کارآفرین تا قبل از 30 سالگی بود. نکته جالب دیگر این است که تصادف مذکور، باعث شد تا وی از سرطان خون خود نیز آگاه شده و با آن نیز به مبارزه بپردازد.

در این مقاله قصد داریم تا به کتابی که او در سال 2012 به نام صبح جادویی منتشر کرده است، بپردازیم. در این کتاب به یک موضوع قدیمی به نام سحرخیزی از نگاهی متفاوت پرداخته شده است. نکته بسیار جالب دیگر این است که رابرت کیوساکی در رابطه با این کتاب اعلام کرده است که توصیه های آن کاملا جادویی بوده و نتایج فوق‏العاده ای را به همراه دارد.

کتاب صبح جادویی اثر هال الورد

فصل اول: اکنون زمان بیدارشدن با تمام قوا است

در ابتدا باید به این توجه داشته باشید که هر فردی می تواند به بالاترین قله های افتخار دست پیدا کند، با این حال این امر تنها زمانی میسر خواهد بود که مسیر اصلی خود را پیدا کرده باشد. برای مثال این مسئله برای من پس از یک تصادف و دوره بیماری سخت اتفاق افتاد. این مسئله درست به مانند یک زنگ هشدار بود. درواقع من هیچ راه دیگری جز قوی بودن را نداشتم. همین امر باعث شد تا به توصیه دوستان خود، علی رغم آنکه خود را نویسنده ای توانا نمی دانستم، داستان زندگی خود را تعریف کرده و شروع به نویسندگی کنم. پس از شروع این اقدام، همه چیز به نحوی رقم خورد که گویی تا قبل از تصادف، به معنای واقعی زندگی نکرده بودم. نکته ای که باید به آن توجه داشته باشید این است که آیا صبح ها باانرژی و انگیزه از خواب بیدار می شوید؟ اگر پاسخ شما به این سوال منفی است، لازم است تا تغییرات جدی را در زندگی خود اعمال کنید. در این رابطه فراموش نکنید که هیچ راه نجاتی وجود نداشته و نباید منتظر رسیدن یک روز خوب برای با انگیزه بودن باشید، به همین خاطر با خود عهد ببندید که هر روز باانگیزه تر از خواب بیدار شوید و این اقدام را برای مدت یک ماه ادامه دهید، پس از آن شاهد معجزه ای در زندگی خود خواهید بود.

مطلب مرتبط: نکاتی که از کتاب 7 عادت مردمان موثر می توان آموخت

فصل دوم: روزهای سخت می تواند به فرصتی ایده آل تبدیل شود

اگرچه کمی کلیشه ای به نظر می رسد و هیچ فردی تمایل ندارد که در شرایط سخت قرار گیرد، با این حال اگر من یک فرد سالم بودم آیا هرگز به فکر نوشتن کتاب، شرکت در مسابقات دو ماراتن و فعالیت در زمینه کارآفرینی می افتادم؟ بدون شک پاسخ به این سوال منفی بوده و از این شرایط سخت به عنوان یک معجزه نام می برم. این نکته را همواره به خاطر داشته باشید که جهان بیرون شما، بازتابی از درون بوده و همه چیز به خودتان بستگی خواهد داشت. برای مثال من می‎توانستم فردی باشم که باقی عمر خود را بر روی یک صندلی چرخدار با نهایت ناامیدی سپری کنم و یا همه قوانین را به چالش کشیده و اجازه ندهم که یک اتفاق، آینده من را رقم بزند. درواقع هنوز هم علم پزشکی دلیل قانع‎کننده ای برای راه رفتن من پیدا نکرده است. این امر نشان می دهد که بسیاری از سدهای موجود، تنها در ذهن افراد بوده و همه ما می توانیم فراتر از حد قوانین و انتظارات ظاهر شویم. درواقع توصیه من به تمام افرادی که هم اکنون روزهای خوبی را سپری نمی کنند این است که اگر هوشیار باشند، فرصتی را در اختیار دارند که سایرین از آن محروم هستند. در این رابطه من یک نظم روزانه را برای خود تعیین کرده که برطبق آن هر روز ساعت 5 صبح بیدار شده و ورزش و مطالعه را انجام می-دادم. پس از آن درست در ساعت 6 صبح، به تماشای طلوع خورشید می پرداختم و به این موضوع فکر می کردم که تنها در یک ساعت، دو فعالیتی را انجام داده ام که تا قبل از تصادف، در زندگی من جایی را نداشته است. این امر درست اقدامی است که آنتونی رابینز نیز به آن توصیه می کند. درواقع اگر بتوانید افکار خود را کنترل کنید، احساسات شما تغییر و در نهایت زندگی شما متحول خواهد شد.

3-از عادی بودن تنفر داشته باشید

بنا بر یک آمار جالب از سوی سازمان تامین اجتماعی، اگر زندگی 100 نفر را در ابتدای پیدا کردن شغل بررسی کنید، متوجه این امر خواهید شد که تنها یک نفر به صورت میانگین، قادر به کسب ثروت خواهد شد. این امر به خوبی نشان می دهد که به صورت تقریبی 95 درصد از مردمان هر جامعه، در سطحی بسیار معمولی باقی خواهند ماند. حال سوالی که مطرح است این است که چگونه می توان در این دسته قرار نگرفت؟ نخستین اقدام شما این است که با خود صادق باشید و تنفر خود را نسبت به این قضیه اعلام کنید. درواقع برای بسیاری از افراد هنوز هم معمولی بودن، یک امتیار محسوب شده و این افراد خود را به یک زندگی عادی، محدود می کنند. با این حال در زندگی اگر سطح پایینی را برای خود تعیین کرده باشید، حتی قادر به حفظ آن نیز نخواهید بود. در این رابطه من به 7 دلیل معمولی بودن اکثر افراد جهان پی برده ام که شامل این موارد هستند.

1-سندرم آیینه عقب: همه ما به گذشته توجه ویژه ای را داشته و تصور می کنیم که اگر در زمانی نظیر سال قبل، اقدامی را انجام داده ایم، این امر جزو ویژگی ما بوده و باید با این واقعیت کنار آمد. این امر در حالی است که هر فردی در هر سنی می تواند یک تحول را داشته باشد. در این رابطه لازم است تا گذشته را به صورت کامل فراموش کرده و بر روی اقداماتی که می خواهید در آینده انجام دهید، متمرکز شوید.

2-نبود هدف: اگر از افراد هدف‏شان در زندگی را بپرسید متوجه این امر خواهید شد که اکثر آنها هدف مشخصی نداشته و صرفا رسیدن به یک خانه برای زندگی و شغلی برای امرارمعاش را اعلام خواهند کرد. این امر در حالی است که این موارد جزو بدیهیات محسوب شده و هیچ فردی نباید آن را سقف آرزوی خود قرار دهد. درواقع شما تنها زمانی در مسیر موفقیت قرار خواهید گرفت که هدفی را در زندگی خود داشته باشید که برای آن حاضر سختی کشیدن و بیدار شدن در زمانی باشید که تا قبل از آن در خواب بوده اید. در غیر این صورت هیچ یک از موارد، به معنای واقعی هدف شما نخواهد بود.

3-تجربیات تلخ: برخی از تجربیات در زندگی به حدی تلخ و ناگوار هستند که جسارت فرد برای یک شروع مجدد را به صورت کامل نابود خواهد کرد. درواقع این افراد تصور می کنند که شایستگی رسیدن به هدف خود را نداشته و بهتر است تا به سطحی معمولی قانع باشند. این امر باعث خواهد شد تا از تجربه یک شکست دیگر در امان نگه داشته شوند. این امر در حالی است که حتی موفق ترین افراد جهان نیز شکست های بسیاری را داشته اند. این مسئله کاملا طبیعی بوده و لازم است تا همچنان به مسیر خود ادامه دهید. تاکنون هیچ فردی وجود نداشته است که با نهایت تلاش خود، به نتیجه موردنظر دست پیدا نکرده باشد. در این رابطه تنها کافی است تا روحیه خود را از دست ندهید.

4-عدم مسئولیت ‏پذیری: تا زمانی که مسئولیت های زندگی خود را قبول نکنید، هیچ اتفاق مثبتی رخ نخواهد داد. درواقع برخی از افراد تصور می‎کنند که فرار از این بخش منجر به راحتی آنها خواهد شد. این امر در حالی است که این استراتژی در طولانی مدت، هیچ نتیجه‎ای را دربر نخواهد داشت. در این رابطه فراموش نکنید که شما هم‎اکنون به دانش کافی برای شروع مسیر دست پیدا کرده اید. درواقع آمارها حاکی از آن است که بیش از 90 درصد افراد، مطالبی را که می آموزند در زندگی خود مورد استفاده قرار نمی دهند. به همین خاطر شما نباید جزو این افراد باشید.

5-تاثیر اطرافیان: همه ما با این جمله آشنایی داریم که بیشترین تاثیر را از 5 نفری دریافت خواهیم کرد که بیشترین ارتباط را با آنها داریم. به همین خاطر شما باید به همنشین خود توجه ویژه ای را داشته و افرادی را به عنوان دوستان صمیمی خود انتخاب کنید، که مشوق شما هستند. درواقع دوستان من، تمامی انگیزه های لازم را برای شروعی مجدد، ایجاد کرده و باعث شدند تا من سریعا با یک تحول مواجه شوم.

مطلب مرتبط: نکاتی که می توان از کتاب عادت های اتمی اثر جیمز کلییر آموخت

6-عدم تداوم: بسیاری از افراد پس از شرکت در یک سخنرانی، احساس انگیزه بالایی را پیدا می کنند که باعث می شود تا روز آینده دست به تغییراتی در زندگی خود بزنند. با این حال به علت برنامه‏ریزی و تعیین کردن یک حداقل زمان، پس از مدتی انگیزه های آنها کمرنگ شده و همه چیز را رها خواهند کرد. این امر در حالی است که برای تبدیل هر چیز به عادت، به 30 روز زمان نیاز خواهد بود. به همین خاطر لازم است تا برای ایجاد تغییرات سودمند، آن مورد را برای 30 روز به صورت مداوم انجام دهید. در غیر این صورت نتیجه ای را به دست نخواهید آورد.

7-عدم احساس ضرورت: در نهایت عاملی که باعث عقب ماندن افراد خواهد شد، عدم احساس نیاز است. برای اثبات این موضوع تنها کافی است تا به زندگی افراد موفق جهان نگاهی بیندازید. اکثر آنها از شرایط سخت و فقر به سطح فعلی رسیده اند. به همین خاطر توصیه من به شما این است که سختی هایی را در زندگی خود وارد کنید تا رفاه‎طلبی، باعث کاهش انگیزه شما نشود.

4-دلایلی برای بیدارشدن داشته باشید

هر روز این سوال را از خود بپرسید که چرا بیدار شده اید؟ اگر پاسخ مناسبی را پیدا نکردید بهتر است تا به خواب خود ادامه دهید. در کنار این موضوع، ضروری است تا به جملاتی که در طول روز بیان می‏کنید توجه ویژه ای را داشته باشید. درواقع این موارد مرز میان انجام شدن و یا ناتوان بودن را تعیین خواهد کرد. در این رابطه تنها کافی است تا یک آزمایش ساده را انجام دهید. درواقع اگر 12 شب بخوابید و 6 صبح بیدار شوید و با خود بگویید که 6 ساعت خواب کاملا کم است و قادر به ادامه این برنامه خواهید بود، فردا با تعداد ساعت خواب به مراتب بیشتری مواجه خواهید شد. این امر در حالی است که اگر اعلام کنید که از بیدار شدن در این ساعت احساس بسیار خوبی دارید و فردا هم حتما این برنامه را تکرار خواهید کرد، حتی شاهد بیدار شدن خود در ساعتی نظیر 5 خواهید بود. این امر به خوبی نشان می دهد که کلمات دارای قدرت بسیار بالایی در هر فرد بوده و می تواند تعیین‎کننده باشد. این امر باعث خواهد شد تا از این به بعد، نسبت به مواردی که بیان می کنید، کاملا هوشیار باشید.

5-مراحل بیدار شدن را رعایت کنید

برای این امر که پس از بیدار شدن کاملا سرحال و باانگیزه باشید، نیاز است تا 5 اقدام را انجام دهید.

1- اهداف خود را قبل از خواب مشخص کرده باشید تا به محض بیدار شدن، حتی یک دقیقه را نیز از دست ندهید.

2- ساعت خود را در فضایی دورتر از تخت خواب خود قرار دهید تا برای خاموش کردن زنگ هشدار آن، مجبور به برداشتن چند قدم، داشته باشید.

3-مسواک زدن را فراموش نکنید.

4-یک لیوان آب بنوشید.

5-ورزش کرده و پس از آن دوش بگیرید.

با انجام این 5 مرحله، امکان ندارد که انگیزه و انرژی لازم را در طول روز نداشته باشید. در این رابطه ممکن است تصور کنید که چرا به اهمیت صبحانه اشاره نشده است؟ درواقع پاسخ آن کاملا بدیهی بوده و پس از طی کردن این مراحل، امکان ندارد که کاملا گرسنه نباشید.

6-اقدامات حیاتی را انجام دهید

برخی از اقدامات هستند که رعایت آنها امری ضروری خواهد بود که شامل 6 مورد هستند.

1-سکوت: به عقیده بسیاری از افراد یک ساعت سکوت به اندازه سال ها مطالعه می تواند حاوی نکات آموزنده باشد. در این زمان شما باید به اقداماتی نظیر مدیتیشن، عبادت، تفکر عمیق، تنفس عمیق و قدردانی بپردازید.

مطلب مرتبط: نکاتی که می توان از کتاب قورباغه ات را قورت بده اثر برایان تریسی آموخت

2-تلقین: اگر باور داشته باشید که یک کاری را می توانید انجام دهید، حتما قدرت آن را پیدا خواهید کرد. این امر جمله ای است که محمدعلی کلی در یکی از سخنرانی های خود مطرح کرده است. در این رابطه مطالعه مداوم زندگینامه افراد بزرگ در کنار مشاهده جملات انگیزشی، کاملا تاثیرگذار خواهد بود.

3-تجسم: این امر که موقعیت مطلوب را در ذهن خود تجسم کرده باشید، بهترین لطفی است که هر فردی می تواند در قبال خود انجام دهد. این امر باید با جزییات زیادی همراه باشد تا به اقدامی کاملا باورپذیر تبدیل شود.

4-ورزش: اکر تصور می کنید که ورزش تنها برای رسیدن به تناسب اندام است، سخت در اشتباه هستید. در این رابطه خود را به زمان مخصوصی محدود نکرده و تا آن را به هر میزان که می‎خواهید ادامه دهید. برای مثال من در ابتدا یک دقیقه بیشتر ورزش را در دستور کار خود قرار نمی دادم. با این حال اکنون حتی یک ساعت ورزش مداوم را نیز ناکافی می دانم. این مسئله در روحیه، جسارت و افزایش آستانه تحمل شما دارای نتایجی خارق‎العاده است.

5-مطالعه: برای یادگیری و پیشرفت شما باید مطالعه داشته باشید. در این رابطه کاملا اولویت‏بندی داشته و زمان خود را برای کتاب های بی‏ارزش و یا کم‎ارزش، تلف نکنید.

6-نوشتن: سعی کنید همه چیز را مکتوب کنید و نوشتن باعث ایجاد نوعی تعهد خواهد شد. برای مثال افرادی که برنامه روزانه خود را یادداشت می کنند معمولا بهتر از افرادی که ذهنی این اقدام را انجام می دهند، به کارهای خود رسیدگی می کنند.

7- 6 دقیقه طلایی را مورد توجه قرار دهید

اگرچه ممکن است تصور کنید که تنها 6 دقیقه برای رسیدن به سطح موردنظر بسیار کم است، با این حال باید به این نکته توجه داشته باشید که برای موفقیت، صرفا زمان زیاد نشانه برتری محسوب نمی شود. درواقع موارد کوچک، باعث خواهد شد تا از انجام آن اطمینان بسیار بالایی را داشته باشید. این 6 دقیقه شامل موارد زیر است:

دقیقه اول: در یک دقیقه اول لبخند زده و بدن خود را کش و قوس دهید پس از آن به سکوت رفته و ذهن خود را از فکر کردن به اتفاقات بد خالی کنید.

دقیقه دوم: در ذهن خود با صدای بلند به بیان جملات مثبت و انگیزشی بپردازید. در این رابطه پس از مطالعه چندین مورد، به جملات مورد علاقه خود دست پیدا خواهید کرد.

دقیقه سوم: رویاهای خود را با جزییات کامل تجسم کنید.

دقیقه چهارم: به چیزهایی که بابت آنها در زندگی خود شکرگزار هستید فکر کنید.

دقیقه پنجم: به مطالبی که از آخرین مطالعه خود یاد گرفته اید، فکر کنید.

دقیقه ششم: از جای خود بلند شده و نیم دقیقه راه بروید. پس از انجام این اقدامات شاهد معجزه ای در وضعیت روحی خود خواهید بود.

8-به تغذیه خود توجه داشته باشید

قبل از میل کردن هر وعده غذایی، این پرسش را از خود مطرح کنید که چرا دارید این اقدام را انجام می دهید. درواقع برخلاف تصور عموم، بیشتر غذا خوردن تنها باعث خواهد شد تا بدن شما به فعالیت بیشتری برای هضم نیاز داشته باشد که این امر به معنای استفاده از انرژی به دست آمده صرفا برای هضم غذا خواهد بود. به همین خاطر است که معمولا افراد پس از صرف یک وعده سنگین، قادر به فعالیت خاص نخواهند بود. در این رابطه توصیه می شود که حجم غذای خود را کاهش دهید. این اطمینان را داشته باشید که شما به چنین حجمی، ابدا نیاز نخواهید داشت. نکته دیگر این است که باید به زمان توجه داشته باشید. در این رابطه زمان مشخص را کنار گذاشته و براساس تمایل خود اقدام کنید. برای مثال اگر اکنون تمایلی به صرف ناهار وجود ندارد، این اقدام را تنها در زمانی انجام دهید که احساس گرسنگی دارید. در نهایت شما باید به آن چیزی که میخورید توجه داشته باشید. بدون شک یک رژیم غذایی ناسالم، به معنای آن خواهد بود که انرژی شما در طول روز تامین نخواهد شد. به همین خاطر برای انتخاب مواد به چیزهایی فراتر از طعم و علاقه خود توجه داشته باشید. درواقع اگر شما از بدنتان مراقبت کنید، این اقدام از سوی آن نیز برای شما اتفاق خواهد افتاد.

9-عادت های خود را تغییر دهید

ما تنها به 30 روز زمان نیاز خواهید داشت تا یک عادت را کنار گذاشته و آن را با موردی بهتر جایگزین کنید. در این رابطه 10 روز اول، بسیار سخت خواهد بود. پس از آن همه چیز ساده تر خواهد شد با این حال طی کردن 30 روز، کاملا الزامی خواهد بود.

مطلب مرتبط: بررسی نکات مدیریتی کتاب رهبری

10-خودتان را تنها تصور نکنید

در آخر توصیه می شود که بسته 30 روزه را از سایت www.tmmbook.com دانلود کرده و تمارین آن را انجام دهید. درواقع قرار نیست که شما سختی هایی را که من برای رسیدن به این موارد داشته ام، تکرار کنید.

به عنوان نویسنده این مقاله پیشنهاد می کنم که در کنار خلاصه ای که شاهد آن بودید، زمانی را صرف مطالعه کامل کتاب کنید. این امر باعث خواهد شد تا هر فصل را به بهترین شکل یاد گرفته و در نهایت بهترین نتایج را به دست آورید.

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید